نوشته‌ها

تا حالا با هرکسی جز خودت میجنگیدی در اشتباه بودی!

تا حالا با هرکسی جز خودت میجنگیدی در اشتباه بودی!

تا حالا با هرکسی جز خودت میجنگیدی در اشتباه بودی!

تا حالا با هرکسی جز خودت میجنگیدی در اشتباه بودی!

🔴صدها بيليون بيليون بيليون بيليون دلار در طي سالها خرج ميشه كه من و تو خودمون رو نشناسيم
چرا ؟؟؟؟
چون اگر خودمون رو بشناسيم وضعيتمون رو تغيير ميديم و به قدرت ميرسيم
اگه همه به قدرت برسن اونايي كه قدرتمند هستند با ما هيچ فرقي نميكنن

🔰چون تو جهان انسان براي انسان تصميم ميگيره
حتي تو آزاد ترين كشور دنيا براي مردمش محدوديت وجود داره
يعني اونا ميگن كه تو چطوري بايد زندگي كني
كنترل همه انسانهارو بدست ميگيرند

❗️توجه كن
انسان براي انسان
نه خدا براي انسان

💎نيروي درونت براي هميشه مخفي ميمونه و باخودت از دنيا خارج ميشه
بدون اينكه ازش استفاده كني
چون نميدوني چيه
مثل همون الكتريسيته

⭕️نياز نيست خيلي براش وقت بزاري
فقط كافيه زندگي گذشتت رو رو كاغذ بياري
خيلي چيزها برات آشكار ميشه

🔸اون نيرو رو تو بدنت حسش كن
نيرويي كه تو بدنت انقدر ضعيف شده كه نميتونه حركت كنه و من و تو بايد تقويتش كنيم تا از مغزت قوي تر بشه
اونموقع بدنت ديگه از مغزت فرمان نميگيره
از حست فرمان ميگيره

⚡️يك گوشه ازش رو شنيدي
به هرچي فكر كني اتفاق مي افته

❇️خودساخته به خودش افتخار میکنه که تونسته با آموزش هاش جوونای زیادی رو کمک کنه تا افکارشون رو حقیقی کنن. همین الان به درامدی که دوس داری داشته باشی فکر کن. یه عدد میخوام. هر چقدر هم که بطرگ باشه اشکالی نداره. ما قطعا میتونیم بهش برسیم. به شرطی که بخوایم. به شرطی که از همین الان به سمتش قدم برداریم.
ما بهت قول میدیم که تو مسیر کمکت کنیم. مشاورین متخصص ما میتونن بهت یادبدن چطور ارزوهات رو واقعی کنی. کمک خواستی یک پیامک با عنوان #دوره کارآفرینی# به شماره ی زیر بده
SMS : 300070047005

مسئولیت زندگیتان را بر عهده بگیرید

مسئولیت زندگیتان را بر عهده بگیرید

مسئولیت زندگیتان را بر عهده بگیرید

مسئولیت زندگیتان را بر عهده بگیرید

✅پنج سال پیش بود به مادرم گفتم چرا نباید یه ماشین خوب زیر پامون باشه؟
بهم گفت برو دنبالش به دستش میاری
رفتم دنبالش:)) اونموقع خندیدم ولی..

⭕️ولی بعدش بیشتر از سیصد کتاب تو حوزه کسب و کار و موفقیتو قورت دادم
بیش از سی سمینار خارجی شرکت کردم
مثه خیلیا نگفتم نمیشه و اینجا ایرانه و …
من تا تهه این کتابا رو رفتم و به عنوان برادر شما بهتون میگم اگه الان شرایط اونجور نیس که دوس دارین بخاطر اینه که معلومات شما در حدی نیس که زندگیتونو متحول میکنه
برای موفقیت باید فقط مغز ما معلوماتش کافی باشه، بهش معلومات بدین تا واستون پول بسازه☺️

🔰من تو دوره از کارآفرینی تا میلیاردر شدن دارم همین معلومات رو به شما منتقل میکنم. معلوماتی که با تلاش زیاد و در طی چندین سال بدست آوردم… اگه شما با علم کارآفرینی آشنا بشین مطمئن باشین اتفاقات خوب یکی یکی تو زندگیتون رخ میده. آینده دلچسب و دوس داشتنی خیلی با شما فاصله نداره. برای ثبت نام در دوره از کارآفرینی تا میلیاردر شدن یک پیامک با عنوان #دوره کارآفرینی# به شماره ی زیر بده
SMS : 300070047005

سرمایه اولیه برای کسب و کار؟

سرمایه اولیه برای کسب و کار؟

 سرمایه اولیه برای کسب و کار؟

 دانلود فایل صوتی: سرمایه اولیه برای کسب و کار؟

[box type=”success” align=”” class=”” width=””]

سخنران: دکتر کاویانی

حجم: ۱۱٫۶ مگابایت

زمان:۰۰:۱۳:۴۱

دانلود

[/box]

