نوشته‌ها

چطور توانایی فروش درآمد شما را سه برابر می کند؟

دانلود فایل صوتی: چطور توانایی فروش درآمد شما را سه برابر می کند؟

[box type=”success” align=”” class=”” width=””]

سخنران: دکتر کاویانی

حجم:  ۴٫۵۴ مگابایت

زمان:۰۰:۰۹:۵۶

دانلود

[/box]

متن فایل صوتی: چطور توانایی فروش درآمد شما را سه برابر می کند؟

بسم الله الرحمن الرحیم .
سلام عرض میڪنم به همه دوستان عزیزم در ڪانال تلگرام خودساخته به آدرس @khodsakhte من دڪتر ڪاویانی مدیر خودساخته هستم و خیلی خوشحالم ڪه یه بار دیگه درخدمت شما دوستان عزیزم هستم.
دوستان عزیزم موضوع این جلسه رو دوست دارم با یه داستان شروع ڪنم یه دستان و روایات واقعی از ريچارد برانسون ريچات برانسون همون طور ڪه خیلی هاتون میدانید ڪه فوق ملياردر خودساخته آمریڪایی اسم مجموعش هم شبیه ماست خودساخته یه فردی ڪه از صفر مطلق خودش رو به میلیارد ها میلیارد پول رسونده .
ريچارت برانسون میگه ڪه قرار بود برم سواحل ويرزين و باید خودم رو به اونجا ميرسوندم ولی متأسفانه پرواز من ڪنسل شد ميخواستم واسه یه قراره عاشقانه برم سواحل ويرزين ولی بهم گفتن ڪه پرواز ڪنسل شده و این هواپیما نمی ره و من واقعا مونده بودم ڪه تو اون شرایط چیڪار ڪنم میگه این ایده به ذهنم رسید ڪه بیام یه جت شخصی رو ڪرایه ڪنم و به سواحل ويرزين برم ولی من پولی نداشتم ڪه همچین ڪاری ڪنم دراین حد پول نداشتم ڪه یه جت شخصی رو بليطش رو بخرم و برم سواحل ويرزين.
اونجا میگه به این نڪته فڪرڪردم ڪه اگه من یه سری از افراد رو جمع ڪنم و توسط اون مجموعه بخوام برم سواحل ويرزين خب ڪرایه بین همه تقسیم میشه و من میتونم این پرواز رو داشته باشم میگه رفتم ڪار فروش رو انجام دادم ڪار فروش یڪی یڪی اومدم بليطاي رو ڪه هنوز وجود نداشت رو فروختم گفتم با یه جت شخصی ساعت مثلا ۶عصر قراره ڪه بريم ويرزين و بلیطش نفری ۳۰دلاره و شما خیلی پرواز ها ڪنسل شده و شما بیایید این بلیط رو از من بخرید و ساعت ۶عصر هم پرواز دارید میگه من توی اون فرصت محدود این بلیط هارو فروختم بلیط های ڪه وجود نداشت ولی من فروختم من بلد بودم بفروشم چون بلد بودم بفروشم آنقدر ۳۰دلار ۳۰دلار توی اون شرایط ۲۰يا۳۰سال آمریڪا فروختم ڪه تونستم یه جت شخصی رو بليطش رو بخرم و این جت شخصی با ڪسايي ڪه از من بلیط خریده بودن رفت ويرزين و من به هدفم رسیدم برانسو میگه من به هدفم رسیدم چون من یه توانایی داشتم من فروش بلد بودم اگه یه فردی توی زندگیش فروش بلد باشه توی همه عرصه ها اگه وارد بشه میتونه موفق بشه یه پزشڪ یه تخصصی رو داره دوستش هم دقیقا همون تخصص رو داره هر دوتا هم از یه دانشگاه فارق التحصیل شدند معدل هردوتاهم يڪيه ولی یڪی مریضهاش دوسه برابر اون یڪی ديگست ميدونيد چرا چون فروش بلده.
