میلیاردر هایی که از صفر شروع کرده اند!

میلیاردر هایی که از صفر شروع کرده اند!

نشریه فوربس چند هفته پیش لیست ۴۰۰ فرد پولدار آمریکا را منتشر کرد که البته فقط یک لیست ساده با اعداد و ارقام نبود. فوربس داستان فرصت ها را بازگو می کند. بسیاری از این افراد موفق با تنگدستی و امکانات کم دست و پنجه نرم می کردند.

از جان کوم، موسس WhatsApp بپرسید که زمانی با کوپن های غذا زندگی می کرد و پس از فروش کمپانی اش به فیسبوک در ماه فوریه، به مبلغ ۱۹ میلیارد دلار، ثروتی ۷٫۷ میلیارد دلاری کسب کرد.

پس از آن لری الیسون، کسی که به مدت ۸ سال عجیب ترین کارهای ممکن را انجام می داد تا بالاخره اوراکل را افتتاح کرد. وی سال گذشته ۹ میلیارد دلار به ثروتش افزود.

این فقط یک رویای آمریکایی نیست، چندین و چند کارآفرین از سراسر دنیا در چنین موقعیت هایی بوده اند و حالا در دسته اقلیت پولدارها هستند. جک ما، موسس علی بابا واضح ترین نمونه است.

داستان این ثروتمندان نشان می دهد که تلاش، پشت کار و اندکی شانس می تواند بر شرایط بد غلبه کند و موفقیت های باورنکردنی پدید آورد.

 

جان کوم

دارایی: ۷٫۷ میلیارد دلار

جان کوم ۳۷ ساله، زمانی که ۱۶ سال سن داشت از آمریکا به اوکراین مهاجرت کرد. در ۲۰۰۹، وی و برایان اکتون، یکی دیگر از موسسین، اپلیکیشن برقراری ارتباط واتس اَپ را برای برقراری ارتباط بهتر مردم در سراسر جهان راه انداختند و به طور کلی جایگزین ارسال پیامک شد.

این اپلیکیشن حالا بیش از ۶۰۰ میلیون مخاطب در سراسر جهان دارد و اوایل امسال با مبلغ ۱۹ میلیارد دلار به فیسبوک فروخته شد و کوم را میلیاردر کرد.

 جک ما

دارایی: ۲۰٫۲ میلیارد دلار

ما در هانگژوی چین متولد و در فقر تمام بزرگ شد. وی موفق به دریافت شغل در رستوران های محلی نشد و امتحان های کالج را یکی پس از دیگری خراب کرد ولی بالاخره به عنوان یک معلم زبان انگلیسی فارغ التحصیل شد.

سپس، در سال ۱۹۹۵، اولین بار به ایالات متحده آمریکا سفر کرد و برای اولین بار اینترنت را تجربه نمود. خیلی زود متوجه شد که محتوای آنلاین چینی بسیار اندک است و همین باعث شد که China Pages را راه اندازی کند، یک فهرست و راهنما که قاعدتا اولین استارتاپ وب چینی بود و طولی نکشید که زمین خورد.

در ۱۹۹۹، علی بابا افتتاح شد. امروز، وی دو برابر آمازون کالا به مشتریانش می رساند و طبق اطلاعاتی که اخیرا منتشر شده، جک ما، پولدارترین فرد چینی است.

الیزابت هولمز

دارایی: ۴٫۵ میلیارد دلار

سال ۲۰۰۳، هولمز ۱۹ ساله، دانشجوی سال دوم در دانشگاه استنفورد بود که ترانوس را پایه گذاشت، یک شرکت که انجام آزمایش خون را ارزان قیمت می کرد.

این استارتاپ پالو آلتویی ۵۰۰ کارمند و ۹ میلیارد دلار ارزش دارد.

هولمز در زمان کودکی اش زبان ماندارین آموخت و پیش از اینکه به استنفورد برود پتنت هایی ثبت نموده بود. و حالا او میلیاردها دلار می ارزد.

 اینگوارد کمپراد

دارایی: ۳٫۹ میلیارد دلار

زمانی که کمپراد پسر بچه ای ۷ ساله بود و حوالی ۱۹۲۰ میلادی در سوئد زندگی می کرد، برای معاش خود به همسایگان کبریت می فروخت.

سپس به فروش کارت تبریک، مداد و زیورآلات جشن کریسمس روی آورد. در ۱۷ سالگی، کمپانی ای را پایه گذاشت که IKEA نام گرفت. ۲۱ ساله که شد به فروش لوازم خانگی روی آورد و اینگونه شد که داستان امپراتوری IKEA آغاز شد.

امروز، این تولید کننده در ۴۲ کشور جهان بیش از ۳۴۰ فروشگاه بزرگ دارد و سالانه درآمدی ۳۶ میلیارد دلاری کسب می کند. نیویورکر IKEA را کمپانی طراح نامرئی زندگی خانوادگی نامید.

در سن ۸۸ سالگی، کمپراد همچنان میانه رو برخورد می کند و از پرواز با هر هواپیمایی جز هواپیماهای رده اقتصادی سر باز می زند.

 هاوارد شولتز

دارایی: ۲٫۱ میلیارد دلار

شولتز در مصابحه با رسانه بریتانیایی Mirror گفت: “بزرگ که می شدم همیشه حس می کردم من یک سمت دیگر دنیا زندگی می کنم و باقی مردمی که می شناسم در سمت دیگر، منابع و پول بیشتری دارند و خانواده های شان خوشحال تر اند. و بنا به دلایلی، که نمی دانم چرا و چگونه، می خواستم از این مانع گذر کنم و آن چیزی را به دست آوردم که مردم می گفتند امکان پذیر نیست. من شاید الان کت و شلوار و کراوات زده باشم اما می دانم از کجا آمدم و آنجا چگونه است.”

شولتز پس از فارغ التحصیلی در زیراکس شروع به کار کرد اما…

اندکی بعد، وی به کافی شاپ هایی به نام استارباکس پیوست که در آن زمان تنها ۶۰ فروشگاه در آمریکا داشت. شولتز در سال ۱۹۸۷ به سِمت مدیریت کل کمپانی رسید و حالا، استارباکس ۱۶ هزار فروشگاه در سراسر جهان دارد.

اپرا وینفری

دارایی: ۳ میلیارد دلار

خانواده وینفری در میسیسیپی زندگی می کردند و از لحاظ مالی بضاعت کافی نداشتند اما این ها باعث نشد که وی بورسیه تحصیلی دنشگاه تِنِسی را دریافت نکند و به اولین مجری آفریقایی-آمریکایی در سن ۱۹ سالگی تبدیل نشود.

در سال ۱۹۸۳، وینفری به شیکاگو نقل مکان کرد تا در برنامه زنده ای اجرا کند که بعدها به The Oprah Winfrey Show تغییر نام یافت.

شهید خان

دارایی: ۴٫۴ میلیارد دلار

شهید خان، الان یکی از پولدارترین انسان های روی کره خاکی است اما زمانی که وی از پاکستان به آمریکا آمد تا در دانشگاه ایلینویز تحصیل کند مشغول به ظرف شستن برای کسب درآمد شد. اما حالا Flex-N-Gate، یکی از بزرگ ترین کمپانی های خصوصی آمریکا از آن اوست و باشگاه فولهام و یک تیم در لیگ NFL را هم مدیریت می کند.

 ژان پاول دِژوریا

دارایی: ۳٫۳ میلیارد دلار

پیش از ۱۰ سالگی، دِجوریا کارت کریسمس و روزنامه می فروخت تا از خانواده اش پشتیبانی کند. ناگهان وی به خانه هایی که کودکان فقیر در آن زندگی می کنند فرستاده شد و پیش از ملحق شدن به ارتش، زمانی را هم در گروه های کوچک سپری کرد.

با ۷۰۰ دلار قرض، دجوریا سیستم جان پاو میچل را راه اندازی کرد و خانه به خانه شامپو می فروخت در حالی که درون ماشینش زندگی می کرد. بعدها وی پاترون تکیلا را راه اندازی کرد و حالا هم در صنایع مختلف سرمایه گذاری می کند.

 دو وون چانگ

دارایی: ۵٫۲ میلیارد دلار

جین سوک و دو وون چانگ، یک زن و شوهر موفق هستند که Forever 21 را تاسیس کردند. پس از مهاجرت ازکره به آمریکا در سال ۱۹۸۱، باید همزمان ۳ شغل را به عهده می گرفت تا در تامین مایحتاج دچار مشکل نشود. اما این زوج موفق اولین فروشگاه لباس فروشی شان را در سال ۱۹۸۴ بنا گذاشتند.

Forever 21 حالا ۴۸۰ فروشگاه دارد که سالانه ۳ میلیارد دلار درآمد دارند.

 رالف لاورن

دارایی: ۷٫۸ میلیارد دلار

لاورن در برونکسِ نیویورک از دبیرستان فارغ التحصیل شد. اما بعدها کالج را ترک گفت تا به ارتش بپیوندد. وی در Brooks Brothers به عنوان منشی کار می کرد که از او پرسش شد آیا مردها آماده پوشیدن کراوات های بزرگ تر و براق تر هستند یا نه. سال ۱۹۶۷ تصمیم گرفت که به رویایش جان ببخشد و حدودا ۵۰۰ هزار دلار کراوات فروخت. با سرمایه ای که جمع کرده بود سال ۶۸، پولو را پایه گذاشت.

لئوناردو دل وچیو

دارایی: ۱۸٫۴ میلیارد دلار

دل وچیو، که لوکسوتیکا را در سال ۱۹۶۱ پایه گذاشت، یکی از ۵ کودکی بود که به یتیم خانه فرستاده شد چرا که نامادری او توان مراقبت از آن ها را نداشت.

در سن ۲۳ سالگی، او فروشگاه خودش را باز کرد که بعدها با برندهایی چون ریبن (Ray-Ban) و اوکلی به بزرگ ترین تولید کننده عینک و محافظ چشم تبدیل شد.

جورج سوروس

دارایی: ۲۴ میلیارد دلار

در دوران نوجوانی، سوروس خود را به عنوان پسر خوانده یکی از کارکنان وزارت کشاورزی مجارستان معرفی کرد تا از اشغال کشور توسط نازی ها جان سالم به در برد.

سوروس از کشور فرار کرد و به لندن آمد تا در کنار خویشاوندانش زندگی کند. اندکی بعد راه خود را به مدرسه اقتصاد لندن باز کرد.

پس از فارغ التحصیلی و پیش از کار در بانک شهر نیویورک، به عنوان فروشنده ی یک سوغات فروشی مشغول به کار شد. اقدام او در سال ۱۹۹۲ وی را میلیاردر کرد.

لری الیسون

دارایی: ۴۸ میلیارد دلار

وی در بروکلینِ نیویورک متولد شد و توسط خاله و دایی اش در شیکاگو بزرگ شد. پس از مرگ خاله اش، الیسون کالج را ترک کرد و به کالیفورنیا آمد تا برای ۸ سال کارهای عجیب و غریب انجام دهد.

پس از آن شرکت توسعه نرم افزاری اوراکل را در سال ۱۹۷۷ تاسیس کرد و حالا یکی از بزرگ ترین کمپانی های تکنولوژی در سراسر جهان برای اوست.

وی مدتی پیش از مقام مدیرعامل استعفا داد اما این ها باعث نمی شود که وی همچنان یک میلیاردر نباشد.

 رومن آبراموویچ

دارایی: ۹٫۵ میلیارد دلار

آبراموویچ در ساراتوفِ روسیه و در سال ۱۹۶۶ متولد شد. ۱۸ ماه پس از میلاد او، مادرش و در ۴ سالگی مادرش درگذشت. پس از این وقایع، مسئولیت وی با عمویش در مسکو و پدر بزرگ و مادربزرگش در ایالات کومی سپرده شد.

کالج را در انستیتو صنعتی روسیه گذراند و سپس در غرب سیبری مشغول فروختن محصولات نفتی شد.

گاردین می گوید نقطه عطف زندگی او سال ۹۲ بود؛ زمانی که مورد لطف بوریس برِزووسکی، یکی از سرمایه دارهای آن زمان روسیه قرار گرفت.

