نوشته‌ها

مسئولیت زندگیتان را بر عهده بگیرید

مسئولیت زندگیتان را بر عهده بگیرید

مسئولیت زندگیتان را بر عهده بگیرید

مسئولیت زندگیتان را بر عهده بگیرید

✅پنج سال پیش بود به مادرم گفتم چرا نباید یه ماشین خوب زیر پامون باشه؟
بهم گفت برو دنبالش به دستش میاری
رفتم دنبالش:)) اونموقع خندیدم ولی..

⭕️ولی بعدش بیشتر از سیصد کتاب تو حوزه کسب و کار و موفقیتو قورت دادم
بیش از سی سمینار خارجی شرکت کردم
مثه خیلیا نگفتم نمیشه و اینجا ایرانه و …
من تا تهه این کتابا رو رفتم و به عنوان برادر شما بهتون میگم اگه الان شرایط اونجور نیس که دوس دارین بخاطر اینه که معلومات شما در حدی نیس که زندگیتونو متحول میکنه
برای موفقیت باید فقط مغز ما معلوماتش کافی باشه، بهش معلومات بدین تا واستون پول بسازه☺️

🔰من تو دوره از کارآفرینی تا میلیاردر شدن دارم همین معلومات رو به شما منتقل میکنم. معلوماتی که با تلاش زیاد و در طی چندین سال بدست آوردم… اگه شما با علم کارآفرینی آشنا بشین مطمئن باشین اتفاقات خوب یکی یکی تو زندگیتون رخ میده. آینده دلچسب و دوس داشتنی خیلی با شما فاصله نداره. برای ثبت نام در دوره از کارآفرینی تا میلیاردر شدن یک پیامک با عنوان #دوره کارآفرینی# به شماره ی زیر بده
SMS : 300070047005

راهکارهای موثر برای افزایش اعتبار در محیط کار

راهکارهای موثر برای افزایش اعتبار در محیط کار

راه های زیادی برای رسیدن به موفقیت وجود دارد؛ اگر قصد تقویت ویژگی های شخصیتی خود را دارید، پیشنهاد می کنیم بیشتر روی مشخصاتی که منجر به «معتبر» شدنتان می شوند تمرکز کنید.

در واقع اعتبار سطح بالاتری از موفقیت است که در آن، دیگران شما را به چشم یک انسان قابل اطمینان و تصمیم گیرنده می بینند. معتبر بودن به کسانی که با شما ارتباط دارند این اجازه را می دهد که روی شما حساب کنند، به شما اعتماد کنند، با شما داد و ستد کنند و خود را با شما تطبیق دهند.

اعتبار داشتن به معنای توانایی پرورش قابلیت های خاصی است که از نقش، سازمان و صنعتی که در آن فعالیت می کنید مستقل هستند. اگر علاقه مند به افزایش اعتبار شخصیتی و تبدیل شدن به یک انسان معتبر هستید، پیشنهاد می کنیم این ۱۰ روش را در زندگی خود به کار بگیرید:

قابل اعتماد باشید

برای به دست آورد اعتبار ابتدا باید اعتماد سازی کنید. اگر دیگران بتوانند به شما اعتماد کنند، با شما کار خواهند کرد. به یاد داشته باشید که مورد اعتماد بودن بسیار مهم تر از داشتن یک حساب بانکی پر و پیمان است.

ماهر باشید

در زمینه کاری خود خبره شوید؛ در حدی که بتوانید شرایط موجود را تحلیل کرده و راهکارهای مختلفی ارائه دهید. به توانایی های خود اطمینان کنید تا دیگران نیز بتوانند روی شما حساب کنند.

با ثبات باشید

پندار، گفتار و کردار شما باید ثبات داشته باشند. کارهایی که انجام می دهید، پیام هایی که مخابره می کنید و تفکراتی که دارید، باید همگی همسو بوده و در راستای کاری که می کنید قرار بگیرند. اعتبار زمانی به وجود می آید که همه چیز از درون به بیرون با ثبات باشد.

موثق باشید

برای به دست آوردن اعتبار، باید واقعی بود. زمانی که می خواهید اعتماد کسی را به دست بیاورید، باید با رویکردی واقعی و به دور از تقلب با وی مواجه شوید. شیرازه اصلی تجارت یا رهبری شما باید بر پایه یک بنیان محکم و پایدار بنا شود تا بتواند در مقابل تغییرات احتمالی مقاومت کند.

بی ریا باشید

معتبر بودن به معنی صداقت است. نیاز نیست تمام تفکرات خود را به زبان بیاورید اما گفته های شما باید پشتوانه کافی داشته و بدون نیت سوء مطرح شوند. صداقت نیازمند تعهد کافی و عزم راسخ در مسیر انجام کار است.

متواضع باشید

شاید احترام به احساسات دیگران اهمیت چندانی برای شما نداشته باشد اما مطمئن باشید برای آنها بسیار مهم است. با دیگران محترمانه رفتار کنید؛ نه برای اینکه انتظاری از آنها دارید، بلکه به خاطر استحقاق خودشان. عناوین شغلی اعطا می شوند، پست های مختلف به دست می آیند، اما این احترام است که به اعتبار شما خواهد افزود.

مسئولیت پذیر باشید

برای معتبر بودن، باید مسئولیت تصمیمات و کارهای خود را بپذیرید. اگر خطایی کرده اید، اشتباه خود را پذیرفته و آن را اصلاح کنید. همچنین زمانی که از چیزی مطمئن نیستید، حتماً عدم اطمینان خود را مطرح نمایید.

وفادار باشید

اعتبار شما زمانی که در جهت منافع دیگران گام برمی دارید، افزایش می یابد. وفاداری به معنی مراقبت از دیگران بوده و یک تعهد مشترک برای رسیدن به موفقیت است.

رو راست باشید

بخشی از فرآیند کسب اعتبار، به جا گذاشتن سابقه ای از بی طرفی و بیان حقیقت است. شفافیت سنگ بنای کسب و کار و هسته اصلی اعتبار شماست.

به اصول پایبند باشید

خود را با دیگران مقایسه نکنید و با افتخار به ارزش هایی که باور دارید پایبند باشید. هر روز نسبت به روز قبل پیشرفت کنید و در این مسیر، به اطرافیان خود یاری برسانید.

عاداتی که موجب پیشرفتتان در کار می شود

عاداتی که موجب پیشرفتتان در کار می شود

بارها و بارها شنیده ایم وقتی فردی ترفیع رتبه پیدا می کند اطرافیانش این موضوع را به خوش شانسی یا ارتباط نزدیکش با رئیس نسبت می دهند و کمتر پیش می آید که این موفقیت را نتیجه توانمندی های بالای او یا خصوصیات اخلاقی اش بدانند، حال آنکه عوامل متعددی در این پیشرفت اثر دارند که در زیر به ۱۰ مورد آن اشاره می کنیم:

  • تمایل به پذیرش چالش های جدید و نا آشنا دارند

همه ی ما افراد متخصص و حرفه ای را می شناسیم که کارشان را به بهترین شکل انجام می دهند اما این افراد غالبا آن قدر پرمشغله هستند که از پذیرش وظایف یا چالش های جدید را بپذیرند.

حال آنکه برای رسیدن به موفقیت نباید اینگونه باشد و خصوصا در استارتاپ ها هر کسی باید چالش ها و تغییراتی را قبول کند و از مشکلات فرار نکند.