متن فایل صوتی: سرمایه اولیه برای کسب و کار؟

بسم الله الرحمن الرحیم سلام عرض میکنم به همه دوستانم در کانال تلگرام خودساخته به آدرس @khodsakhte دوستان عزیزم دوس دارم تو این فایل صوتی درمورد سرمایه اولیه برای شروع یه کسب و کار یه کسب و کار شخصی صحبت کنم ببینید. خیلی وقت ها مشکلی که باعث میشه ما درجا بزنیم و وارد یه کسب و کار نشیم صرفا اینکه فکر میکنیم که کسب و کار یعنی سرمایه اولیه همیشه به ما القا کردند که آقا اینا ژن هاشون خوبه دارایی اولیه دارن موفق میشن آقا اینا باباهاشون پولداره بهشون پول میده موفق میشن ولی نیومدن به ما اينوهم القا کنن که آقا اون کسی که توی تبریز بزرگترین تاجر فرش ایران یه بچه یتیم بود که داراييش صفر مطلق بود با صفر مطلق امپراطوری خودشو ساخت نیومدن به ما القا کنن که آقا این آقای درویشی که توی مشهد هتل به این لوکسي داره یه کارگر نونوايي بود اینا نیومدن به ما بگن و ما یه باور منفی تو ذهنمون هست که کسب و کار یعنی ثروت اوليه نیومدن به ما بگن که اپل از یه انباری شروع شد نیومدن به ما بگن که گوگل از یه انباری شروع شد نیومدن به ما بگن که فیس بوک از ایده یه دانشجویی ایجاد شد که هیچ دارایی هم نداشت ببینید دنیای ما پره از کسایی که از صفر شروع کردند و موفق شدند نیومدن به ما بگن که هندري فورد یه تعمیرکار ساده بود که سرمایه اولیه هم نداشت ولی شرکت خودرو سازی فورد رو تأسیس کرد بنا کرد به اوج رسوند که دنیا شرکتش رو ميشناسه ببینید ما اگه بخوایم توی زندگيمون موفق بشیم باید ببینیم باور ما درسته یا غلط من همین الان به همه کسایی که معتقدند برای شروع یه کسب و کار سرمایه همه چیزه همین الان بهشون میگم که واقعا دارین اشتباه میکنید اگه جوونيد داری جووني خودتون رو هدر میدید اگه صاحب خانواده هستید میان سالين آینده بچه هاتون رو دارید نابود میکنید چون یه باور دارید که مثل سرطان یه باور دارید که باعث شده زندگيتون پیشرفت نکنه یه باور دارید که باعث شده دل و جرات ریسک کردن رونداشته باشید یه باور دارید که مهم تر ازهمه سده افکار شماست یعنی چی ببینید هرروزه جلوی راه ما انواع و اقسام ایده ها قرار میگیره ایده هایی که هر کدوم اونها میتونه ما روخیلی خیلی موفق کنه ولی اون چیزی که باعث میشه ما نتونيم وارداون کسب و کار شیم اون ایده رو به نتیجه برسونيم اینکه ما ترس داریم ترس از سرمایه اولیه ترس از ریسک کردن باوراينکه کسب و کار سرمایه میخواد ما تا وقتی این باور رو داشته باشیم هیچوقت موفق نمی شیم ما باید يکاری رو شروع کنیم که سرمایه بیاد اگه قرارباشه همه سرمايه داشته باشن کسب و کار تأسیس کنن خب پس یه سری ها تا ابد قراره پولدارباشن یه سری ها هم خی سرمایه ندارن دیگ تا ابد باید بی پول باشن اصلا این منطقی یه چند دقیقه بهش فکر کنید اگه قرار بود همه با سرمایه اولیه موفق بشن خب پس اونايي که سرمایه اولیه ندارن هیچوقت توی زندگی شون تا ابد نسل در نسل به جایی نمی رسن واقعا مسخرس مزخرفه عذر میخوام من اینجوری میگم ولی واقعا ناراحت میشم که توی جامعه ما واسمون جا ننداختن که آقا اون چیزی که مهمه ایده ست راحله مسیره نه سرمایه واستون بدارید مثال بزنم ببینید یه کسب و کار بخواد ايجادبشه اول ایده میخواد دوم اطلاعات جامع میخواد سوم افرادی میخواد که دنبالشو بگیرند چهارم نیاز به سرمایه داره مشکل ما اینکه ما اول ميريم سراغ چهارمی میگیم کسب و کار سرمایه میخواد بعد چی میشه کسب و کار سرمایه میخواد قدم اول رو برنميداريم دیگه دنبال ایده نیستیم یه بهونه واس خودمون داریم واسه نابودی خودمون واسه نابودی زندگی خانوادمون واسه نابودی آینده بچه هامون یه بهونه داریم به عنوان گزینه چهارم که سرمايس پس دنبال ایده نميريم اگه ایده ای هم به سراغ ما بیاد دنبال اطلاعات نميريم نميريم ببینیم این کسب و کار اصلا چی میخواد نميريم چهارنفر مشورت کنیم و خب دنبال افراد هم نميريم خودمون هم دنبال کار رو نمی گیریم سرمایه هم که نداریم توی یه سیکلی قرارميگيريم که اصلا نتیجه نمی گیریم یه مثال بزنم مثال از یه بچه یه پسر بچه دوم راهنمایی که الان ماهانه حدود دوتا سه میلیون درآمد داره و واقعا دست پرورده خودمه و بهش افنخارميکنم یه پسرخاله دارم به پرنده ها علاقه داشت پدر مادرش بهش ميگفتن که تو فقط باید درس بخونی حالا امیدوارم خاله وشوهرخاله من این ویس رو گوش ندن ولی خب من بعید میدونم این پسر بااین علاقه ای که به درس نداره تو درس موفق بشه ولی من به همه کسایی که این ویس رو گوش میدن قول میدم که این پسر یه تاجر موفق میشه چون عشق وعلاقه به کار کردن رو داره يروزي اومد پیش من گفت که من میخوام بزنم توکار پرنده ها یه یه میلیون به من قرض میدی من یه نگاهی بهش کردم گفتم خدایا بچه دوم راهنمایی چجوری میخوای بزنی توکسب و کار پرنده اصن میدونی پرنده چجوری و اینا گفت نه می رم دنبالش و واقعا وقتی اینو گفت من خوشحال شدم من بهش گفتم تو رو درمورد پرنده ها کامل مطالعه‌ کن همشونو بشناس قیمت هارو در بیار جالبه می ره توی دیوار اپليکيشن دیوار اونقدر پرنده های مختلف رو می بینه قیمت هارو دستش میاد زنگ میزنه اس ام اس میده به کسایی که