برزووسکی پس از اتهام به کلاه برداری به انگلستان مهاجرت کرد و آبراموویچ سلطه ای کامل یافت بر امپراتوری وی: ۸۰ درصد از سیبنِفت (پنجمین کمپانی نفتی روسیه)، ۵۰ درصد از Rusal (شرکت آلومینیوم نفتی روسیه) و ۲۶ درصد از Aeroflot (ایرلاین رسمی روسیه). پس از آن وی به سرمایه گذاری در بخش خصوصی روی آورد.

آبراموویچ هم اکنون یکی از پولدارترین  های روسیه است و علاوه بر باشگاه فوتبال چلسی، یک بویینگ ۷۶۷ و بزرگ ترین قایق بادبانی جهان را دارد

چگونه قبل از 30سالگی پولدار شویم؟

چگونه قبل از ۳۰سالگی پولدار شویم؟

چگونه قبل از ۳۰سالگی پولدار شویم؟

چگونه قبل از 30سالگی پولدار شویم؟

 

اگر یک حقیقت جهانی وجود داشته باشد، این است که همه بدنبال زود ثروتمند شدن هستند. به همین دلیل معلوم می‌شود که چرا اکثریت مردم دوست دارند باور کنند که یک شاهزاده نیجریایی با آدرس ایمیل خود آن بیرون آماده و بدنبال ارسال پول برای آنان است. واقعیت این است که بسیاری از جوانها بدنبال این هستند که تا سرحد ممکن به سرعت و به آسانی به گنج برسند.

به عنوان کسی که اولین میلیون دلارش را قبل از سی سالگی محقق کرد، این سوال که چگونه یک جوان میلیونر شویم همواره از من پرسیده می‌شود. متاسفانه من هیچ نوع جادویی بلد نیستم تا بلافاصله موفقیت را برایتان ظاهر کنم.

برای شروع، من قانون استاد شدن در ۱۰۰۰۰ ساعت در هر کاری را تدوین کردم، در ابتدا با لغو پارتی‌های دانشجویی برای اینکه به اتفاق گروه منتخبی از یاران باانگیزه با بیخوابی‌های شبانه روی طرح‌های تجاری کار کنیم شروع کردم. من بهمراه ۱۳ هم‌اطاقی دیگرم، بیشتر وقت‌های مفید خود را طی آن سالها به سختی کار کردیم و در حالی که غذایی ساده می‌خوردیم مهارت‌های خود را افزایش می‌دادیم.

آری، می‌دانم و می‌گویم که با داشتن عزم جدی و آرزوی موفقیت، در سنین جوانی هم می‌توان ثروتمند شد. در اینجا چند نکته را که به من کمک کرد تا به موفقیت برسم و شاید کمکی هم برای شما باشد بازگو می‌کنم.

۱٫ اقرار و حمله

به عنوان یک کارمند یا کارآفرین جوان، بسیاری از مردم، سن شما را بزرگترین مانع و بیشترین عامل بازدارنده می‌پندارند. اما واقعیت این است که جوانی‌تان شاید بزرگترین مزیت‌تان باشد.

بسیاری از کسانی که من با آنها ارتباط برقرار کردم مسن‌تر و گاهی خیلی مسن‌تر از من بودند. اغلب، این افراد می‌دانستند که دوست دارند دستی در فضای آنلاین داشته باشند ولی نمی‌دانستند که بازی در فضای آنلاین چگونه است. آنها عملاً دنبال کسی بودند که مشتاق و باانگیزه باشد، ولی بهتر از همه، دنبال کسی بودند که با تکنولوژی بزرگ شده و بازارش را درک کرده باشد.

در هر صورت، پرسنل یا کارآفرین بی‌تجربه بودن یقیناً یک نقطه ضعف قابل قبول است. اینجا بود که من استراتژی “اقرار و حمله” را تدوین کردم. من به شرکاری تجاری خود این حقیقت نسبتاً آشکار را می‌گفتم: من جوان هستم. ولی این بدان معنی نیست که نمی‌دانم چیکار می‌کنم یا وقت و انرژی برای متخصص شدن در زمینه کاری خودم نگذاشته‌ام.

زمانیکه من چیزی که هر دویمان می‌دانستیم را اقرار می‌کردم و مهارتهای خود را شرح می‌دادم، به باورهای نادرست آنها حمله می‌کردم. حالا دیگر فشار را به سمت آنها برمی‌گرداندم، و توضیح می‌دادم اگر بعد از فهمیدن مهارتهای ما، با من و تیم من راحت نیستند شاید ما گزینه مناسبی برای همدیگر نیستیم.

بدین ترتیب من اوضاع را تحت کنترل درآوردم و شرکای تجاری پیدا کردم که واقعاً به من و قابلیتهای من برای موفقیت باور داشتند، نه آن شرکای ترسویی که با اولین مشکل جا بزنند.

۲٫ روابط اجتماعی شما تعیین‌کننده موفقیت شماست

بعنوان یک کارجو یا کارآفرین جوان، روابط اجتماعی شما کلید اصلی است. به این گفته‌ی قدیمی فکر کنید، «تو به من نشان بده دوستانت چه کسانی هستند و من خواهم گفت شما چه کسی هستید.» این مطلب همان اندازه در دنیای تجارت صادق است که مادرتان در مورد آن دوست دبیرستانی که همیشه سعی می‌کرد شما سر کلاس درس نروید به شما هشدار می‌داد صدق می‌کند.

طبق نظر سخنران جیم رون، ما در سطحی برابر متوسط پنج تا از نزدیکترین دوستانمان هستیم که بیشترین وقت را با آنها می‌گذرانیم. ما اغلب از نزدیکترین کسان به خود تقلید می‌کنیم و اگر آنها افراد موفقی هستند، شانس موفقیت شما هم به همان نسبت بالا می‌رود.

اگر نزدیکترین پنج نفر به شما افرادی بسیار باانگیزه و موفق هستند، صفات بارز افراد این فشار مضاعفی برشماست که سخت‌تر تلاش کنید. در حقیقت، مطالعات نشان داد که کسانی که هدفهای خود را با دیگران درمیان نهادند ۳۳% شانس بیشتری در رسیدن به آن اهداف پیدا کردند.

طبق تجربه شخصی من، وقت‌گذارانی با افراد موفق این اجازه را به من داد که با اشخاص جالبی ملاقات کنم و شبکه ارتباطی خود را گسترده‌تر کنم. روابطی که من گسترش دادم روابطی مخلصانه و بی‌ریا بوده و اجازه می‌داد به دیگران در حد معلوماتم کمک کنم و هم از پیشنهادات راهنمایانه و حمایت آنها بهره‌مند شوم.

بعنوان مثال، من با فردی در NFL آشنا بودم که مرا به یک بازیکن سابقی که می‌شناخت معرفی کرد و او کسی بود که در رسته‌ی کاری ما شخص تاثیرگذاری بود. ما ایده‌های تجاری خود را با هم در میان گذاشتیم و بسرعت با هم دوست شدیم. یک شب، من تماسی از وی دریافت کردم که مرا به یک پارتی که خودش میزبان آن بود دعوت کرد.

در آن جمع من این فرصت را داشتم که با بسیاری از افراد موفق و بانفوذ ارتباط برقرار کنم. در دانشکده، من وقت زیادی برای گسترش ارتباطات نداشتم چون من به ۱۰۰۰۰ ساعت کار مفید روی کارم متمرکز بودم، در حالیکه اکنون من با یک ستاره تنیس مشغول گپ زدن هستم. قسمت بزرگی از زندگی اجتماعی من در مراوده با افراد موفقی می‌گذرد که درک می‌کنند من در چه جهتی تلاش می‌کنم و می‌توانند مرا در رسیدن به اهدافم یاری کنند. ارتباط با افراد تاثیرگذار و مثبت تاثیر بسزایی در جهت‌یابی صحیح شما به سمت موفقیت دارد.

متاسفانه برای همه‌ی ما، پولی از آسمان نمی‌افتد یا روی شاخه‌ی درخت نمی‌روید. با این حال خبر خوب این است که هیچ چیز شما را از دستیابی به موفقیت در عنفوان جوانی بازنمی‌دارد. تنها باید سخت تلاش کنید و به توانایی‌های خود اعتماد داشته و خود را با افراد مثبت و موفق همراه کنید.

درآمد 8 میلیونی با 10 بز

درآمد ۸ میلیونی با ۱۰ بز

درآمد ۸ میلیونی با ۱۰ بز

درآمد 8 میلیونی با 10 بز

درآمد ۸ میلیونی با ۱۰ بز

جواد ابراهیم پناه از کودکی به حوزه دامپروری علاقه داشت، در دانشگاه نیز رشته دامپروری خواند و در دوران سربازی و وقتی در نیروی هوایی ارتش در شهر مشهد خدمت می‌کرد، در قمست جهاد سازندگی مسئول رسیدگی به دام‌ها شد و توانست با رشد و توسعه این بخش، یک گاوداری با سودآوری خوب برای جهاد تاسیس کند.

پیش از اینکه کار خود را در حوزه پرورش بز آغاز کند، چند سالی هم مرغ داری را تجربه کرده است.

جواد ابراهیم پناه اظهار کرد: در ابتدای کارم در حوزه بز ۳۰ میلیون تومان وام به کمک بسیج سازندگی گرفتم و این وام محرک خوبی برای این کار تولیدی بود. بالاخره کار پرورش بز سانن را آغاز کرده و در سه حوزه اصلی این تولیدی فعالیت می‌کند. حوزه اول پرورش بزغاله سانن، حوزه دوم فرآوری محصولات لبنی مثل کره و پنیر و کشک و خامه از شیر بز سانن و حوزه سوم که برای اولین بار در ایران رخ می‌دهد، تولید بستنی از شیر بزسانن است.

ابراهیم‌پناه گفت: خاستگاه‌نژاد بزسانن کشور فرانسه است ولی در میان تمام نژادهای شیری بز در درنیا، نژاد سانن بیشترین پراکندگی را داراست. هر بز معمولی در کشور ما سالانه در حدود ۱۵۰ کیلو شیر می‌دهد، در صورتی که تولید شیر بز سانن ۱۰ برابر است.

این کارآفرین از خواص دارویی این شیر هم می‌گوید: که درمانی قطعی و مناسب برای خیلی از بیماری‌ها از جمله روماتیسم است.

وی افزود: برای اینکه بهره وری را در این کار افزایش دهیم، بز نر را سانن انتخاب کرده و بز ماده را از بزهای بومی انتخاب می‌کنیم، تا بزغاله‌ای که به دنیا می‌آید، بزغاله ای با بهره وری بالا و همچنین سازگار با شرایط بومی کشور ما باشد.

این کارآفرین ادامه داد: همسر، برادر، خواهر و دو پسر جواد ابراهیم پناه در کار پرورش بز به او کمک می‌کنند و به جز آن‌ها، برای ۴ نفر دیگر هم شغل ایجاد کرده است.

ابراهیم‌پناه که واحد تولیدی‌اش در شهر مشهد مقدس و در استان خراسان رضوی قرار دارد، می‌گوید: ۵۲ رأس بز داریم که در روز تقریبا ۹۰ تا ۱۰۰ کیلو شیر می‌دهند. هر کیلو شیر بز سانن را به قیمت ۳۵۰۰ تومان می‌فروشیم. بز در طول سال فصل خاصی برای شیردهی ندارد و در طول سال ۱۰ ماه شیر می‌دهند. در کنار فروش شیر از تولید بزغاله نیز سالانه ۱۰۰ میلیون تومان درآمد داریم.

ابراهیم‌پناه در پایان گفت‌وگو گلایه‌ای هم از جوانان دارد و با یک حساب سرانگشتی می‌گوید که شغل‌های تولیدی درآمد بسیار بهتری دارند. وی می‌افزاید: «جوانان ما کم کار شده‌اند. فرهنگ بدی رواج پیدا کرده است.

چرا جوانان ما به دنبال کار دولتی هستند؟ کار دولتی حقوق بخور و نمیر دارد. با وام هایی که امروز برای کارهای تولیدی داده می‌شود، راحت می‌توان ۱۰ رأس بز خریداری کرد.

حال این ۱۰ بز را یا به چرا ببرد یا در سالنی مخصوص علوفه بدهد در روز ۳۰ کیلو شیر خواهد داشت، اگر این ۳۰ کیلوگرم شیر را به قیمت هر کیلوگرم ۳ هزار و ۵۰۰ تومان بفروشد روزی ۱۱۵ هزار تومان می‌شود.