  • در جایی که لازم است وارد می شوند و منتظر درخواست کسی نمی مانند

زمانی که نیرویی به دلیل بیماری یا مسافرت از کار غیبت می کند این افراد منتظر نمی مانند تا پیشنهاد جایگزینی یا بهتر بگوییم پر کردن جای آن فرد به آن ها داده شود بلکه خود، داوطلب می شوند. اعضای تیمی که به همه کمک می کنند سریع تر ترفیع پیدا می کنند.

  • در ایجاد ارتباط استعداد خوبی دارند

بعضی از کارمندان برای اینکه حجم کارشان کم تر شود با دیگران نیز ارتباط کم تری برقرار می کنند. متاسفانه با این کار فرصت جلوه گری خود را از دست می دهند.

برای کار گروهی لازم است که روابط تان را مدیریت کنید.

  • مثبت نگر هستند

اگر می خواهید شرکتی برای خود بنا کنید و یا تغییراتی در سازمان بدهید باید ایده های مثبتی راجع به چگونگی افزایش  بهره وری و یا ایجاد فرهنگ مورد نظرتان پیشنهاد کنید.

  • میل به پیشرفت دارند

تغییر مبتکرانه در سازمان هایی رخ میدهد که توسط افراد موفق اداره می شود. این افراد آدم هایی که علاقمند به کارهای روتین هستند و از تغییر بیزارند را برای موقعیت های جدید انتخاب نمی کنند زیرا یقینا برای شروع تازه موفقیتی به بار نمی آورند.

  • تمایل دارند جایگزین رئیس شوند

این امر مستلزم کار و ابتکار بیشتری است اما برای زمانی که رئیس تان بازنشسته می شود یا ترفیع پیدا می کند، مفید است. برای این کار باید با هیئت مدیریه در ارتباط باشید تا نیازمندی های لازم برای یک مدیر را بیابید.

  • کار را تا آخر انجام می دهند

افرادی که هیچ گاه مغلوب چالش ها و یا تسلیم نمی شوند جزو بهترین کارمندان هستند وگرنه بهانه آوردن و تقصیر را به گردن دیگران انداختند کار آسانی است. مصمم بودن مهارتی است که برای راه اندازی یک شرکت لازم است.

  • سطح تحصیلات و سواد خود را بالا می برند

افراد زیادی بیش تر از آن که برای یاد گرفتن زحمت بکشند به دنبال دوره ی آموزشی جادویی هستند تا در کمترین زمان کار فعلی شان را راحت تر کنند و کمتر پیش می آید که تلاشی برای کسب مهارت و آماده سازی برای وارد شدن به سطوح بالاتر شغلی از آنها سر بزند. امروزه بهترین آموزش های تجاری را می توانید در وبلاگ ها و یا کلاس های آنلاین دریافت کنید.

  • از خود تصویر خوبی ارائه می دهند

شاید برای این کار لازم باشد لباس حرفه ای تری بپوشید و یا نحوه ی صحبت کردن تان را به شکلی تغییر دهید که مناسب با موقعیت شرکت تان باشد. شرکت ها معمولا هزینه زیادی را صرف برندینگ خود می کنند و بهتر است شما نیز به عنوان یکی از اعضای آن به این مساله توجه نشان دهید.

  • مهارت هایشان برای نبرد استراتژیک را تقویت می کنند

کسی را نمی توان یافت که هر مبارزه ای را برده باشد پس بهتر است گذشته ی خود را فراموش کنید و بردها را بیش تر از باخت های تان برجسته کنید. اگر می خواهد کارآفرین شوید باید از همین امروز سبک زندگی تان را تغییر دهید و بدانید که هر کدام از موارد بالا می تواند در این مسیر ضروری باشد.

از شروع کسب و کار میترسم چکار کنم؟

از شروع کسب و کار میترسم چکار کنم؟

از شروع کسب و کار میترسم چکار کنم؟

شهامت شروع یک کسب و کار رو ندارم.

از اینکه کل سرمایه ام رو از دست بدم میترسم، چکار کنم؟

دانلود فایل صوتی: از شروع کسب و کار میترسم چکار کنم؟

[box type=”success” align=”” class=”” width=””]

سخنران: دکتر کاویانی

حجم: ۱٫۹۲ مگابایت

زمان:۰۰:۰۴:۱۲

دانلود

[/box]

متن فایل صوتی: از شروع کسب و کار میترسم چکار کنم؟

بسم الله الرحمن الرحیم.سلام عرض میکنم به دوستان عزیزم در کانال تلگرام خودساخته.دوستان عزیزم وقتی قراره يکاري رو شروع کنید انواع و اقسام فکر ها توی ذهنتون میاد که این کار سخته این کار نشدنیه این کار معلوم نیست از کجاش باید شروع کنیم این کار خیلی ممکن دشوار باشه این کار خیلی ممکنه پیچیده باشه و انواع اقسام فکرهايي که باعث میشن که ما حرکتی نکنیم ولی شما باید يه اصلي روبدونيد ۹۹درصد مشکلات توی ذهن ما هستند وقتی که درگیر یه کار بشین مشکلات خودشون رفع میشن دوستان عزیزم توی مسیر هدف بهتون گفتم شما کار روشروع بکنید قدم به قدم هدف بعدی رو مشخص کنید خیلی وقت ها وقتی فکر میکنیم مغز ما خیلی گسترش زیاده اونقدر از این شاخه به اون شاخه میره که ما رو سردرگم میکنه ولی توی دنیای واقعی هیچ کسب و کاری اونقدر هم سخت نیست چه بخواد یه کسب و کار ملياردي باشه چه یه کسب و کار ساده اون چیزی که بزرگی اون کسب و کار رو ایجاد میکنه فردی که یه روزی تصمیم گرفت شروع کنه پیش بره از مشکلات نترسه قدم به قدم مشکلات روحل کنه با فراز و نشیب ها کنار بیاد و برند خودشو بسازه کسب و کار خودشو بیاره زندگی خودشو بسازه عزیزان من تو مسیر موفقیت توی ذهن ما موانع زیاده ولی توی دنیا مطمئن باشید موانع اونقدرا زیاد نیست موانع ذهنی هستند که باعث میشن ما فکر کنیم موانع زیاده ولی من باخيليا که کسب و کار ایجاد کردن صحبت کردم کسایی که از صفر مطلق شروع کردن کسایی که مثلا ميگفتن وقتی شروع کردیم باورمون نمی شد که يروزي همچین کسب و کاری رو ایجاد کنیم ولی ما کار رو شروع کردیم توانایی انجامش به دنبالش اومد شما کافیه که کار رو شروع کنید هرجایی به مشکل بخورید مطمئن باشید کسایی هستند راهنماییتون کنند هرجایی به مشکل بخورید مطمئن باشید اطلاعات اونقدر توی دوره معاصر ما زیاد هستش که شما می تونید راه حل رو پیدا کنید فقط اون چیزی که واسش چاره ای نیست شروع نکردنه شما اگه شروع نکنید هیچ کسی نمیتونه بهتون کمک کنه هیچ کسی نمیاد بهتون کمک کنه که بگه این مسیری که میزی اشتباهه از اين یکی مسير برو چون شما شروع نکردین چون شما هنوز توی مسیر نیستی شما وقتی توی مسیر بیای وقتی استارت حرکت رو بزنی مطمئن باش خیلیا کمکت میکنن وقتی تو خونت نشستی بهت میگن که مثلا باید بري بندر عباس تو مطمئن خیلی هاتون مطمئن خیلی هاتون تو ذهنتون انواع و اقسام مسیر هارو ترسیم و تصور میکنید ولی واقعا نميدونيد از کجا بريد کافیه که وارد جاده بشید از هرکسی می پرسید یه راهنمایی بهتون میکنه مطمئن باشید که یه روز بعد شما توی بندرعباس هستید میبینید ذهن شما موانعش زیاد بودا ولی توی دنیای واقعی موانع اونقدرا زیاد نیست موانع رو ذهن ما می سازه اینو یادتون باشه اگه ایده ای دارین اگه کاری رو میخوايد شروع کنید اگه ميترسين که اون کار سخت باشه شما کار رو شروع کنید من بهتون قول میدم که اون کار آسونه من بهتون قول میدم که موانع رفع میشه من بهتون قول میدم که قدم به قدم همچي رو اصلاح میکنید وبه اون چیزی که ميخوايد می رسید.دوستان عزیزم امیدوارم که این ویس واستون مفید بوده باشه و ازتون میخوام که در اجتماع خودساخته این ویس هارو واسه دوستان و عزیزانتونم بفرستید باشه که اونا هم بتونن از این ویس ها بهره ببرند بارها گفتم هدف من توی خودساخته فقط و فقط کمک به شماست و سعی هم میکنم که اون چیزی رو که حرف دلمه و میتونه به شما کمک زیادی کنه کمک زیادی به خیلی ها کرده و به شما هم میتونه کمک کنه رو سعی میکنم بهتون منتقل کنم پس حتما این ویس هارو واس دوستان و اشنايانتون بفرستید .پیوسته هم به کانال تلگراممون به ادرس@khodsakhte سر بزنید.پیروز وموفق باشید.