یه ڪسی هست ده ها دوست داره برادرش هیچ دوستی نداره ميدونيد چرا اون ده ها دوست داره چون فروش بلده چون بلده ڪه روابط رو بفروشه چون بلده ڪه ڪار فروش رو انجام بده حتی روابط انسان ها هم يجور فروشه شما محبت رو میدی اون بهت محبت رو برميگردونه يجور فروشه يجور فروشه مستقیم حالا توی همه عرصه ها هست.
طرف میاد مغازه میزنه مشتری هم میاد ولی نمیتونه مشتری رو نگه داره نمیتونه ڪالا رو بهش بفروشه این فرد نمیتونه موفق بشه و عجیبه عجیبه ڪه خیلی ها شجاعت این رو دارن ڪه یه ڪسب و ڪار رو تاسیس ڪنن ولی جسارت این رو نداشتن ڪه برن یخورده درمورد فروش مطالعه ڪنند یادبگیرند فروش به این سادگی هم نیست ڪه شما مثلا یه آدامس دارید بیای بگی این آدامس انقدره و ازت بخرند شما باید توجیح ڪنی باید قیمت رو واسه طرف توجیح ڪنی باید قیمت گذاری رو بلد باشی باید ایجاد حس خوب رو بلد باشی باید تخفیف دادن رو بلد باشی همه این هاست ڪه باعث میشه یه فروش موفق رو داشته باشی شاید ۹۰درصد ڪسب و ڪار هایی ڪه ورشڪست شدن بخاطر این بود ڪه فروشنده این ڪار رو داشت پیش میبرد ڪه فروش بلد نبود وقتی شما فروش بلد نیستی میرن از ڪسه دیگه ای میخرند ده تا مغازه رو تصور ڪنید ڪنار همدیگه هستند یڪی شون مطمئن باشید از بقیه درآمدش بیشتره ميدونيد چرا چون فروش بلده چون رفته دنبالش چون یادگرفته فروش چجوری باید یاد بگیریم باید از ڪسایی یاد بگیریم ڪه اینڪار رو آموزش میدند من وقتی ڪسب و ڪار شخصی خودمو تاسیس ڪرده بودم شاید باورتون نشه ولی توی ۳ماه اول فقط ۲۰هزار تومن تونستم بفروشم فقط ۲۰هزار تومن توی ۳ماه اونجا بود ڪه به خودم اومدم دیدم اینجوری نمیشه پیش رفت اینجوری بهتره اصلا اینڪار رو ادامه ندم شاید بهتر بود ڪه واسه ڪسه دیگه ای ڪار میڪردم شاید من نتوانم این ڪسب و ڪار شخصی رو پیش ببرم ولی من نخواستم تسلیم بشم رفتم دنبال یادگیری باورتون نمیشه من یه آدمی بودم خیلی خجالتی من حتی پشت تلفن هم خجالت ميڪشيدم صحبت ڪنم ولی رفتم ڪتاب خوندم و واقعا مطالعه ڪردم ڪلی مقاله خارجی خوندم ڪلی تو سایت های مختلف رفتم تو سایت های افراد مختلف مقالاتشون رو میخوندم ڪتابچه هاشون رو دانلود میڪرد ڪتاب هاشون رومی خریدم اینارو یاد میگرفتم این هارو تمرین میڪردم عملی ڪار میڪردم خودم سعی میڪردم بدون اینڪه استادی مستقیم داشته باشم اینارو یاد بگیرم.