وی افزود: هر بز در روز ۳ کیلو علوفه می خورد که به قرار هرکیلو علوفه ۲ هزار و ۵۰۰ تومان می‌شود روزی ۷ هزار و ۵۰۰ تومان. غذای هر بز را اگر از ۱۱۵ هزارتومان کم کنیم درآمد روزانه از شیر ۱۰۷ هزار و پانصد تومان می‌شود.

با این شرایط شما ماهانه سه میلیون و دویست و بیست و پنج هزار تومان درامد دارید که با کسر ۷۰۰ هزارتومان بابت محل نگه داری این بزها می‌شود ماهی تقریبا دومیلیون و پانصد هزار تومان. یعنی شما به اندازه یک کارمند با حقوقی خوب درآمد کسب کرده‌اید.

این فقط درآمد شیر بود، بزها در سال ۲ بار بچه به دنیا می‌آورند و بعضی وقتها دوقلو هم می‌شود که اگر سالیانه میانگین ۳۰ عدد بز به دنیا بیاید که هرکدام هم ۲٫۵ میلیون تومان به فروش برسد می‌شود سالیانه ۷۵ میلیون تومان که اگر تقسیم بر ۱۲ ماه کنیم ماهانه مجموعه شما ۸٫۵ میلیون تومان درامد خواهید داشت، یعنی فقط با ۱۰ بز به اندازه یک مدیر عالی‌رتبه درآمد می‌توان کسب کرد.

میلیونر

سوالی که باعث شد میلیونر شوم!

سوالی که باعث شد میلیونر شوم!

هر روز اینباکس ایمیل من پر از ایمیل‌های افرادی است که از من می‌پرسند چکار کردم تا میلیونر شدم. جواب من همیشه آنها را غافلگیر می‌کند. من به آنها می‌گویم درآمد یک میلیون دلار در یک سال و درآمد ده هزار دلار در هر سال به یک میزان تلاش نیاز دارد.

تفاوت این دو،‌ در میزان تلاشی که برای آنها صرف می‌کنید نیست،‌ بلکه این تفاوت ناشی از این است که شما در مورد تلاش‌های خود چه فکر می‌کنید.

من قبل از اینکه فرمول سری کسب ثروت را یاد بگیرم ده‌ها شغل داشتم. یادم می‌آید یک بار در یک کارخانه‌ی خودروسازی کار می‌کردم و از اینکه مجبور بودم هر روز ساعت ۳ صبح بیدار شوم و کیلومترها راه پیاده بروم تا به آنجا برسم احساس خوبی نداشتم، این کار به نوعی نوکری و تحقیرآمیز بود. کار من در آنجا ساعت ۹ صبح تمام می‌شد و سپس خسته به مدرسه می‌رفتم و به سختی می‌توانستم درس را یاد بگیرم. این نوع زندگی خیلی برایم منفور و خسته‌کننده شده بود و می‌دانستم که حتما راه بهتری هم برای پول درآوردن وجود دارد. ولی چطور؟

دیگر از احساس بی‌ارزش بودن و بدبختی خسته شده بودم. بعد از سال‌ها تغییر شغل در نهایت این سوال را یاد گرفتم و زندگی‌ام دگرگون شد:

“چطور می‌توانم در زمان کمتر، ارزش بیشتری را به افراد بیشتری ارائه کنم؟”

با این سوال،‌ در واقع این را از خودتان می‌پرسید که چطور می‌توانم با سریع‌ترین روش ممکن، فرد بهتری برای افراد بیشتری باشم؟

میلیونر

اجازه دهید این سوال را به سه بخش تقسیم کنیم:

۱ . چطور می‌توانم ارزش بیشتری ارائه دهم؟‌

با این سوال در واقع از خودتان می‌پرسید چطور می‌توانم خدمات بیشتری به مردم ارائه دهم؟ در اینجا هدف این است که بر کیفیت خدماتی که به دیگران ارائه می‌کنید تمرکز نمایید.

من در ابتدا علاقه‌ای به ارائه‌ی خدمات به دیگران نداشتم. ولی در نهایت با پرسیدن این سوال متوجه شدم که فقط در صورتی می‌توانم برنده شوم که خدماتی را که خودم دوست دارم به مردم ارائه دهم. به زودی تصمیم گرفتم حتی‌الامکان بهترین کیفیت خدمات را به مردم ارائه دهم و بدین ترتیب با این کار ارزش من در بازار افزایش یافت. شما فقط با غنی کردن دیگران می‌توانید ثروتمند شوید.

۲ . چطور می‌توانم به افراد بیشتری دسترسی پیدا کنم؟‌

تحقیقات نشان داده‌اند که هر شخص به طور متوسط در طول روز با ۲۷ نفر به طور مستقیم یا غیرمستقیم در ارتباط است. شما همیشهمی‌توانید تعداد افرادی را که با آنها ارتباط دارید افزایش دهید، بدین منظور می‌توانید تعداد افرادی که با کار شما مرتبط هستند و تعداد دفعاتی که آن افراد گذرشان به کار شما می‌افتد را گسترش دهید.

راز ثروتمند شدن من این است که سعی کردم این دو کار را به طور همزمان انجام دهم تا ارزش‌افزوده‌ی گسترد‌ه‌تری ایجاد کنم. با استفاده از تکنولوژی هم می‌توانید خدمات خود را به سایر کشورها ارائه کنید و به افراد بیشتری دسترسی پیدا کنید. چیزی که در اینجا مهم است این است که تا جایی که می‌توانید ارتباط‌های بیشتری برقرار کنید.

شاید نتوانید همه‌ی این ارتباط‌ها را مدیریت کرده و توسعه دهید، ولی اگر هر روز مثلا با ۱۰۰۰ نفر ارتباط داشته باشید، قطعا نسبت به کسی که هر روز با ۱۰ نفر ارتباط دارد نتیجه‌ی بهتری کسب خواهید کرد.

۳ . چطور این کار را در زمان کمتری انجام دهم؟

زمان، ارزشمندترین دارایی ماست و همه‌ی ما می‌خواهیم زمان بیشتری داشته باشیم. این سوال،‌ کارایی شما را افزایش داده و به شما کمک خواهد کرد بهره‌وری خود را نیز افزایش دهید. شما علاوه بر اینکه باید بهترین کیفیت خدمات را ارائه کنید، باید این کار را به سریع‌ترین روش ممکن نیز انجام دهید. الان وقت آن رسیده که سرعت کار خود را افزایش داده و در زمان‌های معین، دستاوردهای بیشتری تولید کنید.

اگر بتوانید تعداد افراد مرتبط با کار خود را افزایش دهید درآمدتان دو برابر خواهد شد. سعی کنید راه‌هایی پیدا کنید تا ارزش خود را در سریع‌ترین زمان ممکن به افراد بیشتری ارائه کنید، در این صورت خیلی بیشتر از آنچه که فکرش را می‌کردید ثروتمند خواهید شد.

بنابراین، این سوال را می‌توان اینطور نوشت:

چطور کیفیت و کمیت کارم را با سریع‌ترین روش ممکن افزایش دهم؟

این سوال را روی یک برگه کاغذ نوشته و به مدت یک ماه هر روز با خودتان تکرار کنید. در این صورت نتایج چشمگیر آن را در زندگی خود خواهید دید.

خانم مقیمی

مصاحبه با ثروتمندترین زن و هشتمین میلیاردر ایران

متن کامل مصاحبه خانم مقیمی با روزنامه عصر اقتصاد

کارآفرینی، نو آوری

سیده فاطمه مقیمی، اولین بانوی زن ایرانی است که توانست یک شرکت بین المللی حمل و نقل را به نام خود ثبت کند. در زمانی که انجام این کار بسیار دشوار می نمود و باورهای جامعه این هنجار را نا به هنجاری می پنداشت او توانست با روحیه خستگی ناپذیر و ایمان قوی آن را به انجام برساند.
او کسی است که نه فقط فعل خواستن بلکه فعل توانستن را برای خود صرف کند و این موفقیت را مرهون تلاش ها و پیگیری ها خود و حمایت های همه جانبه همسر خود می داند.

خانم مقیمی

زنی مهربان که دوست دارد تجربیات خود را در اختیار زنان و دختران جوان قرار دهد.
سمت هایی که او تاکنون داشته و دارد سه دوره عضویت در هیئت مدیره انجمن صنفی شرکت های حمل ونقل بین المللی، دوازده سال عضویت و ریاست بخش حل اختلاف و رسیدگی به شکایات تجار و شرکت ها و تجار با هم و رانندگان از تجار و … است که برای او جای بسی افتخار است که توانسته بیش از ۹۵% این پرونده ها را با صلح وسازش طرفین مختومه کند.
او همچنین عضو انجمن های دوستی ایران و کشورهای مختلف و مدیرعامل انجمن ملی زنان کارآفرین وعضو گروه مطالعاتی و تحقیقاتی کریدور شمال- جنوب است. او تنها بانوی عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران و ایران است.

 

رزومه ای از زندگی اقتصادی خودتان شرح دهید.
من درسال ۱۳۵۸ دریک شرکت حمل و نقل بین المللی ابتدا در بخش ترجمه و بعد در بخش کامیون داری کارم را شروع کردم که مدت سه سالی که درآن شرکت بودم دوره کارآموزی برای من محسوب می شد. تا اینکه در سال ۱۳۶۱ تصمیم گرفتم به صورت مستقل کارکنم که این تصمیم تا مرحله اجرایی شدن دو سال طول کشید.
دلیل تأخیر در اخذ مجوز ثبت شرکت، سلیقه های شخصی و فکری بود و اینکه تا آن زمان در زمینه حمل و نقل هیچ زنی وارد بازار کار نشده بود. با وجود اینکه درقانون ذکر نشده که ممنوعیتی برای ثبت یک شرکت حمل و نقل بین المللی برای بانوان وجود دارد. بعد از دو سال هر وقت به دربسته می خوردم از پنجره وارد می شدم. مراجعه به نهادهای مختلف درسال ۱۳۶۳ توانستم شرکت حمل و نقل خود را به ثبت برسانم.
دراین صورت شما اولین زن ایرانی هستید که مدیریت یک شرکت بین المللی حمل و نقل را به عهده گرفتید.
بله. درنظر بگیرید که هم ثبت و هم مدیریت شرکت حمل ونقل بین المللی.
تأثیر فعالیت های اقتصادی بر زندگی خانوادگی شما چگونه بود وچطور توانسته اید فعالیت های اقتصادی و امور زندگی را با هم بیامیزید؟
من منافاتی درعملکرد و یا کارکرد یک زن در بیرون از خانه و پذیرش مسئولیت درمنزل نمی بینم. درطول سنوات گذشته یک سری شغل های خاص برای خانم ها تعریف شده بود، مثل شغل معلمی چرا که اینطور تصور می شد یک معلم خانم هر روز تعداد ساعات مشخصی سر کار است و سه ماه تابستان را استراحت می کند و تعطیلات نوروز را هم درکنار خانواده است.
اما من تصور می کنم با برنامه ریزی دقیق و تنظیم برنامه می توان همه برنامه های خود را هماهنگ کرد. چه بسا خانم خانه داری که درخانه است و در بیرون از منزل کار نمی کند ولی همیشه احساس می کند از انجام کارهای خانه عقب افتاده است. من به عنوان زنی که تا دیرهنگام بیرون از خانه کارمی کند به صورت مرتب و منظم کار منزل را انجام می دهم. بطوریکه اگر کسی سرزده وارد خانه ام شود محال است که با خانه ای نامرتب روبرو شود.
به همین دلیل اعتقاد دارم که اگر مدیریت زمان و زمان بندی داشته باشیم راحتر می توانیم برنامه ها و کارهای خود را در ساعت تعیین شده انجام دهیم.
تاریخچه و دلیل ایجاد انجمن ملی زنان کارآفرین را توضیح دهید؟
این انجمن هیئت مدیره نه نفره دارد ودرتاریخ ۱۳/۸/۱۳۸۵ به صورت رسمی کارخود را آغاز کرد. در اولین دوره که انتخابات آن برگزار شد من به عنوان مدیرعامل انتخاب شدم.
با توجه به اینکه جمعیت جوان کشورمان زیاد است و اکثر آنها با وجود داشتن تحصیلات دانشگاهی مشکل اشتغال دارند، این انگیزه را در ما بوجود آورد که مجموعه ای را درست کرده و براساس آن تجربیات خود را به دیگر زنان منتقل کنیم.