نکات مهم در فروش موفق از دیدگاه ریچارد دنی

نکات مهم در فروش موفق از دیدگاه ریچارد دنی

نکات مهم در فروش موفق از دیدگاه ریچارد دنی

نکات مهم در فروش موفق از دیدگاه ریچارد دنی

((ریچارد دنی)) از صاحبنظران، سخنرانان و نویسندگان پیشتاز بریتانیایی است که در بسیاری از کشورهای دنیا و حتی در ایران به ایراد سخنرانی پرداخته و درباه مهارت ها و شیوه های فروش ایده پردازی کرده است. مزیت مهم دنی ۷۰ ساله این است که هم سخنران انگیزشی است و هم نویسنده و هم خودش فروشنده و مدیر شرکت نیز بوده و مهارت های فروش را به خوبی درک کرده است. کتاب ((مهارت های فروش موفق)) اثر ریچارد دنی، کتابی خواندنی و کاربردی در حوزه فروش و مارکتینگ است که در اینجا ۲۰ نکته کاربردی به عنوان کلیدهای فروش موفق را از این کتاب برداشت کرده و با هم مرور می کنیم.

۱ متخصص راه حل باشید

فروشنده حرفه ای نباید فقط بفروشد! بیشترِ انسانها خرید کردن را دوست دارند و وقتی فروشنده ای به آنها کمک کند که تجربه خوبی در این مورد داشته باشند، بسیار شادمان خواهند شد. از همین رو است یک فروشنده حرفه ای باید بتواند نیازها را خوب بشناسد و درک کند و برای به حل مسئله به عنوان یک متخصص راه حل، راهکار بدهد.

۲ محصول را بشناسید و به آن اعتقاد داشته باشید

وقتی فروشنده ای می تواند خوب راه حل دهد و موفقیت آمیز بفروشد، که اعتقاد به محصولِ خودش داشته باشد و درباره ارزش و ثمرات محصول و کالا و خدمت خود، به باور رسیده باشد. تا وقتی شما به محصولی که می فروشید، مسلط نباشید و اطلاعات عالی و دقیقی درباره آن نداشته باشید و به محصولتان اعتقاد نداشته باشید، نمی توانید در فروش آن موفق شوید! سعی کنید برای محصول خود، نقاط تمایز و منحصر به فرد ایجاد کنید یا این نقاط را بشناسید و با همین وسیله، اعتقاد خود و مشتری را به محصول افزایش دهید.

۳ نگذارید که به شما ((نه)) بگویند

فروشنده موفق نمی گذارد که به او ((نه)) بگویند. اگر مشتری به شما ((نه)) حتمی را گفت اگر هم به شما نیاز پیدا کند، معمولا غرورش به او اجاره نمی دهد که به سمتتان بازگردد. فروشنده موفق نمی گذارد مشتری به او ((نه)) بگوید. حداکثر فضای مذاکره را به سمتی می برد که مشتری بگوید: امروز نه! فعلا نه! اینجا نه!… پس موقعیتی را فراهم می کند تا همواره امکان بازگشت مشتری وجود داشته باشد.

۴ صنعت و صنف خودتان را بشناسید

فروشنده کارآمد، باید صنعت و صنف خودش را بشناسد، رقبا را بشناسد، محصولات مشابه را بشناسد، مزایا و معایب و نقاط ضعف و قوت صنعت و محصولات و رقبا را به طور کامل بشناسد و نسبت به افراد و شخصیت ها و برندهای مرتبط با صنعت و شغل خود، آگاهی کامل داشته باشد.

۵ نگرش مثبت و انگیزش داشته باشید

یکی از مهم ترین و کلیدی ترین فرآیندهای موثر در فروش، نگرش است. نگرش مثبت و مشتاقانه نه تنها عامل مهمی در برقراری ارتباط است بلکه در کسب میزان قابل توجهی از تجارب و دستیابی به اعتماد مشتریان تاثیر دارد. وقتی نگرش شما به محصول و فروش مثبت باشد، می توانید این نگرش را به خریدار هم منتقل کنید و وقتی نگرش شما به موضوع، منفی باشد، بی گمان این انرژی به دیگران هم منتقل خواهد شد.

انگیزش نیز عامل مهمی در فروش است. یک فروشنده، فروش خود را معطوف به شرایط کار و کاتالوگ و تبلیغات و… نمی کند، انگیزه او، بهترین عامل برای فروش است و پذیرش و درکی به مغز و ذهن فروشنده می دهد که او را برای هر کاری آماده می سازد و به او انرژی می دهد تا به اهداف و آرمانهایی که دارد برسد.

۶ مشتری خود را مشخص نمایید

به چه کسی می خواهید بفروشید؟ این سوال مهمی است که باید از خودتان بپرسید و برای آن پاسخ مناسب داشته باشید. شما باید با بخش بندی بازار، ابتدا بدانید که چه کسانی مخاطب واقعی شما هستند؟ چه کسانی واقعا مشتری شما هستند؟ چه کسانی بیشترین سود را برای شما دارند؟ چه کسانی مشتری وفادار و دائمی شما خواهند شد؟ شرح حال آنها را ترسیم کنید و تحقیق کنید که آنها کجا هستند یا نزدیکترین این افراد به شما چه کسانی هستند؟ همان ها را پیدا کنید! حالا بازاریابی و تبلیغات شما نیز آسان تر است چون می دانید که باید برای چه کسانی تبلیغ کنید و چگونه اطلاع رسانی نمایید.

۷ جلوی چشم مشتری باشید

برای ایجاد ارتباط و مارکتینگ لازم است که ما جلوی چشم مشتری باشیم. تبلیغات و بازاریابی و برنامه های ترویج، همه با تکرار به دست می آیند. پس باید چشمگیر باشید و جلوی چشم! و راه های دستیابی به خودتان را سهل و آسان کنید. شما می توانید و باید از ویژگی های بازاریابی پارتیزانی و بازاریابی ویروسی و مسری استفاده کنید. به صورت چشم گیرانه خود را مطرح نمایید و محصول و خدمات منحصر به فرد ارائه دهید و بعد، از مخاطب خود به طور اتوماتیک بخواهید که شما را ترویج کند و به صورت دهان به دهان به دیگران معرفی نماید.