پرنده واسه فروش گذاشتن اونقدر این هارو رسد میکنه که الان ازش هر پرنده ای رو بپرسی بگی فلان پرنده ویژگی هاش چیه میگه این پرنده اول مثلا تو این کشور بوده رنگش اينجوريه معیار های قیمت دهيش اينجوريه این شرایط رو داره این شرایط غذایی رومیخواد یعنی شده عالم توی زمینه ی کاری وقتی به اینجا رسید بهش گفتم که خب حالا تو همه پرنده هارو میشناسی تونستی به یه جایی برسی اطلاعات رو داری حالا میخوای چیکار کنی چیکار کنی که بتونی کارخوبي انجام بدی و بفروشی جالب بود به من گفت که ببین توی این برنامه دیوار من تا الان چندبار تست کردم که میتونم پرنده کسه دیگه ای رو که با قیمت پایین تر گذاشته رو باقیمت بالاتر بفروشم بهش گفتم یعنی چی یعنی دقیقا میخوای چیکار کنی گفت ببین این آقا طوطی شو گذاشته ۳۰۰ فروش فوری بعد توی دیوار مثلا فلان شهر می ره دیوار های همه شهر دیوار حالا یه اپليکيشن حتما نصب کنید شما هم می تونید بعد متوجه بشید توی دیوار هرکسی توی شهر خودش چیزهایی که میخواد بفروشه یا بخره رو ميذاره میگه فلان شهر یه آقایی این پرنده رو میخواد گفته تا۵۰۰حالا من اگه بتونم پرنده این آقا رو در لحظه به اون آقا بفروشم من سود خالص میکنم واسه خودم جالب شد و وقتی به اینجا رسید بهش گفتم که خب مشکل الان چیه گفت بابام پول نمیده میگه ضرر میکنی و موفق نمی شی من بهش گفتم من ۱میلیون تومن بهت میدم ببینم چیکار میکنی واقعا خودم دوست داشتم که این شور و شوق پسرخالمو ببینم به کجا ميرسونه جالب بود اولین کاری که انجام داد این بود که یه طوطی رو از تهران با طرف صحبت میکنه بخره تهرانی بهش میگه که خب طوطی رو من بهت۳۰۰ميفروشم بعد با یه آقایی فکر میکنم توی رشت که دنبال پرنده بود عکسای طوطی همین آقا رو بهش میده میگه ببین طوطی اینه خب خیلی هم اطلاعات داره کامل طرف رو قانع کرد که طوطی شناسه همه ویژگی هارو بهش گفت گفت این طوطی اینجوری اينجوريه و این فاکتور هارو داره و بدونه اینکه حتی طوطی دستش باشه از اون آقایی که توی رشت بود پول و میگیره ۵۰۰ميگيره ۵۰۰رو که میگیره ۳۰۰تومشو میده به اون کسی که توی تهرانه و بهش میگه که با ۳۰۰هزارتومن اینو به اون آدرس که توی رشت هست بفرس پرنده واسه منه و توی این زمان بدون اینکه خودش کار خاصی غیر از ایده و اطلاعات داشته باشه تونست یه سود مثبت داشته باشه و بعد اون الان جالبه بدونيد الان دنبال اینکه از پاکستان پرنده وارد کنه یه پسربچه توی شهر خودشون که گرگانه الان واقعا حرف واسه گفتن داره کسی پرنده میخواد سریع شمارشم که الان همه دارن به عنوان پرنده فروش میشناسنش هرجور پرنده و حیونی هم بخواين آنقدر توانسته توی اینکار اطلاعات به دست بیاره که ادماشم پیداکرده چه کسایی که توی تهرانن چه کسایی که از پاکستان میارن چه کسایی که دلال های واسط دارن همه رو ميشناسه سرمایه نداشت و ميدونيد چی باعث شد که سرمایه هم بیاد اون مراحل اول رو طی کرد ایده رو داشت اطلاعات رو به دست آورد افراد رو پیداکرد مشغول شد کار شو انجام داد سرمایه هم اومد من ده ها بار تاحالا همچین چيزيو دیدم که یه همچین افرادی اومدن و این کارو کردن یه مثال دیگه بزنم من این هفته یه پروژه حالا سایتی رو توی کشور های اروپایی صنعت توریست داریم تأسیس میکنیم و من یه مجتمع گردشگری توی شهر بابل هستش که حدود۳۰مليارد روش خرج شده و یه آشنایی دارم آقای مهندسی مهندس اون پروژه هست گفت که آقای دکتر من میدونم که شما اهل سرمایه گذاری و ریسک و اینجور چیزا هستی یه آقایی میدونه که اينجا۳۰میلیارد هزینه شده یه ایده داره و اومده اینجا و میگه که دنبال سرمایه گذار میگردم حالا فکرکرده بود اونجا چون سرمایه زیادی صورت گرفته۳۰مليارد اونجا خرج کرده دنبال کسی می گشت که از ایيد ش حمایت کنه و بامن تماس گرفتن گفتم باشه من حالا نگهش دارید شب ساعت۷يا۸شب میام می بینمش و اون آقا حالا اونجا وايساد وقتی رفتم اونجا کامل پرسیده بود که دکتر کاویانی که قراره بیاد کیه یعنی من ماشینم اونجا رسید هنوز تماس نگرفته بودم اومد گفت که آقای دکترسلام من فلانیم که قراربود امشب ببینید واقعا من جا خوردم اومدم گفتم خب ايدت چیه دیدم لپ تاپش و درآورد یه اسلايد۵۰صفحه ای واس من بازکردکه توی اسلاید توی همه صفحاتش اسم من بود حتی گفته بود که من چکاره ام یعنی پرسیده بود اونقدر طرحش جامع بود که من لذت بردم و برای این پروژه خودش۵۰۰مليون سرمایه اولیه میخواست و ما قرارداد همکاری هم بام بستیم چون واقعا من ايدشو قبول داشتم اطلاعات فوق العاده کامل بود و فردی بود که رفته بود دنبالش طرف فکر کنید کسی بود که سرمایه زیادی نداشت ولی بخاطر اینکه تو این صنعت بتونه فعالیت کنه يبار رفته بود چین يبار رفته بود آلمان که بفهمه که حالا توی توریست سلامت چه کاری انجام بده ببینید این فرد میتونست مثل خیلی از ماها فکر کنه یه ایده ۵۰۰میلیونی داره پس باید ناامید بشه که پس نباید حتی به این ایده فکر کنه ولی این فرد تسلیم نشده با همون حداقل پولی که داشت دوبار سفر خارجی میره خيليامون در سال ميريم سفرهایی خارجی ولی چی فقط ميريم تفریح میکنیم فقط دنبال چندتا عکسيم که بذاریم تو اينستامون فقط واسه مردم داریم