 

شاید این پرسش مطرح شود که چرا انجمن ملی زنان و چرا مردان نه؟

واقعیت این است که زنان کارآفرین درحال حاضر در موقعیتی هستند که با چندین سال تجربه ای که دارند نسبت به کسانی که تازه وارد بازار کار شده اند قوی تر هستند که البته این قوت و قدرت نسبی است.
بنابراین من اعتقاد دارم کسی که به این قوت و قدرت رسیده باید زکات علم و تجربه خود را به دیگران بدهد. ازطرفی قشری که در جامعه باید بیشتر به آن توجه داشت قشرجوان است و از میان جوانان جنسی که در کشور ما مظلوم واقع شده جنس زن است. بنابراین رسالت انتقال تجربه و علم عموماً برهمه انسانها و خصوصاً به زنان و جوانان بیشتر مد نظر ما است تا به این وسیله زنانی که می خواهند وارد عرصه کسب و کار شوند با اطلاعات و بنیه قوی وارد بازار کار شوند.
نقش خانواده ها را در امر کارآفرینی چگونه ارزیابی کنید؟
خانواده رکن اصلی یک جامعه است. اگر کسی بر اصول خانواده اعتقادی نداشته باشد نمی تواند به اصل جامعه هم اعتقاد پایدار داشته باشد.
بنابراین اگر کاری را شروع می کنیم در ابتدا باید به پایه و اساس زندگی که همان خانواده است توجه داشته باشیم. از طرفی اگر کسی به عنوان کارآفرین بخواهد وارد بازار کار شود تا حمایت خانواده را به همراه نداشته باشد موفق نمی شود. بنابراین این دومقوله تفکیک ناپذیرند.
در همه شغل ها و تجربیات کاری زنان درجامعه این مسأله مصداق دارد. حتی آن معلمی که مثال زدم اگر همکاری همسر و فرزندان خود را در انجام امور زندگی نداشته باشد، نمی تواند آن شرایط ایده آل و مطلوب را که در نظر همه خانواده ها است ایجاد کند.
پس خانمی که در بیرون از منزل کار می کند زمانی که وارد منزل می شود انتظار همکاری از سوی فرزندان و همسر خود را دارد.
آیا تاکنون بررسی هایی درخصوص پیشینه کارآفرینی درایران صورت گرفته است؟
تاکنون تحقیق و بررسی درمورد پیشینه کارآفرینی درایران به صورت جدی و عملی انجام نپذیرفته است. باید در نظرداشت که مقوله کارآفرینی با فرهنگ کارآفرینی در چند سال اخیر در جامعه رایج شده است. اگر چه در سالیان دور هم کارآفرینی زنان وجود داشته ولی به این نام نبوده است.
شاید نام آن جسارت بوده است! به عقیده من هرکس که به کاری مشغول است کارآفرین محسوب می شود. حتی آن خانمی که خانه دار است هم به عنوان یک نیروی انسانی کارآفرین نامیده می شود.باید دید که انسانها کارآفرینی را چگونه تعریف می کنند؟ من کارآفرینی را نو آفرینی تعریف می کنم، جسارت و شکستن قیود می دانم. اصولاً کارآفرینی زنان از دو مؤلفه تشکیل شده است. یکی سنت شکنی یک سری قیدها که در باور جامعه معمول نبوده و دیگری ایجاد اشتغال و کارآفرینی برای دیگران که این نگاه و طرز فکر به کارآفرینی در قدیم هم وجود داشته ولی بسیار محدود بوده است. مثلاً نسل های قبل، یک دار قالی می زدند و چند نفر با بافتن آن هم امرار معاش می کردند و هم هنر فرش باقی را زنده نگه می داشتند. تا اینکه کسی پیدا شد که تصمیم گرفت این هنر و کار خود را که مثلاً فرش بافی، دامداری و یا کشاورزی و هر کار رایج آن زمان را در بیرون از خانه عرضه کند تا دیگران هم از محصول کارش بهره مند شوند و به این صورت بود که کم کم کارآفرینی زنان به متن جامعه وارد شد.
درمورد حرفه من هم همین اتفاق افتاد. درمقوله حمل و نقل، یک زن اصلاً جایگاهی نداشت از طرفی ممنوعیت قانونی هم نداشت.
درمورد گرفتن تصدیق پایه یک رانندگی هم همین شرایط حکمفرما بود. زمانی که من در سال ۱۳۶۶ تصمیم به گرفتن گواهینامه پایه یک رانندگی گرفتم با من به شدت برخورد شد و حدود دو سال پرونده من را مرجوع می کردند. زمانی که از مسئولین می پرسیدیم دلیل امتناع شما از دادن این گواهی نامه به من چیست؟ می گفتند: چون زن نمی تواند! می پرسیدم: چرا؟ دلیل قانونی این نتوانستن چیست؟
من می دیدم که سلیقه و طرز فکر آن مسئول است که این ممنوعیت را ایجاد می کند و در هیچ جای قانون دلیلی برای اخذ نکردن این اعتبار توسط یک خانم وجود ندارد. بالاخره با پافشاری و روحیه خستگی ناپذیری که داشتم توانستم آن ها را مجاب کرده و گواهی نامه پایه یک رانندگی را بگیرم.
شرایط جامعه ایران را بعد از پیروزی انقلاب اسلامی برای کارآفرینی زنان چگونه ارزیابی می کنید؟
به عقیده من جامعه ما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در زمینه کارآفرینی زنان بسیار متحول شده و خیلی از مسائل برای زنان پذیرفته شده است. از جمله اخیراً سرویس های تاکسی تلفنی بیسیم بانوان، استفاده از دختران جوان در طرح های آماری و غیره …
ضمن اینکه دنیا در حال پیشرفت و تعالی است. در این پیشرفت و تعالی، هم زنان و هم مردان سهیم هستند و دیگر نمی توان انسان ها را در خانه و محله و شهر خود محصور کرد. بلکه باید با تمام دنیا در ارتباط بود که این همان بحث جهانی شدن است که امروزه مطرح می شود.
اگر این پیشرفت را در صدر کارها بخواهیم قرار دهیم برای تحقق آن ابزار لازم داریم. این ابزار، انسانها هستند که برای ورود به کار باید به سلاح مهارت مجهز باشند. اینجاست که دیگر نباید فرق جنسیتی درنظر گرفته شود بلکه باید قابلیت ها، استعدادها و مطالعات انسانها مطرح می شود.
درمورد اخذ گواهی نامه پایه یک رانندگی چه لزومی احساس کردید؟ آیا چون با شغل شما مرتبط بود؟
لزومی نداشت، فقط خواستم. اراده من خواست که در مورد حرفه ام مسئله و کاری برایم ناشناخته نماند. از طرفی چون ارباب رجوع و شاغلان ما همه رانندگان ماشین های سنگین هستند برای اینکه مشکلات آنها را بیشتر درک کنم تصمیم به اخذ این گواهینامه گرفتم.
خدمات انجمن ملی زنان به زنان کارآفرین چیست؟
ما درانجمن ملی نشست های دائمی و متوالی داریم که درآن به بررسی چالش هایی که زنان در زمینه شغلشان با آن روبرو هستند می پردازیم و از روی تجربه ای که داریم به آنها راهکار ارائه می دهیم.
مهمترین مسأله ای که در این جلسات به آن پرداخته می شود بررسی مشکلات کاری زنان کارآفرین است و دوم راهنمایی ومشاوره کارآفرینان جوانی که به تازگی وارد بازار کار شده اند.
درانجمن بخش های مختلفی را مثل بخش های پژوهشی، آموزشی، حقوقی و ارتباطات ایجاد کرده ایم. همچنین انجمن، سایتی را راه اندازی کرده که اطلاعات روز و اطلاعاتی که در خصوص کارآفرینی مطرح است در دسترس همه علاقمندان و متقاضیان قرارداده ایم. همچنین در نشست های فصلی خود به بررسی عملکرد فصلی پرداخته و در هر فصل به صورت گروهی به یکی از استان های محروم سفرمی کنیم. انتخاب استانها هم به این صورت است که ابتدا زنان کارآفرین هر استان را شناسایی کرده و به میزان محرومیت هر استان آنها را انتخاب می کنیم. در سفرهای استانی، از کارگاه های آن ها دیدن کرده و مشکلات آنها را که غالباً حقوقی، ثبتی، دارایی و بیمه و… بوسیله قسمت حقوقی انجمن که قبلاً ذکر کردم برطرف می کنیم.
یکی دیگر از برنامه هایی که به صورت جدی تصمیم داریم آن را اجرا کنیم بحث مستند سازی است. در برهه از زمان یکی از بانوان که عضو انجمن هم نیست ازچند سال قبل شروع به جمع آوری اطلاعات و شناسایی اولین زنان کارآفرین در شغل خودشان کرد و آن را در کتابی تدوین و به چاپ رسایند.
ما هم تصمیم گرفتیم که کتابی را تدوین و تا لیف کنیم و درآن تمام زنان کارآفرین عضو انجمن و حتی غیراز انجمن را معرفی کنیم.
ما از ابتدای تأسیس انجمن تا به حال سه دورهمایش در اسفند ماه هر سال برگزار کرده ایم و در این همایش ها زنان کارآفرین، استعدادها و نوآوری ها را شناسایی کرده و آنها را به دیگران معرفی کرده ایم که آخرین همایش در دانشگاه صنعتی شریف، مرکز همایش های کارآفرینی برگزار شد که به معرفی زنان دانش آموخته دانشگاهی می پرداخت.
انتظار انجمن ملی زنان از دولت چیست؟
حمایت. شناسایی وحمایت از کارآفرینان وارائه وام به بنگاه های کوچک جهت توسعه و کارآفرینی، بزرگترین انتظار ما از دولت است.
من به شخصه به عنوان کسی که بیست و هشت سال در امر حمل ونقل بین المللی سابقه کار دارم، در مورد توسعه ناوگان حمل و نقل کشور با ارسال مدارک به وزارت راه و ترابری درخواست وام کرده ام تا بتوانم ایده خود را به عمل برسانم که هر بار به نحوی از انحاء بانک این وام به من واگذار ننموده است.
واقعاً چرا؟ طبق ضابطه من می بایست این تسهیلات را بگیرم.
شرکت من هم یک شرکت موروثی نیست بلکه من کارم را از کم و اندک شروع کردم و ثابت کردم که بدون هیچ کدام از این اتصالات وحتی سرمایه کلان هم می شود تعالی و پیشرفت داشت. سرمایه اولیه من حتی به اندازه ای نبود که بتوانم شرکت خود را به ثبت برسانم.
بنابراین انتظار من و تمام زنان کارآفرین از دولت، اول شناسایی زنان کارآفرین و دوم با ارائه تسهیلات به آنها و پشتیبانی از بنگاه های جهت توسعه امکان ادامه فعالیت را برای آنها فراهم کند و با برداشتن موانعی چون ارائه سند ملکی یا سرقفلی و یا پول هنگفت و… برای گرفتن تسهیلات آنها را درمانده نکند.
موانع فرهنگی- اجتماعی پیش روی فعالیت زنان انجمن چیست؟
موانع و مشکلات پیش رو، یکی سنت ها و باورهای جامعه است که تغییر آن طولانی مدت و زمان بر است. از دیرباز با جنس زن به گونه دیگر برخورد شده است. قبل از اسلام که دختران را زنده به گور می کردند، با پیدایش اسلام با این طرز تفکر به شدت برخورد شد که اگر ارزش دختران بالاتر از پسران نباشد کمتر از آنها هم نیست. بعد از آن بازهم زنان به یک سری قیود محدود شدند. من عقیده دارم که دین اسلام به زن بیشتر از ادیان دیگر بها داده است. شما وقتی به تاریخ اسلام مراجعه می کنید می بینید که حضرت خدیجه (س) بزرگترین تاجر زمانه خود بود. پس در اسلام محدودیتی برای فعالیت اجتماعی زن وجود نداشته است. بلکه این طرز فکر حکومت ها بوده که به آنها را محدود کرده وکنار گذاشته اند.
درحال حاضر این طرز فکر تا حدودی بهبود یافته است ولی هنوز متأسفانه در جامعه باورهایی وجود دارد که زن را محصور در خانه را بیشتر می پسندد.
به طورمثال، من یک سؤال مطرح می کنم. فرض کنید که برای یکی از بستگان شما یک عمل جراحی پیش بیاید که دو جراح حاذق، یکی زن و دیگری مرد به شما معرفی می شود. چند درصد از شما حاضرید که جراح زن را انتخاب کنید؟ آیا واقعاً به قابلیت وتجربه توجه می کنید یا جنسیت را مد نظر قرار می دهید؟ درجامعه ما متأسفانه هنوز باورها نسبت به قابلیت ها در جنسیت محصور شده است.
آیا با مؤسسات خارجی هم همکاری دارید؟
بله. شرکت حمل و نقل بین المللی سدید بار با تمام کشورهایی که مجاز به ایجاد ارتباط تجاری و بازرگانی با آنها است قرارداد دارد. در سطح کشور هم ما در تمام شهرهای ایران نماینده داریم. رانندگان ما به عنوان سفیران جمهوری اسلامی درتمام کشورهای جهان که قابل تردد هستند فعالیت می کنند. بنده نیزبه خاطر شغل خود سفرهای متعددی به خارج و داخل کشور دارم.
چه برنامه ها و پروژه هایی در مورد کارآفرینی زنان و جوانان دنبال می کنید؟
یکی از اصلی ترین کارهای در دست اقدام ما، بحث فرهنگی مستند سازی است. چون درحال حاضر اشاعه فرهنگ کارآفرینی در بین زنان وشناسایی کارآفرینان دراین مقطع زمانی بسیار مثمر ثمر است.
دغدغه مهم دیگر ما، اشتغال جوانان است. ما تلاش می کنیم که به جوانان و زنانی که تحصیلات دانشگاهی دارند و حتی آنهایی که به دانشگاه نرفته اند عامل خود باوری را القا کنیم تا بتوانند توانایی های خودشان را شناسایی کنند. ما باید به جوانان و زنان خود یاد بدهیم که با یک مکان کوچک وبا سرمایه اندک و ابزار اولیه هم می توان پیشرفت کرد و قطعاً موفق شد. باید به زنان و جوانان آموخت که با خودباوری و قدرت ریسک پذیری می توان هر سدی را شکست.
ازهمکاری با چه نهادهایی مثل دانشگاه ها و یا وزارتخانه ها بهره مند هستید؟
ما با هیچ ارگان یا سازمان دولتی به صورت مستمر در ارتباط نیستم. چون متأسفانه در وزارتخانه ها مرکزی مهیا شده تبادل نظریات و تجربیات وجود ندارد. به طور مثال من چندین بار با دانشگاه ها و آموزش و پرورش مکاتبه داشتم تا فرصتی را در اختیار من قرار دهند تا به صورت رایگان در زنگ های تفریح و زمان های کوتاه تجربیات انجمن را در اختیار آنها قراردهم که متأسفانه استقبال نشد!
هدف من و همکارانم این است که با ایجاد انگیزه و تحرک و خودباوری در دختران وزنان، آنها بتوانند قابلیت های خود را شناخته و به کار گیرند.
شما چند فرزند دارید؟ و در چه مقطعی تحصیل می کنند؟
من یک فرزند پسر و یک فرزند دختر دارم. پسرم دانشجوی سال آخرمهندسی عمران و دخترم امسال در مقطع پیش دانشگاهی تحصیل می کند.
چقدر خانواده و مخصوصاً همسرتان در موفقیت شما نقش داشته اند؟
صد درصد. من در طول سالیانی که به کار مشغول بودم بارها و بارها دلسرد و ناامید می شدم که همسرم همیشه به من امید می داد و من را به ادامه راه تشویق می کرد.
من هر روز خود را قوی تر و قدرتمند تر از روز قبل می بینم چون به آینده امیدوارم واین قوت و قدرت را بعد از لطف خداوند مدیون همسرم هستم.