۸ مدیریت زمان را جدی بگیرید

مهم ترین منبع شما زمان شماست! زمان یک حساب بانکی ویژه است که امکان سپرده گذاری در آن وجود ندارد و فقط می توانید از آن حساب برداشت کنید؛ البته هرگز هم نمی توانید بدانید مانده حساب شما چقدر است! همراه این حساب بانکی، مشاور یا مدیری هم در اختیار ندارید که درباره اندوخته آن مشورت کنید. مدیر آن فقط خود شما هستید. فروشنده موفق کسی است که بتواند بهترین مدیریت را درباره زمان خود داشته باشد؛ شما باید بدانید که میان فعالیت و موفقیت، تفاوت زیادی وجود دارد و ممکن است کل روز از صبح تا شب مشغول فعالیت باشید، بدون این که دستاورد زیادی داشته باشید. پس مهم است که بدانید در طول روز چند ساعت و در طول هفته چند روز، می توانید و می خواهید فعالیت کنید و بعد از محاسبه آن باید بدانید که چه کارهایی اولویت دارد و چه کارهایی بیشترین نفع را از همه لحاظ برای شما در پی خواهد داشت.

در کنار این موارد، فروشنده موفق، فردی است که بداند زمان خریدن چه هنگام است؟ زمان فروختن چه هنگام است؟ چه زمانی برای تماس با مشتری بهتر است؟ چه زمانی باید سر کار حاضر شود؟ زمان گفتگو با تلفن و گفتگو با مشتری را از هم تفکیک کند؟ زمان تفریح و کار را از هم تفکیک کند و کارها و وظایف خود را در هر زمانی تشخیص بدهد.

۹ برخورد خوبی با مشتری داشته باشید

اگر فروشنده ای هستید که معمولا با مشتری برخورد زیادی دارد، باید بدانید که ارتباط موثر و خوب با مشتریان، موضوع مهمی است. شما باید چهره ای متبسم داشته باشید و به طور طبیعی و صادقانه لبخند بزنید؛ از دیدن مشتری خشنود شوید و این موضوع را در چهره، زبان بدن و تُن صدا نشان دهید؛ با مخاطب خود تماس چشمی برقرار نمایید و اعتماد دوجانبه را برقرار سازید؛ تجربه ای لذت بخش برای مشتری فراهم نمایید؛ خودتان را معرفی کنید و اسم مشتری را بپرسید که بتوانید با او ارتباط بهتری برقرار کنید (در صورت امکان و لزوم) و اگر امکانش بود، در موارد زیادی نام او را صدا بزنید چرا که می دانیم، زیباترین صدا برای خیلی از ما، اسم خودمان است..

البته این نکته را هم بدانید که تعادل در این زمینه مهم است، آداب دانی و تعارفات و تشریفاتِ بیش از حد هم می تواند حس اعتماد را خدشه دارد کند و هم ممکن است برای فرد مقابل، چندش آور باشد! شما در عین حال که مودب و آداب دان و با اخلاق به نظر می آیید نباید از یک طرف خبیثت و خدعه گر و از طرف دیگر، ساده لوح و احمق به نظر برسید!

۱۰ خوب سوال کنید!

یکی از مهارت های مهم فروش، پرسیدن سوال است. فروشنده موفق، کسی است که با پرسیدن سوال های دقیق درباره چیزی که مشتری در جستجوی آن است، می تواند آن را بیابد و مخاطب خود را راهنمایی کند. خیلی اوقات مشتری نمی داند که در پی چیست؟ مطمئن نیست چه چیزی می خواهد؟ و نمی داند محصول شما، پاسخگوی سوال او و رفع کننده نیاز او هست یا نه؟ در این میان، این یک فروشنده موفق است که با پرسیدن سوال های خوب و به جا می تواند، نیاز مشتری را به خوبی شناسایی کرده و با پاسخ مناسب، او را راهنمایی کند حتی اگر راهنمایی شما منجر به خرید او نشود!

شما باید بتوانید فروش مشورتی را جلو ببرید و با سوالهای به جا و محترمانه آن چه را می خواهید به دست آورید. خوب است که بگویید: آیا اجازه می دهید از شما بپرسم؟ آیا می توانم از شما بپرسم؟ و بعد از آن درباره چه کسی؟ چه چیزی؟ چرا؟ چه وقت؟ کجا؟ چطور؟ کدام؟ و… بپرسید.

۱۱- خوب گوش دهید!

همراه با خوب پرسیدن، فروشنده موفق کسی است که خوب گوش کند! حتما به پاسخ سوال گوش فرا دهید و آن را درک کنید. اگر بپرسید و مشغول تفکر به سوالات بعدی تان شوید و اگر بپرسید و به پاسخ های قبلی فکر کنید و اگر بپرسید و در پی پیشنهاد خودتان باشید… همه اینها را مخاطب شما می فهمد! پس بپرسید و خوب گوش دهید. خیلی اوقات، مشتری دوست دارد که بگوید و فرد مقابل بشنود. ابهامات او را رفع کنید و نیازهای او را درک کنید تا بهترین پاسخ را بتوانید به او بدهید.

چند نکته درباره شنیدن هم هست که خوب است بدانیم. اگر شما گوش دهنده خوبی باشید باید بدانید که معمولا پرس و جو درباره قیمت، نشانه خرید است! سوال درباره تاریخ تحویل نیز نشانه خرید است و اگر دیدید مشتری درباره رنگ و سبک و شکل و بسته بندی و… سوال می کند، تنها وظیفه شما این است که کار فروش را تمام شده بدانید و مشتری را در لذت خرید همراهی نمایید.

۱۲ پیشنهاد پیوست بدهید

وقتی مشتری، کالایی را خرید و پروسه خرید به اتمام رسید؛ حالا یک کار دیگر فروشنده شروع می شود، پیشنهاد پیوست! وقتی مشتری کفشی را خرید، حالا می توانید به او یک واکس را پیشنهاد کنید! وقتی کت و شلوری خرید می توانید به او کمربند را پیشنهاد کنید! فقط فروشنده موفق کسی است که پیشنهادش آزار دهنده نباشد، روی آن زیاد تاکید نکند تا مشتری حس نکند، سرش کلاه رفته است! پیشنهاد باید به شکلی باشد که انگار مشتری چیزی را فراموش کرده و فروشنده به عنوان یک مشاور، در حال راهنمایی اوست و می خواهد خلاء خرید او را تکمیل نماید.

۱۳ خودتان را جای مشتری بگذارید

یک فروشنده حرفه ای باید خودش را جای مشتری بگذارد. ببینید نوع برخورد شما، صحبت شما، پوشش شما، محصول شما و کالا یا خدماتی که عرضه می کنید اگر به خودتان عرضه می شد چقدر جذاب بود؟ تا چه حد امکان دارد که محصول خودتان را از خودتان بخرید؟

۱۴ اعتماد ایجاد کنید

معمولا مشتریان از فروشندگانی خرید می کنند که به آنها اعتماد دارند. شاید در خیلی موارد، اگر جستجو کنید شما بتوانید ارزانتر و بهتر هم بخرید اما معمولا از کسی و از جایی خرید می کنید که در طول زمان و به مرور یک حس اعتماد و اطمینان در شما ایجاد کرده است و با کسی معامله می کنید که حس صداقت و دوستی در شما فراهم آورده است.