ميريم واسه خودمون نگیریم ولی این واسه خودش رفت ايدشو تونست پرورش بده یه طرحه تجاری فوق العاده بنويسه وقتی میگم فوق العاده یعنی واقعا فوق العاده یعنی فکر ب بسم الله تا اخرشو کرده و تو مرحله آخر سرمایه هم نداشت ولی رفت دنبال سرمایه گذار رفت دنبال سرمایه گذار و کارشو شروع کرد با حداقل ممکن کارشو شروع کرد بازم مثال بزنم یعنی اونقدر اگه بخوام درمورد افراد مختلف توی این حوزه واستون مثال بزنم خودتون تعجب میکنید از کاره خودم بگم اولین کاری روکه شروع کردم اونقدر این کارم هزینه های زیادی ميطلبيد من اصلا نمیتونستم که هزینه هارو حالا توی اون استارت کار بتونم تأمین کنم ولی من چون نمیدونستم هزینه هارو تأمین کنم اون فعالیت اقتصادی اولیه رو که میخواستم انجام بدم رو اومدم به ۵قسمت تقسیم کردم گفتم من از این ۵تا اونی که کمترین هزینه اولیه میخواد رو انتخاب میکنم یه بخش از اون کار رو گرفتم اون یه بخش از کار رو که گرفتم توی همون یه بخش هم دیدم بازم سرمایه ندارم که از افراد بخوام که کمکم کنن خودم رفتم تو دل کار اونقدر مطالعه کردم که مسیر انجام رو یاد گرفتم و بخش ۱يعني فاز۱بيزينس خودم رو استارت زدم من ایده رو داشتم تا تهش هم مطالعه کرده بودم یعنی واقعا همچيشو میدونستم تهران رفته بودم صحبت کرده بودم با مهندساي مختلف صحبت کرده بودم واقعا هیچوقت هم خجالت نمی کشم نااميدهم نمیشم فوقش فوقش می رم میگم آقای مهندس راهنمایی میخوام برمی گرده تو چشمم میگه برو حوصلتو ندارم من ضرر نکردم من شانسمو امتحان کردم خیلی هامون این کارو انجام نمیدیم ولی خب من رفتم دنبالش راهشو یاد گرفتم فاز۱ یاد گرفتم فاز ۱رو تا انتهاش رفتم و واقعا هم نتیجه گرفتم ۱به سود رسيد۲اومد ۳اومد ۴اومد ۵ اومد و به یه کسب و کار ملياردي تبدیل شد من سرمایه اولیه نداشتم دوس دارم به این جمله توجه کنید من سرمایه اولیه نداشتم ولی ایده داشتم ولی من اطلاعات جامع داشتم و تونستم شروع کنم با صفر هم شروع کنم با صفر هم شروع کردم و نتیجه گرفتم یادمه من عرضم به حضور شما فکر میکنم اول دبیرستان فکرميکنم۱۵يا۱۶ساله میشه من تو سن ۱۵يا۱۶سالگي تونستم اولین واردات خودمو از کشور چین انجام بدم اونجایی که واقعا یه پسربچه بودم که هیچی درمورد این نمیدونستم که این بسته رو چجوری وارد کشور کنیم ولی من واسه اولین کار وارداتی خودم اونقدر دنبال افراد رفتم اونقدر ازاین شهر به اون شهر رفتم باورتون نمیشه میرفتم مثلا پست مرکز استان می گفتم که این بسته های خارجی میاد واسه کیا میاد گفتن یعنی چی پسر بسته هاي خارجی میاد میخوای که چی بشه می گفتم میخوام بايکيشون صحبت کنم اونقدر مينشستم تا یکیشان میومد هر ده نفر يکيشون می‌نشست و سوالم رو جواب میداد و دستم میومد باید چیکار کنم دستم میومد باید چجوری این مسیر رو طی کنم و یادمه اون موقع وقتی ۵۰تا ساعت وارد کرده بودم ساعتايي که من اون موقع وارد کرده بودم رو من از سایت علی بابا خریده بودم اون موقع حالا فکرميکنم الان علی بابا دیگه سایت به ایران نداشته باشه چون تحریم ولی خب من از سایت علی بابا تهیه کرده بودم دونه ای ۳يا۴هزارتومن واسم افتاده بود و فقط توی همون شهر خودمون به اقوام خودمون دونه اي۲۵هزار تومن ۳۰هزار تومن فروخته بودم وقتی ساعت اومده بود به یکی از فاميلامون گفتم من از چین ساعت آوردم خندید گفت تو چین اصلا میدونی کجاست میدونی چین چجوری نوشته میشه ومن یادمه اونجا خیلی بهم برخورده بود رفته بودم پاکت پستی که حالا آدرس خارجی روش بود رو بهش نشون دادم وجالبه ۴تا از ساعتامو همون آقا ازم خریده بود ببینید خیلی دوس دارم مثال بزنم خب و واقعا هم واستون مثال میزنم پشت سرهم تواين روزا دوس دارم شما این مثال هارو بشنويداون چیزی که مهمه اینکه ما اگه میخوایم کاری رو شروع کنیم حتما اول باید بريم دنبال ایده و ایده هامون باید در موردش اطلاعات داشته باشیم ببینید شما یه ماه این کار رو انجام بدید یه دفترچه دستتون باشه هرجایی که میريد هرچیزی که میبینید بنویسید هرجایی که میريد هرچیزی رو که میبینید بنویسید اونقدر درمورد کسب و کارهای مختلف بنویسید بعد بیاید درمورد اونهایی که بهش علاقه دارید یه دفتر داشته باشید واسه هر کدوم یه صفحه اطلاعات کامل کنید اطلاعات رو از هرکسی می تونید به دست بیارید از اینترنت می تونید به دست بیارید از مقالات خارجی می تونید به دست بیارید از اشناهاتون ميتونيد به دست بیارید از کسایی که تو اون کار هستند می تونید به دست بیارید ولی باید دل و جرات داشته باشید و بريد و به این فکر نکنید که قراره تردتون بکنند امروز تردتون میکنند فردا خودشون با دسته گل میان و بهتون تبریک میگن این قانون زندگیه همه ی کسایی که موفق شدند رو یه روزی ترد کردند یه روزایی بهشون خندیدند یه روزایی شاید اون ها هم رفتند پرسیدند که چجوری باید این کسب و کار رو انجام بدم و بهشون خندیدند گفتن اصلا تو دراین حد هستی که درمورد کسب وکار ما می پرسی و اونا رفتن وطی کردند و موفق شدند یه دفتر داشته باشیم فقط بنویسیم یه دفتر تو زندگيتون پر کنید از اطلاعات کسب و کارها بعد ببینید به کدوم ها علاقه دارید بريد توی دلشون اونقدر اطلاعات