و وقتی من اونا رو یاد گرفتم تونستم درآمدم رودر حد میلیارد ماهانه برسونم اینا همه در اثر یادگیری در اثر اطلاعاته شما الان دقیقا تو همچین جايگاهي هستید شما هم می تونید توی هر ڪسب و ڪاری ڪه هستید رشد ڪنید شما حتی اگه شاگرد یه مغازه هم باشید اگه فروش بلد باشید رشد میڪنید ميدونيد چجوری خب شما توی مغازه هستید صاحب ڪار شما متوجه ميشه شما توی ڪسب و ڪار هستید مدیر شما متوجه میشه ڪه عامل فروش توی این سازمان شما هستید شما بهتر بلدی بفروشی ترفي می گیری حقوقتون بیشترمیشه با یه مهارت مهارتی به اسم فروش اونوقت اگه ڪسب وڪاری روتأسیس ڪنی استرس نداری چون فروش بلدی باید بفروشی رمز بقای یه ڪسب و ڪار فقط فروشه اگه شما بهترین رستوران دنیا هم بزنی ولی نیان ازت بخرند باید جمعش ڪنی چون ورشڪست میشی چون ڪسب و ڪارت ارزش نداره ڪسب ڪار ها با فروششون ارزش داره و همیشه هم اینو یادتون باشه صرفا اون ڪسی ڪه بهترین خدمات رو میده بهترین ڪالا رو میده بیشترین فروش رو نداره چون فروش یه توانایی چه بسا خیلی ڪسایی هستند ڪه مثلا لباسی رو می فروشند ڪه لباس خیلی خوبی هم نیست ولی ما ميريم از اونا میخريم چون اونا فروشنده بهتری هستند چون ما رو بهتر توجیح میڪنند .
من چند روزی هست دنبال خرید ملڪی هستم تا الان چند بنگاه مختلف رفتم اون ملڪ رو دیدم و اون نواحی رو بررسی ڪردم امروز من ڪسيو دیدم ڪه لذت بردم چون اومد در ڪناری ڪه این ملڪ رو میگفت درڪنار ملڪ های دیگه رو واسه من توجیح میڪرد چرا قیمتش اینه ڪی اینو ساخته چجوری ساخته چه شرایط و آینده اي داره و این فرد یه فروشنده بهتر بود و این فرده ڪه در نهایت میتونه منو به سمته خرید این ملڪ ببره اون ڪسی ڪه قبل این فرد من دیدم اینا بازی رو به این فرد باختتن چون این فرد فروشنده هست بلده فروش رو انجام بده چون بلده اعتماد من رو جلب ڪنه بلده با بیان و توجیح خودش منو به خرید اون ڪالا اون ملڪ اون چیزی ڪه من بهش نیار دارم اون خدمات به قانع بودن برسونه و من هم اون ڪالا رو ازش تهیه میڪنم .
شما اگه ميخوايد ڪه ڪسب و ڪاری رو راه اندازی ڪنید بهتره ڪه اول فروش یاد بگیرید برای یادگیری فروش راه های زیادی وجود داره شما می تونید ڪتاب های مختلفی رو بخونی ڪه درمورد فروش بهت آموزش داده باشند ما توی دوره از ڪار آفرینی تا میلیارد شدن تو سایت خودساخته داریم یه فصل ڪامل از این دوره حدود یڪ ماه از دوره فقط تمرين فروش انجام میدیم فقط میگیم قوانین فروش چیه قوانین فروش تو ڪشور ایران چیه ايرانيا چجوری خرید میڪنن ایرانی ها چجوری تخفیف میگیرن ایرانی ها چجوری خوشحال میشن اینا همه رو میایم بهتون میگیم چیزهایی ڪه خودمون یاد گرفتیم رو داریم توي دوره میگیم و شما باید این هارو یاد بگیرید اگه فروش بلد باشید ڪسب و ڪار می تونید تأسیس ڪنید ریسڪ عدم موفقيتتون میاد پایین خیلی ها هستند یه پولی بهشون رسیده یه ڪسب و ڪاری رو تأسیس میڪنند ولی دوسه ماه بعد جمع میڪنند میگن بازار خوب نیست اگه بازار خوب نیست چرا تو همون رسه ای ڪه شما هستید خیلی ها هستند ڪه دارن ڪار میڪنن چون اونا بلدن بفروشن بلدن مشتری رو راضی نگه دارند بلدند مشتری رو جذب ڪنند بلدند ڪه تبدیل رو انجام بدند.
ومن خواهشي ڪه ازتون دارم اگه ڪسب و ڪار دارید اگه جایی ڪار میڪنید اگه حتی ڪاری ندارید و جایی هم ڪار نمی ڪنید فروش رو یاد بگیرید و فروش باعث میشه ڪه جیب های شما رشد ڪنه فروش باعث میشه ڪه حساب بانڪی شما رشد ڪنه فروش شمارو میبره بالا فروشه ڪه باعث میشه پول توی زندگی شما وارد بشه.
عزيزانم امیدوارم این جلسه واسه شما مفید بوده باشه.
پیوسته به سایت ما به آدرس khodsakhte.irو ڪانال تلگراممون به آدرس @khodsakhte سربزنيد.
ارادتمند شما دڪتر ڪاویانی مدیر خودساخته.