پسر نابینا

پسر نابینا چگونه میلیونر شد؟

یک پسر نابینای هندی توانسته است در جوانی به یک تولیدکننده موفق تبدیل شود و در شرکت خود، افرادی را استخدام کند که عین خودش معلول و ناتوان هستند. فیلم میلیونر زاغه‌نشین را به خاطر می‌آورید؟ داستان یک پسر هندی فقیر که در یک مسابقه شرکت می‌‌کند و به یک باره ثروتمند می‌شود. اما داستان این پسر هندی، داستان واقعی پسری فقیر است که با وجود محدودیتهایش توانسته در جوانی میلیونر شود.

پسر نابینا

«سریکانت بولا» کارآفرین ۲۳ ساله هندی است که در این سن توانسته مدیرعامل یک شرکت تولیدی به ارزش ۷.۵ میلیون دلار شود. این خود یک موفقیت بزرگ محسوب می‌شود؛ به خصوص اگر این فرد نابینا هم باشد! سریکانت با اینکه به طور مادرزاد نابیناست، خود را خوشبخت‌ترین مرد دنیا می‌داند؛ آن هم نه خاطر رسیدن به این موفقیت بلکه به خاطر داشتن خانواده‌ای که همیشه از او حمایت کرده‌اند.

وقتی سریکانت نابینا متولد شد، تعدادی از دوستان خانوادگی و اقوام به پدر و مادر او توصیه کدند که او را رها کنند. شاید با وجود فقر و بی‌سوادی آنها این ساده ترین راه ممکن برای آنها بود؛ اما با این حال آنها نه تنها فرزند خود را ترک نکردند که در محیطی پر از عشق او را بزرگ کردند. سریکانت درباره پدر و مادر خود معتقد است. «آنها ثروتمندترین آدمهای روی زمین هستند.» پدر و مادر سریکانت خیلی زود پاسخ این محبتشان را گرفتند. پسر آنها الان صاحب یک شرکت است که از وسایل بازیافتی و دورریختنی کالاهای مصرفی تولید می‌کند. این شرکت چهار واحد تولیدی در سه ایالت در جنوبی هند دارد. کار سخت سریکانت و موفقیت بی‌سابقه او نظر بسیاری از سرمایه‌گذاران را جلب کرده و خیلی‌ها برای سرمایه‌گذاری جذب او شده‌اند.

البته رسیدن به این جایگاه بر ای او آسان نبوده و از همان کودکی با چالش های زیادی در زندگی مواجه شده است. اولین مشکل او وقتی به وجود آمد که فهمید در مدرسه عادی نمی‌تواند درس بخواند و همسن‌وسالانش در مدرسه روستا، او را قبول نمی‌کنند. بعد از اینجا به مدرسه استثنایی می‌رود و در دبیرستان هم با کمک معلم مهربانی که درسها را به صورت فایل صوتی به او می‌رساند، درسش را ادامه می‌دهد؛ اما برای رفتن به دانشگاه دچار مشکل می‌شود و با وجود اینکه نمره قبولی را هم کسب می‌کند؛ به علت نابینا بودن از تحصیل در دانشگاه این کشور محروم شد. از اینجا به بعد تمام تلاشش را برای راه یافتن به دانشگاه ایالت ماساچوست آمریکا به کار می‌گیرد. او بعد از پایان تحصیلات به هند بازمی‌گردد و تصمیم می‌گیرد که شرکتی احداث و در آن افرادی را استخدام کند که مثل خودش معلول هستند و برای زندگی جنگیده‌اند. سریکانت درباره کار خودش می‌گوید: «محبت این نیست که سکه‌ای را به یک گدا ببخشیم. محبت این است که به یک نفر راه زندگی کردن را نشان بدهیم و به آنها فرصت خوب زندگی کردن بدهیم. به آدمها محبت کنید و به آنها کمک کنید که با فقر خود مبارزه کنند. هیچ وقت این آدمها را تنها نگذارید. مطمئن باشید نتیجه این کار به خودتان برمی‌گردد.»

هدف نهایی سریکانت این است که کارخانه پنجمی راه‌اندازی کند که تنها با انرژی خورشید کار می‌کند و در حال حاضر در حال پول جمع کردن برای رسیدن به آرزویش است!

کارآفرینی که تنها با 5 جوجه، میلیاردر شد

كارآفرينى كه تنها با ۵ جوجه، میلیاردر شد

  • ۴ كارآفرينى كه تنها با ۵ جوجه، میلیاردر شد

كارآفرينى كه تنها با 5 جوجه، میلیاردر شد

كارآفرينى كه تنها با ۵ جوجه، میلیاردر شد

❇️ علی رضا دهقانى از كارآفرينان موفق يزدى است. او اكنون يكى از بهترين و موفق ترين پرورش دهندگان شترمرغ کشور است.

?در ابتداى كار همه دوستان و آشنايانم معتقد بودند اين كار فايده اى ندارد و حتى مسئولين سازمان جهاد كشاورزى نيز من را اين كار منصرف میكردند اما به دليل علاقه اى كه به كار توليدى داشتم به خدا توكل كردم و كار را شروع كردم.

?در سال ۸۴ تنها با خريد ۵ جوجه شترمرغ كار را شروع كردم ، براى دوره بعد ۱۲ جوجه خريدم و به همين ترتيب هر سال به تعداد جوجه ها افزودم تا اين كه بعد از چند سال توانستم كار پرورش شتر مرغ را به توليد انبوه برسانم.

?پرورش شترمرغ كارى باريسك پايين و سودآورى بالا است، به مرور حجم كار خود را گسترش دادم و اكنون هفت مزرعه شترمرغ دارم و بالغ بر ۱۰۰۰ مزرعه نيز با مشاوره و راهنمايى من در نقاط مختلف تاسيس شده است.

?اخیرا پيشنهاد تامين هفته ای ۲۴ تن گوشت شترمرغ براى كشور دبى را داشتيم كه متاسفانه به دليل عدم توانايى در تامين اين ميزان گوشت نتوانستيم از اين فرصت استفاده كنيم.

?يكى از شاگرانم در سال ۸۸ با ۵۰۰ هزار تومان كار پرورش شترمرغ را شروع كرد و اكنون سرمايه او بالغ بر دو ميليارد تومان است و يكى از موفق ترين افراد در عرصه پرورش و محصولات شترمرغ است.
? وی افزود: بازار محصولات شترمرغ بسیار خوب است و هنوز جا برای ورود افراد به این عرصه وجود دارد.

میلیاردر

شخصیت هایی که درس نخوانده میلیاردر شدند

شخصیت هایی که درس نخوانده میلیاردر شدند

مصطفی معصوم پور: افراد بسیاری در دنیا وجود دارند که ثابت کرده‌اند بدون درس خواندن هم می‌توان موفق و میلیاردر شد. یکی از این افراد، استیو جابز بود که تنها یک ترم در کالج درس خواند و چندی بعد یکی از بزرگ‌ترین برندهای جهان را تاسیس کرد.

در این مطلب قصد داریم ۱۵ مورد از شخصیت‌ های برتر جهان را معرفی کنیم که بدون درس خواندن، توانستند به موفقیت‌ های بسیاری دست پیدا کنند و دنیا را تغییر دهند و میلیاردر شوند.

میلیاردر

شخصیت هایی که درس نخوانده میلیاردر شدند

۱. جان دیویس راکفلر (John Davis Rockefeller) 

جان دیویس راکفلر در سال ۱۸۳۹ در نیویورک متولد شد و یکی از ثروتمندترین آمریکایی‌های تاریخ است. او یکی از شخصیت‌ های برتر جهان و از پایه‌گذاران پالایشگاه نفتی در این کشور بود که شرکت نفتی استاندارد اویل (Standard Oil) را تاسیس کرد. راکفلر در سال ۱۹۳۷ درگذشت و ثروت ۳۴۰ میلیارد دلاری را از خود بر جای گذاشت.

وی تنها در دبیرستان درس خواند و مدت بسیار کوتاهی را در کالج گذراند و در سن ۱۶ سالگی شروع به کار کرد. این میلیاردر آمریکایی در سال ۱۹۱۶ با دستیابی به ثروت یک میلیارد دلاری، اولین میلیاردر آمریکایی شناخته شد.

۲. هنری فورد (Henry Ford)

هنری فورد، کارآفرین و مخترع آمریکایی، در سال ۱۸۳۶ متولد شد و یکی از شخصیت‌ های برتر جهان در صنعت خودروسازی به شمار می‌رود. او در ۱۶ سالگی مزرعه خانوادگی را ترک کرد و به دیترویت رفت.