به دست بیارید که علامه دهره اون بیزینس بشید علامه ده که شدید بعدش می فهمید این بیزینس رو چجوری ميشه با حداقل سرمایه شروع کرد این بیزینس چجوری میشه با حداکثر هزینه شروع کرد این بیزینس رو چجوری میشه با سرعت بیشتری پیش برد چجوری میشه هزینه‌های اوليشو تهیه کرد ما خیلی وقت ها چون نمی دونیم یه کسب و کار چجوریه از ریسک کردن می ترسیم چون اولا ایده نداریم اگه ایده هم داریم اطلاعات نداریم وقتی اطلاعات نداریم یعنی نمی تونیم دو دوتا چهار تاکنيم بگیم خب من برای مثال می رم ۲۰میلیون وام میگیرم ولی وقتی من این کسب و کار رونرفتم تهش ببینم این چقدر واسه من سود اوره چقد شود خالص داره چجوری باید بفروشم مشتری من کیه کار من چیه خب بديهتا من دل و جرأت ۲۰تومن وام گرفتن روندارم من دل و جرأت اینو ندارم حتی برم به یه فردی که پولداره بهش بگم که من این طرح رو دارم این اطلاعات رو دارم بیا باهام شریک شو واقعا همينجوريه خیلی وقت ها ما این مشکلات رو داریم دیروز یه مصاحبه میخوندم از یه فردی که میگفت خانومي بود توکار خیاطی و اینا یعنی مصاحبشو حیف شد که لينکشو ندارم واستون قرار بدم ولی میگفت من رفتم تو دل مثلا کارای تزئینی اینا اونقدر اطلاعات به دست آوردم تونستم یه چند نمونه رو خودم با چرخ و چیزهایی ک داشتم آماده کنم ولی خب پول نداشتم که یه کارگاه بزنم میگه اونقدر رفتم به افراد مختلف نمونمو رو نشون دادم گفتم ببینید من میتونم این کارا رو انجام بدم بیاید باهام شریک بشید میگفت یکی شون بلاخره باهامون شریک شد و میگفت همون یه نفر شریک شد ما باهم کار کردیم الان يهدشرکت تولیدی داریم و شريکم هستیم و علت اینکه تونست سرمایه جذب کنه اطلاعات بود ایده اطلاعات پیگیری این سه تارو انجام بدید بعدش قول میدم بهتون زیرش امضا میکنم سرمایه میاد سمتتون مشکل خیلی از ماها اینکه توی دل کسب و کار که ميريم نميدونيم که کسب و کار رو از کجا باید شروع کنیم نميدونيم اصلا چه کسب و کاری رو باید شروع کنیم فکرنميکنيم اگه هم فکرنميکنيم بخاطر همون ترس هست اگه فکرنميکنيم بخاطر اون باور منفی هست اگه فکرنميکنيم فقط بخاطر همین است وگرنه اگه ما فکر مون رو بکار بندازيم مهمون ثروتمند میشیم دنیا همش حاصل فکر ماست دنیا حاصل سرمایه اولیه نیست خنده داره اگه خیلی ها میخواستن به این فکر کنن خیلی از کارخونه هایی که میبینید رو ما الان نداشتیم خیلی از پولدارهايي که الان داریم هم نداشتیم اینا همشون از صفر شروع کردند واقعا بريد بخونيد بريد زندگی نامه حداقل ملياردي های کشور خودمون رو بخونیم ببینیم اینا واقعا از صفر شروع کردند وقتی پسرخاله من دوم راهنمایی میتونه دو یا سه تومن ماهانه واس خودش درآمد خالص داشته باشه زشته خب واقعا زشته که یه فرد سی ساله ۳۵ساله میاد زیر دست اينستاي من مينويسه که مسخرس بدون سرمایه اولیه هیچ کاری رو نمیشه بهش فکر کرد ولی یه پسر دوم راهنمایی سوم راهنمایی میاد فکر میکنه و سرمایه هم میاد سمتش تو مسیر کاردقرار بگیرید کار حل میشه مشکل خیلی وقت ها مشکل ما اینکه ما درگیر کار نمی شیم هیچوقت برای اینکه یه کاری رو شروع کنید لازم نیست که به همه جزئیات تا انتهاش فکر کنید توی کار همیشه مشکل پیش بیاد اگه مشکل قرار نباشه که پیش بیاد زندگی لذت نداره لذت زندگی اینکه تو کارت مشکل پیش بیاد و مشکل رو حل کنی با این فراز و نشیب ها دستو پنجه نرم کنی اگه قرار باشه زندگيمون ینواخت باشه مطمئن باشید هممون ميميريم هممون افسرده میشیم هممون خسته میشیم حوصلمون سر ميره ما باید شروع کنیم قدم اول رو برميداري جلو پات سنگ میاد سنگ رو بذار کنار قدم دوم رو برميداري قدم دوم بازم سنگه فکر میکنی دنبالش ميري از اینو اون می پرسی روششان رو پيداميکني و سنگ رو میزنی کنار و امپراطوری خودت رومی سازی باهمه ی وجودم دوس دارم کسایی که این ویس رو گوش میدن فکراشون رو دوباره زنده کنن باور منفيشون رو حذف کنن به این فکر نکنند که اگه امروز تو شرایطی هستند که سرمایه ندارند دچار مشکلند من به خیلی ها توی دوره هاي آموزشيم یاد دادم که بدون سرمایه صاحب کسب و کار بشن به خیلی ها یاد دادم که بدون سرمایه میشه امپراطوری ساخت خیلی از شاگرداي من وقتی توی دوره هام شرکت کرده بودند کسایی بودند که واقعا حالا زشته اینو بگم ولی من شاگردی داشتم که خودش میگفت که به نون شب محتاج بودم ولی الان خداروشکر بهترین زندگی رو داره و من لذت میبرم و لذت زندگی هم واسه من اینکه من چراغ راه باشم واس خیلی هایی که دنبال اینن که راه رو پیداکند من راه رو بهتون نشون میدم طی کردنش با شماست من چراغ رو روشن میکنم شما نور چراغ رو بگیرید و حرکت کنید بگیرید و حرکت کنید بخاطر خودتون بخاطر لذتی که توی این دنیا ميتونيد داشته باشین بخاطر خانوادتون بخاطر عزيزانتون بخاطر آینده بچه هاتون بخاطر همه اینا شما باید امروز حرکت کنید شروع کنید و زندگی خودتون رو بسازید امیدوارم این فایل صوتی واستون مفید بوده باشه و واسه تک تکتون آرزوی موفقیت میکنم پیوسته به سايتمون به آدرس khodsakhte.ir و کانال تلگراممون به آدرس @khodsakhte سر بزنید .پیروز و موفق باشید ارادتمند شما دکتر کاویانی مدیریت خودساخته .