۱۵ برخورد حرفه ای با رقیب داشته باشید

بسیاری از مشتریان به علت زیرکی یا هر علت دیگری، در مقابل شما، حرف از رقیب می زنند و کیفیت، قیمت و شرایط بهتر آن! نوع برخورد شما با رقیب، نشانگر میزان حرفه ای بودن شماست. شما در این موارد نباید تقلا کنید، نباید زیادی از موضع قوت صحبت کنید و رقبا را له کنید، در عین حال نباید در قبال رقبا، خودتان را ضعیف جلوه دهید. مدیریت برخورد با رقیب در قبال مشتری یعنی این که بتوانید مزایا و نقاط منحصر به فرد خود را بیشتر چشمگیر نشان دهید، در مکالمه و زبان بدن و حتی تن صدا، به شکلی عمل کنید که ظاهرا برای شما رقبا چندان اهمیتی ندارند و اصلا مشتری نباید شما را با رقبا مقایسه کند و در جملاتی ساده و به نسبت بی تفاوت، اهمیت شرکت ها و رقبای دیگر را در دید مخاطب کاهش دهید.

۱۶ هیجان های خرید را بشناسید

در تحقیقات دانشگاه هاروارد مشخص شده که ۸۴ درصد از تصمیم های خرید بر اساس هیجان انجام می شود نه بر پایه عقل و استدلال و منطق. خریداران بر اساس موضوعات هیجانی و عاطفی، خرید خود را انجام می دهند و بعد با دلایل منطقی توجیه می کنند. پس یک فروشنده موفق، هیجان های خرید را می شناسد؛ آن ها را کنترل و مدیریت می کند و پروسه خرید را پیش می برد. ترس از ضرر، افزایش سود، لذت بردن، تفریح کردن، کم بودن، نایاب شدن، ارزان بودن، تخفیف دادشتن، تک بودن و… مواردی است که در هیجان خرید می تواند به کار گرفته شود و مشتری را به خرید ترغیب کند، به خرید کالایی که حتی ممکن است یک بار هم از آن استفاده نکند!

۱۷ مسابقه نگذارید!

فروشنده با مشتری اش هرگز نباید مسابقه بگذارند. فروش نباید به شکل یک رینگ مسابقه مشت زنی باشد که مشتری با اعتراض و مخالفت ها، ضربه ای به فروشنده بزند و فروشنده با پاسخی که می دهد دوباره او را به مشت زنی فرابخواند. هر چقدر هم که مشتری اشتباه می گوید و انحراف دارد و بدقلق است، لازم نیست با او مسابقه بگذارید و جواب او را بدهید. عرصه خرید و فروش، عرصه مسابقه نیست که بگویید، حالا که به او نفروختم، حداقل بینی اش را به خاک مالیدم! با این رویکرد، مشخص است که شما فروشنده حرفه ای نیستید!

وقتی مشتری می گوید: قیمت شما بالاست! معانی مختلفی می تواند داشته باشد: یعنی قیمت شخص دیگری ارزان تر است! قیمت بالاتر از پیش بینی مشتری است! مشتری اینقدر پول ندارد! مشتری تخفیف می خواهد! مشتری تصمیم گیرنده نیست! مشتری عادت دارد که این را بگوید! مشتری اصلا این محصول را نمی خواهد! حال برای پاسخ این فرد می توانیم بگوییم: قیمت همین است که هست! و یا می توانیم بیشتر از او بپرسیم تا بدانیم مشکل کجاست و اگر می توانیم آن را حل کنیم! قیمت نسبت به چه چیزی بالاست؟ چقدر بالاست؟ چرا اینطور می گویید؟ مطلب جالبی گفتید چرا فکر می کنید بالاست؟ تمام اینها پاسخ هایی است که می توانیم به فرد بدهیم تا از مسابقه با مشتری فرار کنیم و در عین حال فرآیند فروش را کمی جلوتر ببریم.

۱۸ از قیمت خود نترسید!

بی گمان قیمت، یکی از مهم ترین عوامل در پروسه خرید است و نباید از آن غافل ماند. اما آمارها نشان می دهد که تصور اشتباهی است اگر فکر کنیم مشتری ها فقط دوست دارند ارزانترین چیز را بخرند! حداکثر ۲۵ درصد از مردم بدون توجه به کارکرد محصول، ارزان ترین آن را می خرند و ۱ درصد از مردم هم گرانترین را می خرند ، اما مابقی خرید مردم بر پایه مسائل دیگری استوار است!

ارزنده بودن و ارزشمند بودن و ایجاد هیجان در خرید، همانگونه که گفتیم، به راحتی می تواند مشکلات قیمتی شما را حل کند. شما به شرطی موفق می شوید که قیمت خود را قبول داشته باشید و به آن افتخار کنید. مردم به خوبی می دانند که محصولات بسیار اندکی هستند که هم ارزانترین هستند و هم کیفیت خوبی دارند و شما هم باید بدانید که محصولات بسیار اندکی هستند که هم ارزانترین هستند و هم بیشترین فروش را دارند!

پس از قیمت خود نترسید و بدانید که یک فروشنده حرفه ای، ارزش را می فروشد نه قیمت را! و این را هم بدانید که اگر خودتان به قیمت خود اعتقاد نداشته باشید و آن را گران بدانید، این حس را به مخاطب منتقل خواهید کرد و در فروش آن موفق نخواهید بود.

۱۹ حرفه ای تخفیف بدهید

همواره تخفیف گرفتن برای مشتری، لذت خاصی به ارمغان می آورد و در بعضی فرهنگها هم تخفیف نگرفتن، عیب و بی عرضگی به شمار می رود! بعضی از فروشنده ها در مقابل اولین فشارها برای تخفیف، خود را می بازند و با اندکی فشار، تسلیم خریدار می شوند و بعضی دیگر نیز هرگز انعطاف به خرج نمی دهند! اما درباره تخفیف دادن باید حرفه ای عمل کنید. همانطور که گفتیم وقتی به محصول خود مسلط باشید و به آن اعتقاد داشته باشید و به قیمت خود افتخار کنید، پس کمتر می توانید به خود اجازه دهید که تخفیف دهید!

می توانید از مشتری بپرسید برای چه تخفیف می خواهید؟ ودر مقابل پاسخ های جالبی خواهید شنید: من همیشه تخفیف می گیرم! رییس من انتظار دارد تخفیف بگیرم! من از رقیب شما تخفیف گرفته ام! کار من تخفیف گرفتن است! امیدوار بودم شما تخفیف می دهید و…

پس در مقابل این پاسخ ها باید شما نیز عکس العمل مناسب نشان دهید و یا تخفیف ندهید چون دلیل منطقی برای آن وجود ندارد و یا تخفیف را به شرطی بدهید که در شرایط پرداخت مشتری یا مسئولیت ها و وظایف خودتان تغییری حاصل گردد.

۲۰ چند پیشنهاد خلاصه دیگر

به عنوان کلید نهایی برای فروش موفق و حرفه ای، چند موضوع دیگر را به صورت خلاصه پیشنهاد می دهیم:

در گفتگوها از مثال و واقعیت های ملموس استفاده کنید.

سعی کنید میان خواست و نیاز تفاوت قائل شوید.

مشتری احتمالی خود را وادار کنید با مشتریان قبلی وفادار و راضی شما صحبت کند.

فروش یا سفارش را با پیش پرداختی تثبیت کنید.