فورد در ابتدا به عنوان کارآموز، کار کردن با ماشین‌های صنعتی را یاد گرفت و چند سال بعد مهندس ارشد شرکت «ادیسون ایلومینیتینگ» (Edison Illuminating) شد. وی در سال ۱۸۹۶ نخستین خودروی خود را ساخت و سپس ایده تولید وسیله‌ی متحرک بر روی چرخ را اجرا کرد و انقلابی را در صنعت خودروسازی به وجود آورد. هنری فورد در سال ۱۹۰۳ کارخانه فورد را تاسیس کرد و دارایی ۱۹۹ میلیارد دلاری از او بر جای مانده است. فورد در سال ۱۹۴۷ میلادی درگذشت.

۳. آمانسیو اورتگا (Amancio Ortega)

آمانسیو اورتگا متولد سال ۱۹۳۶ میلادی، یک تاجر اسپانیایی موفق در صنعت مد و پوشاک و موسس شرکت ایندیتکس (Inditex) است. او در ۱۴ سالگی ترک تحصیل کرد و در یک مغازه فروش پیراهن مردانه مشغول به کار شد. اورتگا در سال ۱۹۷۵ تولیدی پوشاک «زارا» (Zara) را تاسیس کرد و امروزه به عنوان یکی از ثروتمندترین افراد جهان با دارایی ۷۸ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار شناخته می‌شود.

۴. لی کاشینگ (Li Ka-shing)

لی کاشینگ ثروتمندترین مرد قاره آسیاست و میزان دارایی‌های او حدود ۳۱ میلیارد دلار برآورد شده است. این تاجر هنگ‌کنگی، در سال ۱۹۲۸ در گوانگ دونگ چین متولد شد و اکنون در ۵۲ کشور جهان سرمایه‌گذاری کرده و حدود ۲۶۰ هزار کارمند دارد. او پیش از رسیدن به این موفقیت، زندگی راحتی نداشته است و پس از مرگ پدرش در ۱۵ سالگی مجبور به ترک مدرسه و کار کردن در یک کارخانه شد. لی کاشینگ رئیس هیئت‌مدیره شرکت‌های هاتچینسون وامپو (Hutchinson Whampoa) و چونگ کونگ هولدینگز (Cheung Kong Holdings) است و در رتبه هشتمین مرد ثروتمند جهان قرار گرفته است.

۵. مایکل دل (Michael Saul Dell)

مایکل دل یکی از معروف‌ترین میلیاردرها و شخصیت‌ های برتر جهان است. او در سال ۱۹۶۵ در هیوستون آمریکا به دنیا آمد و با سرمایه‌ی ۱۶ میلیارد دلار به عنوان بیست و پنجمین فرد ثروتمند دنیا شناخته می‌شود. دل در دوران دانشجویی و زمانی که تنها ۱۹ سال سن داشت در اتاق خوابگاهش، شرکت رایانه‌ای «دل» را تاسیس کرد و مدتی بعد تحصیلاتش را رها کرد تا به صورت تمام وقت به امور شرکتش برسد.

۶. فرانسوا پینو (Francois Pinault)

این کارآفرین و بازرگان فرانسوی در سال ۱۹۳۶ زاده شد و صاحب برندهای معروفی چون گوچی (Gucci)، ایو سن لوران (Yves Saint Laurant) و پوما (Puma) از زیرمجموعه‌های شرکت کرینگ (Kering) است. وی در سن ۱۶ سالگی به دلیل فقر خانوادگی و مورد تمسخر قرار گفتن از سوی همکلاس‌هایش، درس و مدرسه را رها کرد. پینو اکنون بیش از ۱۳ میلیارد دلار سرمایه داشته و دو هزار اثر هنری ارزشمند در کلکسیون شخصی‌اش دارد.

۷. استیو جابز (Steven Paul Jobs)

استیو جابز از شخصیت‌ های برتر جهان و موسس برند اپل در سال ۱۹۵۵ در سان‌فرانسیسکو به دنیا آمد و به علت سرطان لوزالمعده در سال ۲۰۱۱ درگذشت. جابز یکی دیگر از میلیاردرهایی بود که تحصیل را نیمه‌کاره رها کرد. او تنها یک ترم در کالج درس خواند و در سال ۱۹۷۶ به همراه دوستانش کمپانی اپل را تاسیس کرد. دارایی استیو جابز حدود ۱۱ میلیارد دلار برآورد شده است.

۸. رومن آبراموویچ (Roman Abramovich)

تاجر یهودی روسی به نام رومن آبراموویچ در سال ۱۹۶۶ متولد شد و در ۱۷ سالگی ترک تحصیل کرد. او در نوجوانی با فروش اردک‌های پلاستیکی در مسکو پول درمی‌آورد. وی به دلیل رابطه‌ی خوب با مقامات دولتی روسیه توانست بزرگ‌ترین کمپانی نفتی روسیه را بخرد و چندی بعد نیز مالکیت باشگاه فوتبال چلسی انگلیس را بر عهده گرفت. دارایی‌های این تاجر روسی ۸ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار تخمین زده می‌شود.

۹. لارنس گراف (Laurence Graff)

لارنس گراف یکی از امپراتوران تجارت الماس است. او در ۱۴ سالگی مدرسه را رها کرد و در یک جواهرفروشی به عنوان پادو مشغول به کار شد. گراف در سال ۱۹۶۰ شرکت الماس خود را تاسیس کرد و در ۲۴ سالگی دو مغازه جواهرفروشی را به عنوان اولین مغازه‌هایش در لندن باز کرد. این تاجر ۷۵ ساله نزدیک به ۵ میلیارد دلار سرمایه دارد.

۱۰. ریچارد چارلز نیکولاس برانسون (Sir Richard Charles Nicholas Branson)

این کارآفرین و سرمایه‌گذار بریتانیایی در سال ۱۹۵۰ به دنیا آمد و به دلیل بیماری خوانش پریشی (Dyslexia) مدرسه را رها کرد. وی در سال‌های پس از مدرسه به ثروت میلیاردی دست یافت. برانسون در سال ۱۹۷۰ اولین شرکتش را به نام «ویرجین رکوردز» (Virgin Records) تاسیس کرد و بعدها شرکت هوایی «ویرجین آتلانتیک» (Virgin Atlantic)، «ویرجین موبایل» (Virgin Mobile) و «ویرجین ترین» (Virgin Train) را نیز ایجاد کرد. ثروت او ۴ میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار عنوان شده است.

۱۱. کرک کرکوریان (Kirk Kerkorian)

کرک کرکوریان، سرمایه‌دار آمریکایی ارمنی تبار در سال ۱۹۱۷ به دنیا آمد و در سال ۲۰۱۵ نیز درگذشت. او در کلاس هشتم مدرسه را رها کرد و به عنوان یک بوکسور آماتور و خلبان هواپیما در جنگ جهانی دوم زندگی خود را سپری می‌کرد. وی در سال ۱۹۶۲ قطعه زمینی را در لاس‌وگاس خرید و چند سال بعد صاحب چندین هتل در این منطقه شد. کرکوریان از شخصیت های برتر جهان در صنعت سینما و خودروسازی نیز به شمار می‌رود و در هنگام مرگ سرمایه ۴ میلیارد دلاری را از خود بر جای گذاشت.
۱۲. دیوید اچ مرداک (David H.Murdock)

این بازرگان و کارآفرین آمریکایی در سال ۱۹۲۳ متولد شد و در کلاس هشتم تحصیل را رها کرد. او سپس به ارتش آمریکا پیوست و در یک پمپ بنزین نیز مشغول به کار شد. دیوید هاوارد مرداک پس از بازگشت از جنگ در دیترویت یک رستوران خرید و در سال ۱۹۸۵ نیز شرکت املاک Castle & Cook را خریداری نمود. شرکت غذایی Dole نیز یکی از زیرمجموعه‌های این شرکت محسوب می‌شد و اکنون بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ی میوه و سبزیجات در جهان است. دارایی مرداک ۳ میلیارد دلار تخمین زده شده است.

۱۳. ریچارد دزموند (Richard Desmond)

ریچارد دزموند یک میلیاردر بریتانیایی و رئیس شرکت رسانه‌ای Northern & Shell است. روزنامه های دیلی استار و شبکه تلویزیونی Channel 5 از جمله دارایی‌های وی محسوب می‌شود. او در ۱۶ سالگی درس را رها کرد و در سال ۱۹۷۴ اولین روزنامه‌اش را منتشر نمود. سرمایه‌ی دزموند یک میلیارد و ۹۰۰ میلیون دلار برآورد شده است.

۱۴. کارل لیندنر جونیور (Carl Lindner Jr)

کارل لیندنر نیز یکی از شخصیت‌ های برتر جهان است که در ۱۴ سالگی مدرسه را ترک کرد و به عنوان توزیع‌کننده‌ی شیر در شرکت خانوادگی مشغول به کار شد. او به همراه برادرانش یک مغازه بستنی‌فروشی را راه‌اندازی کرد و بعدها یک بستنی‌فروشی زنجیره‌ای به نام United Dairy Farmers با حدود ۲۰۰ شعبه به وجود آورد. لیندنر در سال ۱۹۹۹ به عنوان سهام‌دار و رئیس هیئت مدیره باشگاه بیسبال Cincinnati Reds انتخاب شد و در سال ۲۰۱۱ در حالی که ۱.۷ میلیارد دلار سرمایه داشت درگذشت.

۱۵. لو لویف (Lev Leviev)

لو لویف در سال ۱۹۷۱ همراه با خانواده‌ی خود از ازبکستان به اسرائیل مهاجرت کرد و به دلیل فقر در ۱۶ سالگی ترک تحصیل نمود و پس از آن به یکی از شخصیت‌ های برتر جهان تبدیل شد که درس نخواند و موفق شد. او به عنوان کارآموز تراش دهنده‌ی الماس مشغول به کار شد و بعدها برای پیدا کردن الماس‌های قیمتی به سراسر جهان سفر کرد. همین امر موجب شد تا لویف یک امپراتوری الماس را تاسیس کند و ثروت یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلاری را به دست آورد.

 

زن موفق ایرانی که کروکودیل پرورش می دهد

زن موفق ایرانی که کروکودیل پرورش می دهد

زن موفق ایرانی که کروکودیل پرورش می دهد

وحشت تمام وجودت را به لرزه می اندازد وقتی در فاصله نیم متری از جانوری بایستی که می دانی به دندان هایش گیر کنی، دیگر راه فراری نداری.

اسیر آرواره های قدرتمند، اسکلتی چسبیده به زمین و دندان های تیزی می شوی که حتی دیدنشان در تصاویر تلویزیونی هم دلهره آور است، اما برای «مژگان روستایی» اینچنین نیست. او ۱۰ سال پیش طرحی را در سرپروراند که نام او را به عنوان نخستین زن پرورش دهنده کروکودیل در کشور ثبت کرد؛ نخستین زن و نخستین مزرعه پرورش کروکودیل در ایران.۱۰ سال، از روزی که با همسرش تصمیم گرفتند، شغلی داشته باشند تا اگر روزی به گذشته نگاه کردند، عمرشان را تلف شده نبینند، می گذرد. از روزهایی که بررسی هایشان به پرورش کروکودیل و شغلی ناشناخته در ایران رسید.

روزهایی که این شغل نه دستورالعمل داشت و نه آیین نامه، فقط یک عنوان داشت که آن هم از سایر کشورها وام گرفته شده بود؛ پرورش کروکودیل. حالا وقتی از کروکودیل ها، از آرواره های قدرتمند، اسکلت به زمین چسبیده و دندان های تیز صحبت می کند، از صبوری و باهوشی این به قول خودش «جانور» می گوید. از ارتباطی که با آن ها گرفته و از رابطه ای که دختر چهار ساله اش با آن ها دارد، «آنیسا، علاقه بسیاری به کروکودیل ها دارد.هر وقت به مزرعه می آید باید او را از کنار حصار کروکودیل ها دور کرد.» تنها ۲۳ سال داشت که این طرح، راه را به ذهنش باز کرد و حالا که ۳۳ سال سن دارد، در مزرعه شان، ۱۵۰ سر کروکودیل دارند با ۲۰ نیروی کار که در فصل رونق گردشگری بیشتر هم می شوند.