از شروع کسب و کار میترسم چکار کنم؟

از شروع کسب و کار میترسم چکار کنم؟

از شروع کسب و کار میترسم چکار کنم؟

شهامت شروع یک کسب و کار رو ندارم.

از اینکه کل سرمایه ام رو از دست بدم میترسم، چکار کنم؟

دانلود فایل صوتی: از شروع کسب و کار میترسم چکار کنم؟

[box type=”success” align=”” class=”” width=””]

سخنران: دکتر کاویانی

حجم: ۱٫۹۲ مگابایت

زمان:۰۰:۰۴:۱۲

دانلود

[/box]

متن فایل صوتی: از شروع کسب و کار میترسم چکار کنم؟

بسم الله الرحمن الرحیم.سلام عرض میکنم به دوستان عزیزم در کانال تلگرام خودساخته.دوستان عزیزم وقتی قراره يکاري رو شروع کنید انواع و اقسام فکر ها توی ذهنتون میاد که این کار سخته این کار نشدنیه این کار معلوم نیست از کجاش باید شروع کنیم این کار خیلی ممکن دشوار باشه این کار خیلی ممکنه پیچیده باشه و انواع اقسام فکرهايي که باعث میشن که ما حرکتی نکنیم ولی شما باید يه اصلي روبدونيد ۹۹درصد مشکلات توی ذهن ما هستند وقتی که درگیر یه کار بشین مشکلات خودشون رفع میشن دوستان عزیزم توی مسیر هدف بهتون گفتم شما کار روشروع بکنید قدم به قدم هدف بعدی رو مشخص کنید خیلی وقت ها وقتی فکر میکنیم مغز ما خیلی گسترش زیاده اونقدر از این شاخه به اون شاخه میره که ما رو سردرگم میکنه ولی توی دنیای واقعی هیچ کسب و کاری اونقدر هم سخت نیست چه بخواد یه کسب و کار ملياردي باشه چه یه کسب و کار ساده اون چیزی که بزرگی اون کسب و کار رو ایجاد میکنه فردی که یه روزی تصمیم گرفت شروع کنه پیش بره از مشکلات نترسه قدم به قدم مشکلات روحل کنه با فراز و نشیب ها کنار بیاد و برند خودشو بسازه کسب و کار خودشو بیاره زندگی خودشو بسازه عزیزان من تو مسیر موفقیت توی ذهن ما موانع زیاده ولی توی دنیا مطمئن باشید موانع اونقدرا زیاد نیست موانع ذهنی هستند که باعث میشن ما فکر کنیم موانع زیاده ولی من باخيليا که کسب و کار ایجاد کردن صحبت کردم کسایی که از صفر مطلق شروع کردن کسایی که مثلا ميگفتن وقتی شروع کردیم باورمون نمی شد که يروزي همچین کسب و کاری رو ایجاد کنیم ولی ما کار رو شروع کردیم توانایی انجامش به دنبالش اومد شما کافیه که کار رو شروع کنید هرجایی به مشکل بخورید مطمئن باشید کسایی هستند راهنماییتون کنند هرجایی به مشکل بخورید مطمئن باشید اطلاعات اونقدر توی دوره معاصر ما زیاد هستش که شما می تونید راه حل رو پیدا کنید فقط اون چیزی که واسش چاره ای نیست شروع نکردنه شما اگه شروع نکنید هیچ کسی نمیتونه بهتون کمک کنه هیچ کسی نمیاد بهتون کمک کنه که بگه این مسیری که میزی اشتباهه از اين یکی مسير برو چون شما شروع نکردین چون شما هنوز توی مسیر نیستی شما وقتی توی مسیر بیای وقتی استارت حرکت رو بزنی مطمئن باش خیلیا کمکت میکنن وقتی تو خونت نشستی بهت میگن که مثلا باید بري بندر عباس تو مطمئن خیلی هاتون مطمئن خیلی هاتون تو ذهنتون انواع و اقسام مسیر هارو ترسیم و تصور میکنید ولی واقعا نميدونيد از کجا بريد کافیه که وارد جاده بشید از هرکسی می پرسید یه راهنمایی بهتون میکنه مطمئن باشید که یه روز بعد شما توی بندرعباس هستید میبینید ذهن شما موانعش زیاد بودا ولی توی دنیای واقعی موانع اونقدرا زیاد نیست موانع رو ذهن ما می سازه اینو یادتون باشه اگه ایده ای دارین اگه کاری رو میخوايد شروع کنید اگه ميترسين که اون کار سخت باشه شما کار رو شروع کنید من بهتون قول میدم که اون کار آسونه من بهتون قول میدم که موانع رفع میشه من بهتون قول میدم که قدم به قدم همچي رو اصلاح میکنید وبه اون چیزی که ميخوايد می رسید.دوستان عزیزم امیدوارم که این ویس واستون مفید بوده باشه و ازتون میخوام که در اجتماع خودساخته این ویس هارو واسه دوستان و عزیزانتونم بفرستید باشه که اونا هم بتونن از این ویس ها بهره ببرند بارها گفتم هدف من توی خودساخته فقط و فقط کمک به شماست و سعی هم میکنم که اون چیزی رو که حرف دلمه و میتونه به شما کمک زیادی کنه کمک زیادی به خیلی ها کرده و به شما هم میتونه کمک کنه رو سعی میکنم بهتون منتقل کنم پس حتما این ویس هارو واس دوستان و اشنايانتون بفرستید .پیوسته هم به کانال تلگراممون به ادرس@khodsakhte سر بزنید.پیروز وموفق باشید.

یک محصول در عرصه تولید چه مراحلی را طی می کند؟

یک محصول در عرصه تولید چه مراحلی را طی می کند؟

یک محصول در عرصه تولید چه مراحلی را طی می کند؟یک محصول در عرصه تولید چه مراحلی را طی می کند؟

اگر نگاه ما به یک محصول، به مثابه یک موجود فعال و پویا باشد، می توان برای آن یک چرخه عمر در نظر گرفت که مراحل متعددی را طی می کند. Product Life Cycle که به اختصار PLC نامیده می شود، به همین موضوع می پردازد و راهنمای مدیران و سیاستگذاران و مشاوران برای بررسی هرچه بهتر یک کالا یا خدمات می باشد. ما بر اساس چرخه عمر یک محصول می توانیم بررسی نماییم که این محصول تا چه حد می تواند ادامه فعالیت دهد، تا چه حد باید و می تواند سودآور باشد و چه هنگام باید به تولید محصول جدید و نوآوری در سازمان بپردازیم؟ و در مجموع، استراتژی ما برای آن محصول چگونه باید باشد؟

در اکثر متون علمی و مدیریتی ۴ مرحله مهم برای چرخه عمر یک محصول ذکر شده است که شامل معرفی Introduction   – رشد Growth – بلوغ Maturity – افول Decline می باشد. اما در اینجا مرحله قبل از معرفی را نیز بررسی می کنیم و با بررسی ویژگی های ۴ مرحله فوق، سعی می کنیم یک دید کلی از محصول و چرخه عمر آن را ارائه دهیم.

 

۱ – نقطه آغاز و ایجاد یک محصول

اولین مرحله از چرخه عمر یک محصول، که Delivery هم نامیده اند خودش شامل پروسه ای طولانی است که اگر طی نشود می توانیم بگوییم، نوزاد ما و محصول تازه متولد شده، نارس یا ناقص است!

قبل از معرفی و ارائه محصول، لازم است که با یک ایده پردازی خوب شروع کنیم. ایده خوب و خلاقانه در ایجاد یک محصول مهم است که نباید از آن غافل شد.