دیگر افرادِ غیر از خریدار را نادیده نگیرید. همسران، منشی ها، معاون ها، مدیران و…

در استفاده از کلمات دقت کنید: نگویید: تغییر بلکه بگویید: پیشرفت / نگویید: هزینه بلکه بگویید: سرمایه گذاری یا تملک / نگویید: وقتی که من فروختم بلکه بگویید: وقتی شما خریدید و صاحبش شدید.

 

این متن با استفاده آزاد از کتاب ((مهارت های فروش موفق، نوشته: ریچارد دنی، ترجمه: محمد ابراهیم گوهریان و مهشید باطنی دزفولی – انتشارات نسل نواندیش)) به رشته تحریر درآمده است.

نوشته: سید علی ناظم زاده – دانشجوی دکترای مدیریت کسب و کار

راه یافتن ایده‌های ناب برای کارآفرینی در صنایع مختلف

راه یافتن ایده‌های ناب برای کارآفرینی در صنایع مختلف

راه یافتن ایده‌های ناب برای کارآفرینی در صنایع مختلفراه یافتن ایده‌های ناب برای کارآفرینی در صنایع مختلف

در کلاس‌ها و دوره‌های آموزشی کارآفرینی وقتی از دانشجویان و شرکت‌کنندکان پرسیده‌ می‌شود که “مهم‌ترین مانع برای ایجاد یک کسب و کار چیست؟” در میان پاسخ‌ها، “نداشتن سرمایه” جوابی است که معمولاً بیشتر از بقیه موارد شنیده‌می‌شود. اگرچه سرمایه‌ی اولیه نقش مهمی در توسعه و موفقیت بسیاری از کسب و کارها ایفا می‌کند، ولی تجربه کارآفرینان نشان می‌دهد که آن‌چه بیشتر از سرمایه اولیه برای راه‌اندازی یک کسب و کار و کارآفرینی حیاتی است، داشتن یک ایده‌ی مناسب و موفق است. یک ایده خوب و عملی اولین قدم برای کارآفرینی در هر صنعتی به‌شمار می‌رود. پس سوال مهم بعدی بدین شکل مطرح می‌شود: چگونه در صنایع مختلف ایده‌های کسب و کار خوب پیدا کنیم؟

مرحله اول: شناخت صنعت مورد نظر

فرقی نمی‌کند که در چه صنعتی کارآفرینی می‌کنید، شناخت هر صنعت، اولین قدم برای یافتن ایده کسب و کار در آن است. اگر تا به حال در محیط آکادمیک بوده‌اید و به‌تازگی تصمیم به راه‌اندازی کسب و کاری گرفته‌اید، و یا اگر سوابق کاری شما محدود به صنعت دیگری بوده، باید بدانید که قرار است به چه محیطی وارد بشوید. بازیگران اصلی آن صنعت را بشناسید؛ تولیدکنندگان، تامین‌کنندگان و عرضه‌کنندگان را شناسایی و مورد مطالعه قراردهید. محصولات مختلف آن صنعت را شناسایی کنید. محصولات مرتبط به محصولات اصلی را هم شناسایی و بررسی کنید.

مطلب مرتبط: چگونه پیش از کارآفرینی در یک صنعت آن‌را ارزیابی کنید

مرحله دوم: شناخت توانایی‌ها و منابع در دسترس

توانایی‌های خود را لیست کنید. این توانایی‌ها می‌تواند به صنعت مورد نظر مرتبط و یا بی‌ارتباط باشد، در هر صورت آن‌ها را مشخص کنید. سپس لیست کاملی از منابع مختلفی که در اختیار دارید تهیه کنید. منابع مالی، دانش، مهارت و ارتباطات شما همگی جز منابع در دسترس به حساب می‌آیند. اگر با افراد شناخته شده، متخصص و داوطلب در اجرای امور آشنایی دارید، همه را وارد لیست کنید؛ آن‌ها منابع باارزشی هستند که می‌توانید در ادامه راه از آن‌ها کمک بگیرید.

برای تهیه لیست توانایی‌ها می‌توانید به جزوات و کتبی که در دوران تحصیل مطالعه کرده‌اید رجوع کنید. لیست دروسی که در دانشگاه یا موسسات علمی و آموزشی پشت سر گذاشته‌اید برای پیدا کردن ایده‌ی مناسب در هر صنعت بسیار مثمر ثمر است.

تطبیق فرصت‌های موجود در صنعت مورد نظر با توانایی‌ها و منابع در دسترس شما می‌تواند به یک ایده‌ی اولیه کسب و کار ختم شود.

مرحله سوم: پیداکردن نیاز و یافتن راه‌حل

پس از مطالعه دقیق بازار و یا صنعت مورد نظر، باید نیازها و کمبودهای موجود در آن صنعت را پیداکنید. این نیازها می‌تواند متعلق به تولیدکنندگان، تامین‌کنندگان و عرضه‌کنندگان باشد و یا کمبودها و نیازهایی باشد که مصرف‌کنندگان و مشتریان آن صنعت احساس می‌کنند. به‌طور حتم برای دست‌یابی به این اطلاعات جستجو در اینترنت کافی نخواهدبود. باید با متخصصان و عوامل دست‌اندرکار صحبت کنید، از مشتریان سوال کنید و به‌طور عملی وارد میدان کار شوید. برای پیدا کردن یک ایده کارآفرینانه مناسب، صرف این میزان از وقت و انرژی ارزش خواهدشد.

پس از پیداکردن نیازها و کمبود سعی کنید بر اساس توانایی‌ها و منابع در دسترس خود راه‌حلی برای آن بیابید. خروجی این کار یک ایده کسب و کار عملی و مناسب خواهدبود چرا که می‌تواند مشکلی از مصرف‌کنندگان یا نیازی از صنعت را برطرف کند.

پس از آن و با مطالعه بازار و صنعت و آگاهی کامل از توانایی‌ها و منابع، ممکن است ایده‌های مختلفی به ذهنتان برسد؛ همه را یادداشت کنید. در تصمیم‌گیری عجله نکنید چرا که برای ارزیایی ایده‌ها باید مراحل دیگری را طی کنید. در این مرحله تنها به ایده‌های جدید فکرکنید و هر آنچه به ذهنتان رسید را یادداشت کنید. نکته‌ی حائز اهمیت این است که در هنگام لیست‌کردن ایده‌ها ممکن است ایده‌های خنده‌دار یا ساده‌ای به ذهنتان برسد؛ حتماً آن‌ها را هم یادداشت کنید.

پس از پیداکردن ایده‌ یا ایده‌های کسب و کار، باید آن‌ها را ارزیابی کنید. ارزیابی ایده‌های کسب و کار به شما این امکان را می‌دهد که تا حد زیادی از پتانسیل موفقیت آن ایده اطمینان حاصل کنید و اگر به این نتیجه رسیدید که آینده‌ی خوبی در انتظار آن نیست از ادامه پیگیری آن ایده دست بکشید.

نکات مهم برای شروع کسب وکار کوچک

نکات مهم برای شروع کسب وکار کوچک

نکات مهم برای شروع کسب وکار کوچکنکات مهم برای شروع کسب وکار کوچک

اگر از کار تمام وقت هفتگی خود خسته شدهاید و تصمیم دارید کسب و کاری نوپا تاسیس کنید اما از نتایج احتمالی این تصمیم میترسید توصیه میکنم شروع کار را کمی به تعویق بیاندازید. با این وضعیت موفق نخواهید شد! بهترین کار، ادامهی شغل فعلی و فعالیت نیمه وقت بر روی کسب و کار نوپایتان است. برای مدتی محدود و موقت!