وقتی به ۱۰۰ سال گذشته فکر می کند، حس موفقیت در رگ هایش جریان می یابد، «حس می کنم به نتیجه رسیدیم و مزد تمام روزهای سخت گذشته را گرفتیم. احساس موفقیت می کنم.» او یک زن است، یک زن مثل تمام زن های دیگر، اما با روزهایی متفاوت، شغلی عجیب و احساس موفقیت.  بخواهیم خیلی راحت درباره شغل تان صحبت کنم، این می شود که خیلی شغل عجیبی دارید و کمی دور از ذهن برای اینکه یک خانم یا به قولی یک زن جذب آن شود.

زن موفق ایرانی که کروکودیل پرورش می دهد

زن موفق ایرانی که کروکودیل پرورش می دهد

چه شد که کار پرورش کروکودیل را انتخاب کردید؟

رشته تحصیلی من، جانورشناسی است که این موضوع در انتخاب این کار و این راه کمک زیادی به من کرد. من و همسرم پیش از این کار، مثل بسیاری دیگر از مردم، شغلی اداری و عادی داشتیم، اما تصمیم گرفتیم که کار اداری را کنار بگذاریم و کاری را شروع کنیم که آینده داشته باشد و وقتی چند سال بعد به گذشته خودمان نگاه کردیم، از بیهوده بودن وقت و عمری که صرف کردیم، ناراحت نباشیم.

تصمیم داشتیم کاری را شروع کنیم که تولیدی باشد. تاکیدمان روی تولید بود که می توانست صنعتی یا کشاورزی باشد.بنابراین با کمک آموخته هایم در دانشگاه جانوران را مورد بررسی قرار دادیم و در نهایت به پرورش کروکودیل رسیدیم. این که داشتن این شغل ها برای زن ها عجیب است، دلیلش دسته بندی های خودمان است. از اول مشاغل را دسته بندی کرده ایم این درحالیست که این کار یا کارهایی از این دست، در توان هر دو گروه هست و زن و مرد هم ندارد.

پس از ابتدا این شغل را در توان خودتان می دیدید و با همین اطمینان و توانی که از خودتان سراغ داشتید وارد این کار شدید؟ انسان ها همه می دانند چه توانایی هایی دارند و بعد با توجه به توانایی هایشان شغل انتخاب می کنند. وقتی قرار باشد، کار جدیدی را شروع کنید، می دانید که سختی های زیادی در پیش دارید.

وقتی اولین کسی هم باشید که این کار را در کشور انجام می دهید، باید بدانید که پیگیری ها و پیش بردن برنامه ها برای آغاز کار، دو یا حتی سه برابر حالت عادی زمان می برد.وقتی بررسی ها تمام شد و فهمیدیم که قرار است کاری را شروع کنیم که در کشور سابقه ای ندارد، متوجه شدیم کار سختی در پیش است. حسن کار این بود که من تنها نبودم، با همسرم کار را شروع کردیم و او در این مسیر خیلی کمکم کرد.

به این نکته اشاره کردید که می خواستید کاری را شروع کنید که وقتی به گذشته بر می گردید، از انجام آن ناراحت نباشید و تصمیم گرفتید که کروکودیل پرورش دهید، این پیشنهاد چه کسی بود؟ شما یا همسرتان؟۵ تا ۶ ماه اول خوم کار را پیش بردم. در آن زمان هر دو کار می کردیم، کاری که می خواستیم آن را تغییر دهیم. من کارم را رها کردم و به همین دلیل در ابتدا حتی بحث های امکان سنجی و جانمایی را هم خودم پیش بردم. کارها را شروع کردم و حالا زمان آن رسیده بود که نقل مکان کنیم و بیاییم قشم. این موقع بود که همسرم نیز کارش را رها کرد و همراه شد.

شغل عحیب، با ریسک بالا و همانطور که گفتید اولین تجربه در کشور. خانواده به خاطر این عجیب بودن و ریسک بالای کار، شما را از این کار منع نکردند؟ کسی نمی گفت چرا این کار؟

ما نگران بودیم. این نگرانی خیلی زیاد بود. پیگیری های جانمایی را انجام دادیم، دوران آموزشی را در کشور دیگری گذراندیم، موافقت اصولی را هم از شیلات گرفتیم و بعد از اینکه اطمینان پیدا کردیم می توانیم کار را شروع کنیم، خانواده ها را از تصمیمان مطلع کردیم. آنها هم نگرانی هایی داشتند اما ما را منع نکردند و از طرف آن ها حمایت شدیم.
اگر قرار باشد، دوباره تصمیم بگیرید، باز هم صبح تان را با کروکودیل ها آغاز می کنید و شب را با فکر کردن به آن ها تمام می کنید یا اینکه کار دیگری را شروع می کنید؟ صد در صد! ما شغل مان را خیلی دوست داریم. کارآفرینی کرده ایم، تعدادی نیروی کار داریم. چرخ کارمان می چرخد و نمی گویم به تمام اهدافمان رسیده ایم اما اگر دوباره به گذشته برگردیم، حتما همین راه را انتخاب می کنیم.

 الان ۱۰ سال است که شما پرورش دهنده کروکودیل هستید، ۱۰ سال پیش که قرار بود این کار را شروع کنید، فضا چطور بود؟

۱۰ سال پیش که کار را شروع کردیم، حتی آیین نامه ها و دستورالعمل های این کار هم وجود نداشت. تا آن زمان هیچ مزرعه ای راه نیفتاده بود و هیچ ایده مشابهی از کار کردن در این زمینه در داخل کشور نداشتیم. این کار بر می گردد به تحقیقات اولیه و رشته دانشگاهی من. اواخر سال ۸۵ که تحقیقات را شروع کردیم تا اوایل سال ۸۷ درگیر گرفتن مجوزها برای شروع کار بودیم.

زمان زیادی طول کشید چون باید منتظر می ماندیم تا دستورالعمل ها و آیین نامه ها نوشته شوند درواقع هیچ زمینه و بستری برای این کار داخل کشور وجود نداشت.

وقتی متوجه شدید که هبچ زیرساختی در این زمینه وجود ندارد، حتی آیین نامه و دستورالعملی، دلتان نلرزید؟

آن موقع لرزیدن دلمان به این شکل نبود که بترسیم و پا پس بکشیم، فقط فهمیدیم که کارمان طولانی تر می شود. از اواخر سال ۸۵ شروع کردیم و تا الان هنوز هم دستورالعمل های حمایتی برای این طرح نوشته نشده است. هر طرحی در حوزه کشاورزی و صنعت یک سری دستورالعمل های حمایتی دارد و برای پیشبرد برنامه ها و اهداف از آن حمایت هایی می شود اما برای پرورش کروکودیل هیچ چیزی نوشته نشده و از کاری که شروع کردیم حمایتی صورت نمی گیرد.

شما اولین قدم را برداشتید. بعد از شما افراد دیگری هم وارد این کار شدند؟

نه. کس دیگری نیامد.

چرا دنبال کننده ای نداشتید؟

در بسیاری از جاها کوتاهی شد. وقتی طرحی در کشور راه اندازی می شود، درخواست های دیگری هم برای قدم برداشتن در آن راه داده می شود. وقتی تازه کار را شروع کرده بودیم، ۱۰ یا حتی ۱۲ گروه دیگر هم متقاضی بودند که وارد کار پرورش کروکودیل شوند، اما وقتی دیدند که پیگیری ها برای فعالیت در این بخش سخت است و آیین نامه های حمایتی وجود ندراد، کنار کشیدند. این در شرایطی است که وقتی چند مزرعه وجود داشته باشد، بهتر می توانیم کارها را پیش ببریم. ولی مجموعه دیگری وجود ندارد و کسی هم تا الان پشتکار آن را نداشته است.

درباره سختی کار و اینکه چه شد این کار را شروع کردید حرف زدیم اما هنوز نگفتید که کروکودیل های پرورش داده شده را چه کار می کنید؟

در دنیا، به دو شکل از کروکودیل ها استفاده می شود؛ یکی گردشگری و دیگری تولیدی. در ایران هم همین استفاده از این گونه صورت می گیرد. گردشگری را راه اندازی کرده ایم و در زمینه تولیدی هم فروش زنده به باغ وحش ها و نمایشگاه ها را داریم. در دنیا هم از پوست و هم از گوشت کروکودیل ها استفاده می شود امادر ایران تنها از پوست آن استفاده می شود. نحوه ذبح هم اعلام شده است، اما در داخل کشور مصرف گوشت کروکودیل وجود ندارد.

ذبح خاصی دارند؟

بله ذبخ مخصوصی دارند که اعلام شده، اما خب در کشور از گوشت این گونه استفاده نمی کنیم و گوشت آن باید صادر شود.

اگر به کارتان نگاه کنید، به نظر خودتان موفق بودید؟

ما دو هدف داریم، صادرات و بازار داخل. با وجود اینکه تقاضا و مشتری در دنیا خیلی زیاد است و تولید کم، اما هدف صادراتی ما هنوز محقق نشده است. یک مزرعه در استرالیا هست که از یک سال قبل، کروکودیل های پرورشی را پیش فروش می کند؛ سالی ۱۰ هزار سر. حالا تصور کنید که ماباید با چند کروکودیل کار را پیش ببریم. ما یک دوره ۱۰ ساله برای صادرات در نظر گرفتیم همان طرح هم برای گرفتن مجوز به اداره های مربوطه ارائه شد. طرح ما در سال ۸۹ به مرحله بهره برداری رسید، الان باید سال پنجم طرح باشیم، اما در موقعیتی قرار داریم که برای سال ششم برنامه ریزی کرده بودیم و پیش بینی می کنیم که سر ۱۰ سال به صادرات برسیم.

چند سر کروکودیل دارید؟

با هشت کروکودیل شروع کردیم و الان ۱۵۰ سر هستند.

قیمت هر کروکودیل چند است؟

اگر عامیانه بگویم، مظنه کروکودیل ها در بازار در چه حدودی است؟کروکودیل ها براساس سن و سایز، قیمت های متفاوتی دارند. نژاد آن ها هم مهم است. اگر حداقل را بگویم، وقتی به دنیا می آیند دو تا دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان قیمت دارند. در حال حاضر بزرگ ترین کروکودیل مزرعه ما که ۲۵ سال سن و چهار متر طول دارد، حدود ۱۰۰ میلیون تومان است.

کروکودیل هایی که شما پرورش می دهید از چه نژادی هستند؟کروکودیلی که ما وارد کردیم پروسوس یا آب شور استرالیایی است که از مرغوب ترین نژاد کروکودیل هاست و همه پسند. البته ما در ایران، در مرز سیستان و بلوچستان با کشور پاکستان در رودخانه سرباز هم گونه ای از کروکودیل با نام گاندو را داریم که سایز کوچکی دارد و مرغوب نیست، اما گاندو گونه ای بومی در کشور است. این را هم بگویم که سازمان حفاظت محیط زیست اجازه نمی دهد کسی به گاندوها نزدیک شود.

شاید به این دلیل است که این گونه در معرض خطر قرار دارد. البته ما پیشنهاد دادیم که یک جفت گاندو را در مزرعه مان نگهداری کنیم و در سال نخست که بچه هایشان به دنیا می آیند از بچه ها هم نگهداری کنیم، چون نگهداری از بچه کروکودیل ها بسیار سخت است، اما با این پیشنهاد موافقت نشد.
خانم روستایی، اول عذرخواهی می کنم بابت این پرسش، چون شما با علاقه خاصی درباره این کار صحبت می کنید و فکر می کنم علاقه قلبی به این کار دارید اما تصویری که از کروکودیل یا به قول عامه تمساح وجود دارد این است که گونه دوست داشتنی نیست. خیلی وحشی و درنده است و انسان نمی تواند به خاطر مخاطراتی که ممکن است برایش پیش بیاید با این گونه ارتباط برقرار کند،

چطور با این گونه ارتباط گرفتید؟

همیشه برنامه هایی که از شبکه های تلویزیونی پخش می شوند، برای اینکه برای مخاطبان جذاب باشند، فقط لحظه های شکار را نشان می دهند. برخلاف تصور همه مردم، این موجود فوق العاده صبور و باهوش است. بی دلیل حرکت نمی کند. بی دلیل حمله هم نمی کند. در پارک کروکودیل ها در قشم، مردم در فاصله نیم متری کروکودیل ها می ایستند و به آن ها نگاه می کنند ولی تا حالا دیده نشده که کروکودیل ها به سمت حصاری که مردم پشت آن هستند، حمله کنند. آن ها می دانند که حصاری بین آن هاست و حمله نمی کنند اما فقط کافی است که وارد حصار شوید، قطعا حمله می کنند.