بخش بعد، مصورسازی است یعنی چیزی که ایده است و در ذهن ماست را به بقیه هم بتوانیم بگوییم و نقشه مفهومی و طراحی معماری آن محصول را ارائه دهیم.

مرحله بعد، نظرخواهی و نظرسنجی از خبرگان و متخصصین است که با استفاده از نظرات آنان بتوانیم نقایص و مشکلات طرح و ایده را رفع نماییم.

بعد از آن، لازم است که طرح توجیهی و طرح تجاری برای محصول مان آماده کنیم و مدل تولید کالا یاخدمات مان را انتخاب کنیم.

سپس باید نمونه سازی اولیه را آغاز کرد و بازاریابی آزمایشی را انجام داد تا با تجدید نظر و اصلاح، طرح ما تجاری سازی شده و آماده تولید شود.

این نقطه آغاز و ایجاد یک محصول است که بعد از پروسه ای که به آن اشاره شد، آن را آماده معرفی می نماید و همانطور که اشاره کردیم اگر محصول ما از ایده مناسبی نشات نگرفته باشد، اگر به خوبی تست و آزمایش نشده باشد، نظرات متخصصین و نمونه های مشابه آن به دقت مورد بررسی قرار نگرفته باشند و اشکالات و نواقص آن شناخته نشده باشد، این نقطه آغاز، همان نقطه پایان محصول خواهد بود!

 

۲ – مرحله معرفی محصول

مرحله معرفی محصول، در واقع معادل مرحله کودکی آن محصول است. یعنی وقتی که محصول تازه به بازار آماده، معرفی شده و هنوز کاملا شناخته نشده و به رشد و بلوغ نرسیده است. شاخصه های مهم این مرحله این است که فروش محصول، کم است. سهم بازار پایین است. یا محصول ما جدید است و رقیبی ندارد یا اگر رقیب دارد، ممکن است رقبا آن را جدی نگیرند.

نکته مهم اینجاست که تمرکز یک مدیر یا تولید کننده یا ارائه دهنده خدمت در این مرحله باید ایجاد آگاهی در ذهن مشتری باشد. ما باید بدانیم که اکثر محصولات و بر اساس یک آمار، ۹۰ درصد محصولات در همین مرحله شکست می خورند و نمی توانند به مراحل بعدی برسند! پس مرحله حساسی است که توجه ویژه ای می طلبد.

این توجه ویژه در چند لایه قابل بررسی است:

اول این که قبل از معرفی محصول، لازم است مرحله قبلی و ایده پردازی و تست و… به خوبی انجام شده باشد.

دوم این که فاصله میان NPI و NPL که Chasm نامیده اند یعنی فاصله زمانی میان تولید محصول و ورود به بازار، نباید زیاد باشد. اگر این فاصله زیاد باشد و مشتری بعد از آشنایی نسبی با محصول برای دیدن آن و خریدن آن، زیاد معطل بماند تا محصول را ببیند ممکن است آن را فراموش کرده و یا علاقه خود را از دست بدهد.

سوم این که حداکثر تلاش برای معرفی و اطلاع رسانی و تبلیغات نیز صورت پذیرد و حتما در کنار بودجه ای که برای تولید در نظر گرفته شده، بودجه ای برای تبلیغ و اطلاع رسانی و promotion آن نیز در نظر گرفته شود.

چهارم این که در کنار تلاش و تبلیغات و مارکتینگ موثر و حرفه ای، صبر و حوصله نیز لازم است و نباید در این مرحله و با اولین شکست ها، کلا ناامید شد! و البته نباید توقع سود زیادی در این دوره داشت و باید بدانیم همین که یک محصول بتواند خوب فروش برود و خودش را معرفی کند، کافی است.

 

۳ – مرحله رشد

مرحله رشد، معادل نوجوانی است. وقتی است که محصول تولید شده، معرفی شده و کودکی خود را طی کرده و الان در حال رشد است و انتظار رشد سریع تری برای فروش آن هم می رود.

در این مرحله، هر روز فروش بیشتر می شود، سهم بازار بالا می رود، رقبا آن را جدی تر می گیرند، تعداد مشتری بیشتر شده و آگاهی از برند و محصول رشد می کند و کم کم، رقابت بر سر قیمت نیز شروع می شود.

برای بهبود فعالیت در این وضعیت باید بیش از پیش به کیفیت محصول توجه کرد، ارائه خدمات جانبی را مد نظر قرار داد، باید قیمت گذاری را دقیق تر انجام داد، توزیع را باید گسترده تر کرد و با استراتژی توسعه حداکثری پیش رفت و همچنین توجه ویژه ای باید به تبلیغات و ترویج و اطلاع رسانی و شیوه های موثر مارکتینگ داشت. برندینگ در این مرحله بسیار اهمیت دارد و اجرای برنامه های موثر روابط عمومی و برندینگ و جذب مشتری وفادار به یک سازمان کمک می کند که عمر محصول خود را سالهای سال بلند کند و در این مرحله نگه دارد. بی گمان بهترین دوران یک محصول همین دورانِ رشد است که با استراتژی ها و تاکتیک های موثر می توان آن را طولانی نمود. مثلا نوشابه کوکاکولا محصولی است که سالهای سال توانسته خود را در همین مرحله نگه دارد.

 

۴ – مرحله بلوغ

این مرحله برای محصول، معادل جوانی و میانسالی است. وضعیتی است که فروش، به حداکثر خود رسیده و تقریبا ثابت است البته یک سازمان از محصولش، احتمالا بیشترین سود را نیز در همین مرحله کسب می کند.. این محصول جزو گزینه های انتخابی مردم است و برندِ محصول تقریبا کامل شده است. اما محصول چه از لحاظ کیفیت و چه از لحاظ فروش، رشد چندانی را دیگر تجربه نخواهد کرد.

نکته اینجاست که یک برند قوی و یک شرکت پویا و رو به تعالی، همواره سعی می کند که به مرحله بلوغ نرسد و همواره در حال رشد باشد. چرا که شما در مرحله بلوغ، خوب هستید و کامل اما دیگر بهتر نخواهید شد! مگر این که راهکارهای موثر و دقیقی انتخاب کنید. از جمله:

دوباره به مرحله رشد شیفت کنید یا طول دوران این مرحله را با افزایش میزان مصرف و تبلیغات و برندینگ دائمی، افزایش دهید که به مرحله افول وارد نشوید. یا این که با قیمت بازی کنید و آن را کاهش دهید. یا کانالهای توزیع را افزایش دهید و همواره بازار جدید برای محصول دست و پاکنید و در نهایت بتوانید مشتری وفادار خود را افزایش دهید.