دیدگاه و تصویر ذهنی شما نقش بسیار مهمی در آغاز و ادامهی کسب و کارتان بازی میکند. اگر اساس کسب و کارتان را بر پایه‌ی ترس بگذارید شکست خواهید خورد. اما اگر پایهی آن را بر یقین و اعتماد به نفس و سختکوشی بگذارید بدون شک موفق خواهید شد.

اگر کارمندی هستید که مدتی‌‌ست به ترک شغل فعلی و شروع کسب و کاری جدید برای خود فکر میکند و اگر ترس و تردیدِ پس ذهنتان شما را از حرکت باز داشته، این مطلب انگیزهی لازم برای اجرای تصمیمتان را فراهم میکند!

خود را برای برداشتن این ۸ قدم مهم آماده کنید:

۱. ذهنتان را برای بازی پیش رو آماده کنید و رشد و توسعهی نگرش کارآفرینانه را در خود آغاز نمایید.

“رهبری به عنوان نیست، به نمونه‌ی عمل است.”

   –  دنیل آدنتوجی

دلیل موفقیت چشمگیر کارآفرینانی چون بیل گیتس و آلیکو دانگوته این است که ذهنشان را مثبت تربیت کردهاند.

یکی از اولین کارهایی که برای کارآفرین شدن باید انجام دهید ایجاد تفکر و ذهنیتی کارآفرینانه است.

به یاد داشته باشید که برای کسب و کارتان باید سرانجام روزی شغل فعلی را رها کنید. پس باید از نظر روحی و ذهنی آمادگی داشته باشید. باید برای چالشهای پیش رو آماده شوید.

یک توصیه حرفهای:

کارآفرینی که دیدگاهی کارآفرینانه نداشته باشد هرگز موفق نخواهد شد. بدون چنین دیدگاهی موفق نخواهید بود. باید مهارتهایی چون رهبری، مذاکره و برقرار کردن رابطه و شبکهسازی با آدمها را در خودتان ایجاد کنید.

شما همچنین باید برنامههایی برای شرکت در سمینارهای مربوط به کسب و کار تدارک ببینید تا برای کارهای آینده مجهزتر و قویتر باشید.

۲. خودکاری بردارید و طرح کسب و کاری قوی طراحی کنید.

برای ادارهی موفق یک کسب و کار کوچک احتیاج به یک طرح کسب و کار دقیق و قوی دارید. اگر قصد راه اندازی کسب و کار نوپایی را دارید حتماً به آن احتیاج خواهیدداشت.

توصیه حرفهای:

فراموش نکنید که یک طرح کسب و کار خوب، مبلغ تقریبی که برای شروع به آن احتیاج دارید، مبلغی که برای رشد لازم خواهید داشت و مکانی که قرار است در آن کسب و کار برپا شود  را شامل میشود.

۳. به دنبال همکار باشید؛ شریک یا شرکایی قابل اعتماد.

در تمامی کسب و کارهای نوپا، “همکاری” نکتهی حائز اهمیتیست. در واقع یکی از رموز موفقیت شرکتهایی چون اپل، میکروسافت، گوگل و اینتل همین همکاری است.

اما پیش از انتخاب شریک کاری مطمئن شوید که آن شخص با شما دیدگاه و چشمانداز مشترکی دارد. بدون همکاری دوطرفه کسب و کار شما رشد نخواهد کرد.

توصیه حرفهای:

یکی از قوانین هوشمندانهی شراکت تجاری، امضای قرارداد انحلال شراکت است. به این دلیل که اگر احیاناً همه چیز بر وفق مراد پیش نرفت راه خروجی منطقی و مناسبی باقی بماند.

۴. از اول تمام وقت شروع نکنید. کسب و کار جدید را نیمه وقت آغاز کنید.

پس از طی برداشتن قدمهای فوق، گام بعد شروع نیمه وقت کسب و کار مورد نظرتان است. من همیشه بر اهمیت این نکته برای کارمندان تأکید میکنم. حقیقت این است که بسیاری از ما برای برپا کردن کسب و کار خود برنامهریزی میکنیم ولی همهی ما آمادگی برخواستن و راه افتادن یکباره را نداریم.

توصیه حرفهای:

منتظر چراغ سبز نمانید.

۵. صبر نکنید تا همه چیز تیره و ناامید کننده یا شیرین و کامل به نظر برسد! هرچه سریعتر “شروع” کنید.

نکته:

به اینکه اگر کسب و کارتان را شروع کنید چه میشود یا اگر شروع نکنید چه اتفاقی رخ میدهد فکر نکنید!

واقعیت این است که برای “شروع” فرآیند راهاندازی کسب و کار نیازی به پول ندارید. در واقع اصلاً به منابع مادی احتیاج ندارید؛ تنها باید مصمم باشید و دارای ذهنی مثبت. کسانی که این دو ویژگی را دارند در کسب و کار خود پیشرفت میکنند.

اگر سرمایهی شما کافی نیست ذهنتان را درگیر نکنید، با آنچه دارید “شروع” کنید.

فراموش نکنید کارآفرینان مطرح دنیای اینترنت مثل برایان کلارک (Brian Clark)، درن روز (Darren Rowse)، بامیدل اونیبالوسی (Bamidele Onibalusi)، مایکل چیبوزور (Michael Chibuzor) و جان چو (John Chow) وقتی کسب و کار آنلاینشان را آغاز کردند سرمایهی کافی و لازم در اختیارشان نبود و با همان مقدار کمی که داشتند شروع کردند.

به یاد داشته باشیم کمپانیهای دِل، فیسبوک، گوگل و آمازون همه از خوابگاه های دانشجویی شروع شدند؛ شما هیچ بهانهای ندارید!

۶. تقسیم کار کنید.

راهاندازی و پیگیری امور یک کسب و کار نوپا میزان زیادی از وقت و انرژی شما را به خود اختصاص میدهد و نیازمند کار و تلاش بسیار است.

قدم بعدی برای شروع کار، تخصیص بهینهی زمان است.

چند ساعت از روز را به کار کردن بر روی کسب و کار شخصی خود اختصاص خواهید داد؟

آیا میخواهید کسب و کارتان را آخر هفتهها بگردانید؟

باید به این سؤالها پاسخ دهید.

توصیه حرفهای:

به یاد داشته باشید اگر میخواهید کسب و کارتان دوام داشته باشد، باید برای ساختنش زمان بگذارید.

اینجا جایی است که شرکای شما وارد قضیه میشوند. اگر شریکی دارید وظایف را تقسیم کنید و دائم به خودتان یادآوری کنید که نسبت به موفقیت یا شکست هر تکلیف مسئولیت آنرا بپذیرید.

نکته:

نگویید “کار روزانهی من وقتی برای برپاکردن کسب و کار جدیدم نمیگذارد.” هرگز!

من کارآفرینانی مثل اوان چیا (Ewen Chia) و اوبازو اوجیگبیس (Obazu Ojeagbase) میشناسم که روزها کار معمولشان را انجام میدادند و شبها کسب و کار شخصیشان را به پیش میبردند.

۷. از کارتان استعفا دهید.

این قسمت، بخش محبوب من است!

تبریک میگویم!

بعد از شروع کسب و کاری کوچک، گام بعدی ترک شغل فعلی است. حقیقت این است که هیچ راهی برای انجام درست و موفق دو کار به طور همزمان وجود ندارد.