با چه قیمتی میتوانم بفروشم؟

با چه قیمتی میتوانم بفروشم؟

با چه قیمتی میتوانم بفروشم؟با چه قیمتی میتوانم بفروشم؟

الهام شورابی | بسیار قابل درک است که بعد از اهمیت تهیه و عرضه «محصول»، مسئله بعدی «قیمت‌گذاری» است. من و همکارانم بارها در شرکت‌های مختلف به این دغدغه سهامداران برخورده‌ایم که محصول با چه قیمتی وارد بازار شود؟ بر چه اساسی تغییر قیمت‌ها لحاظ شوند، به چه میزان و به چه سمتی؟ درعین حال که سود شرکت و رضایت مشتری را نیز تامین کند و در نهایت چه واحدی در سازمان اشراف بیشتری بر تعیین و نظارت این مقوله دارد؟
Pricing ‌یا قیمت‌گذاری، فرآیند مشخص‌کردن ارزش محصول (کالا یا خدمات) با هدف خرید و فروش است که ممکن است به‌صورت دستی یا اتوماتیک انجام شود. می‌بینید که ارزش و قیمت در همین جا حساب خود را سوا می‌کنند.

چگونه پولدار شوم؟

زمانی یک کالا ارزش دارد که مشتری حاضر باشد برای آن وجهی پرداخت کند. قیمت محصول تمام ارزش‌هایی است که مصرف‌کننده در ازای بهره‌مند‌شدن از مزایای یک محصول از دست می‌دهد یا پرداخت می‌کند. در این مرحله است که قیمت‌گذاری به روش‌هایی که در ادامه شرح خواهیم داد، انجام می‌شود. در واقع اگر مشتریانتان حاضر نیستند آنقدر پول بدهند که ارزش محصول و سود مورد نیاز را تامین کند، قطعا کسب‌و‌کار شما نیاز به بازبینی مجدد دارد.

قیمت‌گذاری استراتژیک یا سیاستمدارانه یا برنامه‌ریزی شده بر اساس هدف سازمان، بحثی جدید در آمیخته با بازاریابی است که به لحاظ اهمیت، پس از محصول جایگاه دوم را به خود اختصاص داده است. پیش‌ترها محاسبه آن بر عهده واحد حسابداری سازمان بود ولی امروزه نظارت بر روند این جریان به عهده واحد بازاریابی است. برای شروع سوالاتی هست که باید پاسخ آنها را به‌خوبی بدانیم. قیمت مناسب با مزایای محصول ما چیست؟

زمان مناسب برای تغییر این قیمت کدام است؟ زمان مناسب برای فروش ارزان‌قیمت چیست؟ بازخورد این تغییر قیمت محصولات در بازار از سوی مشتریان و سایر رقبا چیست؟ عوامل گوناگونی بر روش‌های قیمت‌گذاری موثرند که توجه همزمان به همه موارد و اطلاع از جزئیات آن راهنمای خوبی برای تعیین قیمت مناسب محصول است. این عوامل مبتنی بر سه مورد تقاضا، رقابت و هزینه است.

تقاضای بازار بر پایه ارزشی که مشتریان برای محصول قائلند، رقابت با رقبا در بازار فروش محصولات و در نظر گرفتن بهای تمام‌شده محصول مواردی است که تاثیر آن بر قیمت‌گذاری به فروش صحیح منجر می‌شود.
از منظر تقاضای بازار روش‌های قیمت‌گذاری مختلفی تعریف شده است که البته با توجه به وضعیت محصول و سازمان انتخاب می‌شوند:
قیمت‌گذاری نفوذی یا قدرتی: این هنگامی است که یک کمپانی با هدف نفوذ و گرفتن سهم بازار از طریق قیمت پایین‌تر وارد بازار هدف مشخصی می‌شود که البته این رشد در صورتی نتیجه می‌دهد که مشتری این محصول در بازار هدف به قیمت حساس باشد.
قیمت‌گذاری بالا یا گرانمایه: این روش را در محصولات با نوآوری و تکنولوژی بالا دیده‌ایم. در واقع به‌دلیل خاصیت بی‌بدیل‌بودن و تازگی محصول می‌توان در ابتدای زمان عرضه قیمت بالایی برای مشتری تعریف کرد که البته قطعا این زمان کوتاه‌مدت خواهد بود ولی هزینه‌های نو‌آوری را پوشش خواهد داد.
قیمت‌گذاری ارزشی: عموما در قیمت‌گذاری محصولات هنری، عتیقه‌جات و برخی خدمات مشاهده می‌شود. در این سبک به‌دلیل عدم توانایی محاسبه بهای تمام‌شده و نبود محصول جایگزین، قیمت بالای محصول با توجه به ارزش آن از دید مشتری منطقی است.
قیمت‌گذاری دسته‌ای: برخی تولیدات مانند پوشاک مخاطبان گوناگونی دارد که با دسته‌بندی محصولات امکان تفاوت قیمت در سطوح مختلف برای مخاطبان متفاوت به‌وجود می‌آید. این روش کمک می‌کند که گستره بزرگ‌تری از مخاطبان را پوشش داده و قیمت برخی ‌دسته‌ها هزینه‌های بقیه را پوشش دهند.
قیمت‌گذاری پرستیژی: قیمت بالا ناخودآگاه القای نوعی از کیفیت بالاست. تفاوت این نوع قیمت‌گذاری با شیوه گرانمایه در این است که در این روش هدف سود بالای کوتاه‌مدت نیست و تغییری در قیمت کالا در طول زمان صورت نمی‌گیرد و با ورود رقیب قیمت‌ها پایین نمی‌روند. ضمنا قیمت بالا خود آیتم ارزشی کالا می‌شود و به مصرف‌کننده پرستیژ خرید گران‌قیمت را ارائه می‌کند.