 

۵ – مرحله افول

بالاخره هر محصولی دوره ای برای عمر خود دارد و در وضعیتی قرار می گیرد که بازار اشباع شده، یا رقیب جدی تر آمده، یا محصول با نیاز مشتری مطابقت ندارد. در این مرحله، هزینه های کیفیت و تولید، حاشیه سود را کاهش می دهد و در این شرایط ما با مرحله افول، مواجه هستیم که این مرحله برای یک محصول مساوی نوسازی محصول و یا مرگ محصول است.

در مرحله افول یا مدیران سازمان و تولید کنندگان کالا و عرضه کنندگان یک خدمت، هوشمندی لازم را برای نوسازی و بازسازی محصول را دارند و بعد از چندی غیبت، با محصولی جدید اما با همان برند وارد بازار می شوند و یا این که فروش و سهم بازار آنقدر کم می شود و محصول بی خاصیت و بی مشتری می شود و سیستم کیفیت و قیمت و توزیع و تبلیغات و مارکتینگ با مشکل مواجه می شود که ناچارا محصول از چرخه بازار خارج می شود.

به هر روی از آن جا به این مفهوم چرخه عمر محصول گفته اند، که با تیزبینی و برنامه ریزی باید محصول افول یافته با تغییراتی دوباره به عرصه بازار برگردد و در این چرخه قرار گیرد.

 

مهم اینجاست که مدیران و مشاوران یک سازمان هم بدانند که محصولی که تولید می کنند یا ارائه می دهند باید مراحل اولیه را حتما از سر بگذراند و هم باید بتوانند تشخیص بدهند که این محصول در چه وضعیتی است، و در چه مرحله ای به سر می برد و بر اساس همان شرایط، تصمیم های استراتژیک لازم برای توسعه و بهبود را اتخاذ کنند، امری که در بسیاری از موارد نیاز به نگاه از بیرون به سازمان و محصول و نظرسنجی از مخاطب و خبرگان و متخصصین نیز دارد.

راه های تامین سرمایه اولیه برای راه اندازی کسب و کار

راه های تامین سرمایه اولیه برای راه اندازی کسب و کار

راه های تامین سرمایه اولیه برای راه اندازی کسب و کار

راه های تامین سرمایه اولیه برای راه اندازی کسب و کار

اگر در آستانه راه اندازی یک کسب و کار جدید هستید احتمالا بزرگترین مشکل خود را تامین منابع مالی لازم برای اجرای ایده می دانید. از ابتدا خیال خودتان را راحت کنید و دور نام بانک خط قرمز بکشید که فقط عرض خود می برید و زحمت بانک می دارید. بازار سرمایه نیز زمین بازی بزرگان است و مجالی برای کسب و کارهای نوپا نیست. برای تامین سرمایه لازم به دنبال روشهای نوین و خلاقانه باشید مطمئن باشید زودتر از بانک به نتیجه می رسید.

در ادبیات مالی روشهای متعددی برای تامین مالی اولیه یک استارتاپ وجود دارد که بسیاری از آنها همچنان در کشور ما ناشناخته می باشند. در ادامه روشهایی که تجربه عملی و عینی در کشور داشته معرفی می گردد. به یاد داشته باشید هنگامی باید به دنبال تامین مالی باشید که علاوه بر یک ایده محوری، از چگونگی اجرای ایده نیز به اندازه کافی اطلاع دارید. اصطلاحاً مدل مناسب اجرای کسب و کارتان را می شناسید. اگر هنوز برای چگونگی اجرای ایده و راه های درآمد زایی آن تردید دارید توصیه می کنیم هرگز به سراغ سرمایه گذاران و سایر منابع تامین مالی نروید. با این کار فقط کارتهای خود را سوزانده اید.

۱- اولین روش تامین مالی آن است که بدانید هیچ فرمول مشخصی برای تامین مالی وجود ندارد.

خلاقیت و ابداع روشهای جدید تنها قاعده بازی است. خودتان روشهای تامین مالی مربوط به خودتان را ابداع کنید.

۲– خانواده و دوستان (Family & Friends)

این عده شامل کسانی هستند که در واقع باید به شما ایمان داشته باشند؛ حتی بدون نیاز به صبر کردن و دیدن عملی بودن ایده‌ی شما یا پیدا شدن مشتری واقعی. باور کنید چنانچه ایده محوری جذابی داشته باشید و مدل اجرای کسب و کارتان را نیز بخوبی توضیح دهید در محافل دوستانه و خانوادگی از تجمیع پس اندازهای خرد براحتی منابع اولیه لازم برای شروع کسب و کار فراهم می شود.

۳- قرض همتا به همتا (Peer-to-peer lending)

روشی‌ست که در آن گروهی از افراد دور هم جمع می‌شوند تا به هم‌دیگر پول قرض بدهند. این روش سال‌ها برقرار بوده و استفاده شده است. برای مثال گروه‌های کسب و کار کوچک یا گروه‌های قومی که از همدیگر به شکل‌های مشابه حمایت می‌کنند. در حوزه‌ی کسب و کارهای نوپا به دنبال کارآفرینِ هم سطحِ موفقی بگردید که حاضر است برای ایده‌های مشابه سرمایه‌گذاری کند.

۴- تامین جمعی سرمایه (Crowdfunding)

جذب سرمایه جمعی از دو واژه ی crowd به معنای انبوه مردم و funding به معنای تامین سرمایه تشکیل شده است. جذب سرمایه جمعی در واقع کمپینی جهت دریافت حمایت مالی افراد مختلف جامعه به خصوص کاربران اینترنت از یک پروژه ازطریق پرداخت بخشی از سرمایه ی مورد نیاز برای اجرای آن پروژه می باشد.

در این روش از قدرت اینترنت برای پیدا کردن گروه‌هایی با افکار مشابه استفاده می‌کنید. بدین ترتیب که هر یک از افراد این گروه‌ها با اهداء مقدار کمی پول از تلاش‌های شما حمایت می‌کنند. این روش در بسیاری از شرکت‌های غیرانتفاعی‌ و هم‌چنین در فاز پیش‌فروش بسیاری از محصولات و پروژه‌ها استفاده می‌شود و روز به روز نیز در حال گسترش است. در این روش بسته به خلاقیت خود می‌توانید از مشوق‌هایی برای جلب توجه و اعتماد جمعی سود ببرید. روش‌هایی از قبیل پیشنهاد استفاده از محصول نهایی با قیمتی کمتر در زمانی معین (مثلاً ۵۰% تخفیف برای یک سال)