برای دستیابی به حداکثر موفقیت ممکن باید روی یکی تمرکز کنید.

اگر واقعاً میخواهید کسب و کارتان در مدت زمان کوتاه رشد کند باید تمام تمرکزتان را متوجه آن کنید.

توصیه حرفهای:

زمانبندی استعفایتان را درست تنظیم کنید. در تصمیمگیری عجله نکنید، قبل از استعفا مطمئن شوید که کسب و کارتان حداقل کمی پول روانهی حساب بانکیتان میکند!

۸. افسرده نشوید؛ مقاوم باشید!

راهاندازی کسب و کاری نوپا مثل آب خوردن نیست! واقعاً محتاج کار سخت و سنگین است. اما به یاد داشته باشید که هر چقدر مسیر، پراسترس و دشوار شد تسلیم نشوید.

تسلیم نشوید و کوتاه نیایید.

اگر احساس کردید که از نظر روحی تحت فشار و دچار اضطراب هستید، شرایط سخت و پراسترسی که کارآفرینانی همچون لری پیج (Larry Page)، دیوید فولی (David Filo) و مایکل دل (Michael Dell) کارشان را در آن آغاز کردند به یاد آورید.

از این آدمها برای خودتان مدل و الگو درست کنید.

از اشتباهاتشان درس بگیرید و مطالبشان را بخوانید. این سریعترین راه موفقیت و توسعهی کسب و کار نوپای شماست.

“اینکه کجا هستید مهم نیست، اینکه به “کجا میروید” تعیین کننده است.”

8 نکته مهم برای داشتن کسب و کار موفق

۸ نکته مهم برای داشتن کسب و کار موفق

۸ نکته مهم برای داشتن کسب و کار موفق

8 نکته مهم برای داشتن کسب و کار موفق

آیا صاحبان کسب‌ و کار‌های کوچک نسبت به ادامه فعالیت‌ های خود یا تعطیلی واحد کسب‌وکارشان می‌توانند مطمئن باشند ؟

اداره یک کسب وکار کوچک می‌تواند بسیار گیج کننده باشد، بر همین اساس بسیاری از صاحبان کسب وکارهای کوچک در واقع نمی‌دانند که کسب وکار آنها زیان ده است یا خیر، و چه زمانی برای خارج شدن از این کسب‌وکار مناسب است.

مسیر رو به جلو اغلب نا مطمئن است و مدیران اغلب نمی‌دانند با امید به آینده فعالیت خود را ادامه دهند یا از آن خارج شوند؟ در این مقاله به هشت نکته اشاره می‌کنیم که با دیدن آنها از موفقیت خود مطمئن می‌شوید:

۱٫در حالی که شما در تعطیلات هستید،شرکت شما پول در می‌آورد:

پیگه آرنوف فن ، مدیر موفق شرکت  Mavens and Moguls  می‌گوید: من برای تولد چهل سالگی‌ام به همراه خانواده، برای یک ماه به مسافرت رفتم. صادقانه باید بگویم من آن زمان دقیقا نمی‌دانستم که وقتی برمی‌گردم کسب‌ و کار من هنوز باقی است یا خیر. وقتی برگشتم متوجه شدم شرکت در غیاب من نه تنها به فعالیت خود ادامه داده است بلکه رونق نیز پیدا کرده بود.

این تجربه به من نشان داد که کسب وکار ما مسیر خود را پیدا کرده است.

۲٫ نام شرکت شما در لیست اولین صفحات موتورهای جست‌وجو باشد.

موتورهای جست‌ و جو گر یاهو ، گوگل، بینگ و…، از ابزارهای اصلی در عصر دیجیتال هستند که امروزه بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرند. برخی صاحبان کسب‌وکار معتقدند که اگر نام کسب‌وکار آنها در اولین صفحات این مرورگرهای وب قرار گیرد، آنها در کار خود موفق بوده اند و نشان از آن است که شرکت به هدف نهایی خود دست یافته است.

۳٫ زندگی مشتریانتان را تغییر دهید.

بیشتر صاحبان کسب وکار در پی ایجاد تغییراتی در دنیای امروز هستند. آنها تلاش می‌کنند با خلق کالا و ارائه خدمات خود به این هدف دست یابند. اگر بازخوردهای مشتریان شما نیز بیان‌کننده ایجاد تغییرات در زندگی آنها باشد، قطعا لحظه افتخارآفرینی برای شما خواهد بود.

۴٫ مشتریان در پی یافتن شما هستند.

به یاد داشته باشید که مردم در ابتدا شما را نمی‌شناسند و ارتباط آنها با شما درست از زمانی آغاز می‌شود که برای اولین بار به شرکت شما مراجعه می‌کنند. بنابراین برخورد اول شما با مشتری بسیار تاثیرگذار است. علاوه براین در دنیای امروز مردم خرید و سفارشات خود را بیشتر به صورت آنلاین انجام می‌دهند و گاهی هیچ ارتباط نزدیکی با شرکت و کارکنان شما پیدا نمی‌کنند.

بنابراین وقتی سفارشات آنلاین شرکت شما به خوبی پیش می‌رود، نشان می‌دهد که فعالیت‌های شرکت شما در جذب مشتریان بسیار موفق عمل کرده است.

۵٫ شما باید بدانید که تنها نیستید.

شما به عنوان مدیر یک کسب وکار در نهایت باید توجه داشته باشید که سایر رقبا نیز ممکن است شرایطی مانند شما داشته باشند. مثلا در دوران رکود صاحبان کسب‌ و کارهای دیگر نیز شرایط و مشکلاتی همانند شما دارند. بنابراین سعی کنید هنگام مواجه با مشکلات ابتدا با بررسی دقیق شرایط، راهکاری مناسب برای آنها بیابید و زود دلسرد نشوید.

۶٫مشتریان تبلیغ کننده محصولات و یا خدمات شما هستنند.

یکی از نشانه‌های اصلی موفقیت شما، زمانی است که مشتریان مبلغ شما هستنند و کسب وکار شما را به دیگران نیز پیشنهاد می‌دهند. این تبلیغات رایگان می‌توانند به افزایش فروش و درآمد شما کمک کنند و نویددهنده مشتریان جدیدی برای شما باشند.

۷٫ در رسانه‌های خبری قرار بگیرید

وجود مقالات خبری از کسب وکار شما در روزنامه و رسانه می‌تواند معرف خوبی برای کسب‌وکار شما باشد.

این مقالات تاثیر بسزایی در موفقیت شما دارند و طرفداران شما را به صورت چشمگیری افزایش می‌دهند. «سید بونی» مدیر و موسس گالری طلا وجواهر کالیکا می‌گوید: «من در سال ۲۰۰۲ کسب‌وکار خود را تاسیس کردم، ولی فعالیت اصلی ما زمانی آغاز شد که در سال ۲۰۰۴عضو ثابت مجله هفتگی مد شدیم. کسب وکار من از این طریق بسیار توسعه یافت. پس از آن درآمد ماهانه ما به اندازه درآمد کل سال پیش بود.»

۸٫ تجربیات خود را ثبت کنید.

وقتی ناشران و خبرنگاران از شما می‌خواهند تا به عنوان یک مدیر تجربیات خود را بنویسد، تا آنها را منتشر کنند؛ دیگرشما یک مدیر موفق و متخصص در کسب‌وکار خود هستید و این نشان می‌دهد که کسب وکار شما فاکتورهای موفقیت را دارا است و در دنیای تجارت شناخته شده هستید.