  صبوری یعنی چی؟

کروکودیل ها اصلا موجوداتی نیستند که برای به دست آوردن غذا حمله کنند، آن ها صبر می کنند تا طعمه به آن ها نزدیک شود و بعد شکار می کنند. این گونه همچون سایر جانوران نیست که مسافت زیادی را برای شکار طی کند، البته خصوصیات ظاهری شان هم در این صبوری بی تاثیر نیست. فقط کافی است یک هفته وقت بگذارید و نزدیک آن ها بشاید تا تمام رفتارها و صبوری شان را ببینید، نه لحظه ها و صحنه های شکار را که توسط دوربین ها ضبط می شوند تا صحنه های قشنگی را به نمایش بگذارند.

5 مغز متفکر

۵ مغز متفکر جهان که ثروت افسانه‌ای برای خودشان ساختند

اگر میخواهید بدانید این ۵ مغز متفکر جهان چه ثروتی برای خودشان ساخته اند با ما در این نوشتار همراه باشید. به تخمین مجله فورس، ارزش مجموع دارایی‌های ثروت مندترین‌های جهان با شکستن رکورد ۶.۴ تریلیون دلاری پارسال، امسال به ۷ تریلیون دلار رسیده است. با اضافه شدن ۲۹۰ چهره جدید به لیست میلیاردرهای دنیا، تعداد این افراد به ۱۸۲۶ نفر در کل دنیا رسیده که در تمام سال‌های اخیرا این تعداد بی‌سابقه است.

۷ تریلیون دلار ثروت دنیا در دست تنها ۱۸۲۶ نفر است که خیلی‌هایشان نام‌هایی آشنا دارند. اما با این همه عدد و رقم و صفرهای بی‌شمار، بالاخره بخش اعظم ثروت دنیا در دست چه کسانی است؟

5 مغز متفکر

۱.مغز متفکر جهان که پولدار همیشگی است ($۷۹،۲۰۰،۰۰۰،۰۰۰)

بیل گیتس سال‌ها است که نام آشنای تمامی لیست‌های «ثروتمند ترین‌ها» است. از سال‌ها پیش نام بنیانگذار مایکروسافت همیشه با عنوان ثروتمند ترین مرد دنیا همراه بوده است و در ۲۰ سال اخیر ۱۶ بار این عنوان به او تعلق گرفته است. دانشجوی اخراجی دیروز هاروارد، امروز ثروتی برابر ۷۹.۲ میلیارد دلار دارد.

 

بیل گیتس ۶۰ ساله که یک بار دیگر لقب ثروتمند ترین فرد دنیا را از آن خود کرده، امسال چهلمین سالگرد تاسیس کمپانی مایکروسافت را جشن می‌گیرد.

شاید دانستن این که بیل گیست از دانشگاه اخراج شده و امروز چنین ثروتی دارد، عجیب به نظر برسد اما گیتس جوان بعد از ترک دانشگاه بیکار ننشست و در ۲۰ سالگی کاری را شروع کرد که امروز او را به چنین مقامی رسانده است.

بیل گیتس و دوست دیرینه‌اش، پائول آلن، ۴۰ سال پیش کمپانی مایکروسافت را راه‌اندازی کردند. مایکروسافت به گفته گیست با این هدف متولد شد که تمام آدم‌های روی زمین بتوانند صاحب کامپیوتر شخصی خودشان باشند. ۴۰ سال بعد از تولد مایکروسافت، حالا ۸۴ درصد خانواده‌های امریکایی صاحب کامپیوترهای شخصی هستند و رویای بیل گیتس را زندگی می‌کنند.

بیل گیتس اما پر از رویاها و اهداف تازه است. ۱۵ سال پیش بیل گیتس و همسرش ملیندا گیتس موسسه خیریه‌شان را با هدف تمام کردن نابرابری درآمد و ثروت تاسیس کردند و نزدیک به ۳۰ میلیارد دلار برای این موسسه هزینه کردند.

 

در اوایل سال ۲۰۱۵ این زوج گام بعدی موسسه خیریه را بهبود بخشیدن به زندگی فقرا و قشر کم درآمد در ۱۵ سال آینده خواندند. به گفته آنها در ۱۵ سال آینده، زندگی قشر کم درآمد بیشتر از هر زمان دیگری در تاریخ تغییر خواهد کرد. برنامه‌های بیل گیتس برای این تغییر، ایجاد مراکز تغذیه سالم، آگاهی بخشی و درمان بیماری‌ها است. بیل گیتس همچنین عنوان کرده که یکی از اهداف بلندمدتش مبارزه با بیماری‌های اپیدمیک مثل ابولا و سارس در کشورهای افریقایی خواهد بود. میلیاردر شماره یک دنیا، حالا هدفی به جز نشاندن کامپیوتر شخصی روی تمام میزهای دنیا دارد.

 

۲.مغز متفکر جهان که ثروتمندترین فرد مکزیک است ($۷۷،۱۰۰،۰۰۰،۰۰۰)

کارلوس اسلیم هلو، نام شماره دو لیست ثروتمند ترین‌ها، نامی است که برای بیشتر ما به اندازه بیل گیتس آشنا نیست. اما این نام غریبه غیرامریکایی، دومین فرد ثروتمند دنیا و ثروتمند ترین فرد مکزیک، کشور زادگاهش، است. اما باید که ثروت ۷۷.۱ میلیارد دلاری آقای هلو از کجا آمده است؟

کارلوس اسلیم هلو که لقب «نجیب‌زاده ارتباطات» را دارد، ثروتش را از طریق کمپانی ارتباطات تلفن همراه امریکا موویل به‌دست آورده است. شرکتی که درحال‌حاضر در ۱۹ کشور دنیا بیش از ۳۰۰ میلیون کاربر دارد و در کشور مکزیک، ۷۰ درصد از کاربران تلفن همراه و ۸۰ درصد از کاربران تلفن ثابت، مشتری‌اش هستند.

 

این تسلط بی‌چون و چرای آقای هلو بر بازار ارتباطات مکزیک اما، دوام طولانی نخواهد داشت. بنا به قانون تازه‌ای در این کشور، ارائه خدمات ارتباطی نباید تنها توسط یک کمپانی صورت بگیرد و هیچ شرکتی نمی‌تواند بیشتر از ۵۰ درصد کاربران را در اختیار خود داشته باشد.

نجیب‌زاده ارتباطات اما تنها به امریکا موویل بسنده نکرده و در حال سرمایه‌گذاری روی نفت در کشور مکزیک است و قرار است در زمینه ارتباطات و تلفن همراه هم مرزهای بیشتری را طی کند تا شکست‌اش در مکزیک جبران شود روی دیگر قصه این میلیاردر، شخصیت نیکوکار و خیر او است. کارلوس اسلیم هلو در زادگاهش مکزیک بنیاد عام‌المنفعه‌ای برای کمک به بیماران اوتیسمی تاسیس کرده است. آقای هلو با تاسیس این بنیاد و جمع کردن تیم‌های تخصصی پزشکی قصد دارد تا راهی برای کنترل و شاید در آینده‌ای دورتر، درمان این بیماری، پیدا کند.

 

۳.مغز متفکر جهان که سالخورده‌ترین میلیاردر دنیا است ($۷۲،۷۰۰،۰۰۰،۰۰۰)

جمله ایتالیایی «پول‌های بزرگ را مثل خامه باید هم زد تا بزرگ شوند و پف کنند» می‌تواند بهترین توصیف برای کمپانی برکشایر هاتوی به ریاست وارن بافت باشد. سومین میلیاردر دنیا در ۸۵ سالگی، صاحب شرکت عریض و طویلی است که شهرت و سرمایه‌اش را مدیون هوشمندی در انتخاب شرکایش بوده.

کمپانی برکشایر هاتوی، شرکتی چندمنظوره و اختلاطی است. این شرکت سرمایه کلان و پیشرفتش را مدیون سهامداری در چندین شرکت بزرگ دنیا است. وارن بافت با ثروتی معادل ۷۲.۷ میلیارد دلار، رییس کل این کمپانی عظیم است و همین امسال بزرگترین سرمایه‌گذاری تاریخ این شرکت را رقم زده.

برکشایر هاتوی با پرداخت رقم تاریخی ۳۷ میلیارد دلار برای شرکت سازنده قطعات فضاپیما، وارد عرصه سرمایه‌گذاری فضایی شد. برکشایر هاتوی صاحب بخش عظیمی از سهام شرکت‌های زنجیره‌ای خدمات غذایی نیز است. وارن بافت هنوز هم در زادگاهش در اوماهای امریکا در خانه‌ای که در سال ۱۹۵۸ به قیمت ۳۱۵۰۰ دلار خریده بود زندگی می‌کند.

 

۴.مغز متفکر جهان که رییس کمپانی زارا است ($۶۴،۵۰۰،۰۰۰،۰۰۰)

شاید آمانسیو اورتگای اسپانیایی، در کودکی هرگز فکرش را هم نمی‌کرد که روزی بین ۵ فرد ثروتمند دنیا قرار بگیرد. ارزش دارایی‌های آمانسیو اورتگا توسط فوربس حدود ۶۴.۵ میلیارد دلار تخمین زده شده است. کمپانی عظیم زارا که حالا یکی از شناخته‌شده‌ترین برندهای پوشاک در سرتاسر دنیا است، راه طولانی پیشرفتش را از اتاق نشیمن آقای اورتگا در سال ۱۹۷۵ شروع کرد.

آمانسیو اورتگا و همسر سابقش «روزالیا مرا»، در کنار یکدیگر شروع به تولید لباس‌های خانگی و حوله‌های حمام کردند تا امروز زارایی ساخته شود که پای ثابت لباس فروشی‌های شیک دنیا است. زارا به سرعت راهش را از آن اتاق کوچک باز کرد و در اوایل دهه ۸۰، کل اسپانیا را فرا گرفت و آماده سفر به کشورهای دیگر شد. اورتگا با تکنیک‌های منحصر به فرد تبلیغاتی، گسترش سریع و همه جانبه و کنترل کامل روی محصولاتش، بازار را با شگفتی‌های زارا رو به رو کرد.

دنیل پیت، کارگردان و مدیر طراحی برند لویی ویتون، در توصیف زارا، این کمپانی را خلاق‌ترین و سریع‌ترین کمپانی مد دنیا خوانده است. اورتگا با هوش اقتصادی‌اش توانست در برابر بحران اقتصادی اسپانیا دوام بیاورد و سر خم نکند. او بین سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴ و در اوج بحران توانست شخصا ۴۵ میلیارد دلار به ثروتش اضافه کند و سهامش یکی از شاخص‌ترین فاکتورهای بازار بورس اسپانیا باشد.

 

۵.مغز متفکر جهان که صاحب غول نرم افزاری اوراکل است($۵۴،۳۰۰،۰۰۰،۰۰۰)

بنیانگذار و رییس سابق شرکت نرم افزاری اوراکل، لری الیسون، با این که در سال ۲۰۱۴ از سمت خود به عنوان مرد شماره یک اوراکل کناره‌گیری کرد اما هنوز هم مغز متفکر این شرکت است. الیسون با ثروتی معادل ۵۴.۳ میلیارد دلار، پنجمین میلیاردر دنیا است. لری الیسون در ژوئن ۲۰۱۵ اعلام کرد که اوراکل کسب و کار تجارت اینترنتی‌اش را گسترش خواهد داد.

اوراکل که امسال با اندکی سقوط سرمایه، دارایی هایش به ۳۸.۲ میلیارد دلار رسیده به این فرصت و سرمایه‌گذاری اینترنتی، به چشم منبع درآمدی تازه نگاه می‌کند. الیسون در جوانی از دو دانشگاه شیکاگو و ایلینویز اخراج شده بود اما نبوغش باعث شد تا کاری را به عهده بگیرد که سکوی پرتابش باشد.