6 نکته برای ایجاد یک زندگی متعادل

همگی ما اگر هم‌زمان برای توازن زندگی برنامه‌ای نداشته باشیم پس از مدتی دچار کمبود تعادل در زندگی خواهیم شد.

راه رفتن یک دلقک را روی طناب در یک سیرک تصور کنید. او روی طنابی است که چندین متر بالاتر از کف پوشیده از نی قرار گرفته است. هدف او این است که از یک سر طناب به سر دیگر برود. او یک میله بلند را در دستانش نگه می دارد تا به او کمک کند تعادل خود را حفظ کند. اما کاری که او باید انجام دهد بیشتر از راه رفتن ساده است. برای سختی کار و افزایش هیجان، روی شانه هایش یک صندلی قرار داده و در آن صندلی زن جوانی نشسته است که میله ای را روی دست خود برای حفظ تعادل نگه داشته و بالای آن میله یک بشقاب است. ما در این مقاله سعی داریم تا برای شما مواردی را که برای داشتن تعادل در زندگی می تواند به کار شما بیاید را بررسی کنیم و به شما معرفی کنیم .

اگر در هر زمانی یکی از آیتم ها شروع به بر هم زدن تعادل کند، دلقک باید متوقف شود تا زمانی که بتواند دوباره همه موارد را در یک راستا قرار دهد – زیرا وی تا زمانی که همه عناصر بالای او در یک راستا قرار نگیرند نمی تواند ادامه داده یا حتی شروع کند. تنها پس از آن است که او به جلو، با دقت، به آرامی، در سراسر طناب حرکت می کند.

زندگی یک عمل نیازمند تعادل است و ما همیشه فقط یک قدم تا سقوط فاصله داریم. ما دائماً در تلاش هستیم تا با هدف خود به جلو حرکت کنیم، تا به اهداف خود برسیم، در حالی که سعی می کنیم عناصر مختلف زندگی خود را متعادل نگه داریم.

اگر هر جنبه ای از زندگی ما نامتعادل شود، باید جنبه های دیگر را مدیریت کنیم تا دوباره به تعادل برسیم. این ما را عقب می‌اندازد  و تا زمانی که تعادل برقرار نشود، نمی‌توانیم روی طناب‌های محکم زندگی پیش برویم. ما باید با هر حوزه ای که بیش از حد انرژی ما را مصرف می کند مقابله کنیم و آنها را در چشم انداز قرار داده و تراز کنیم تا برای همه حوزه ها انرژی در دسترس داشته باشیم.

درک این موضوع مهم است که دیگران نمی توانند این کار را برای ما انجام دهند. هیچ کس نمی تواند به جای ما فکر کند، نفس بکشد، احساس کند، ببیند، تجربه کند، دوست داشته باشد یا بمیرد. این به ما بستگی دارد که تمام جنبه های مختلف زندگی خود را متعادل کنیم. فقط باید تصمیم بگیریم که این کار را انجام دهیم.

چگونه؟ اولین قدم برای توقف و ارزیابی عملکرد ما چیست؟ اولین قدم شامل نگاهی به تمام جنبه‌های مختلف زندگی‌مان که دائماً در حال تقلب در آنها هستیم و دائماً سعی می‌کنیم تعادل را حفظ کنیم از جمله ازدواج و خانواده، پول، سلامتی، محافل اجتماعی، رشد معنوی، رشد ذهنی است.

آیا ما می توانیم انرژی کافی را به همه زمینه ها اختصاص دهیم؟ یا به یک طرف خم شده ایم و در جهت دیگر نامتعادل هستیم؟ در اینجا نحوه متعادل کردن همه چیز آمده است:

  1. ۱. زندگی خود را همانطور که اکنون هست ارزیابی کنید.

نگاه کردن به خودمان همانطور که واقعا هستیم اولین قدم در بازسازی زندگی ماست. آیا از نظر جسمی احساس خستگی می کنید، از نظر ذهنی راکد هستید یا خود را بدون روابط نزدیک می بینید؟ آیا خودتان را یک معتاد به کار می نامید؟ آیا احساس عدم همسویی معنوی می کنید؟ اگر به هر یک از این سوالات پاسخ مثبت دهید، احتمالاً زندگی شما از تعادل خارج شده است.

  1. ۲. برای متعادل شدن تصمیم آگاهانه بگیرید.

انتخاب واقعیت به عنوان مبنای تصمیم گیری ما، دومین گام برای متعادل شدن است. دستیابی به تعادل به ما امکان می دهد به اهداف و هدف خود در زندگی برسیم و در عین حال استرس کمتری برای انجام آن ایجاد کنیم. تصمیم آگاهانه برای تغییر همین اکنون لازم است.

  1. ۳. این تصمیم را بر اساس یک برنامه دقیقه به دقیقه بگیرید.

همه ما فراموش می کنیم. تمام آن تصمیماتی که در نوروز سال قبل گرفتید را به خاطر دارید؟ تجدید تصمیمات روزانه و لحظه به لحظه به ما این امکان را می دهد که به جای اینکه انتظار داشته باشیم همه چیز یک شبه تغییر کند، تغییرات را آسان و پله پله کنیم.

  1. ۴. در هر زمینه ای از زندگی خود اهداف تعیین کنید.

اهداف واقع بینانه را در تمام زمینه های زندگی خود تعیین کنید تا به خود کمک کنید تا به خاطر بسپارید که هدف نهایی شما تعادل است. اهداف شما باید شامل موارد زیر باشد:

  • روابط شما
  • وجود فیزیکی شما
  • همسویی معنوی شما
  • رشد ذهنی شما
  • کارشما
  • امور مالی شما
  1. ۵. مایل به ریسک باشید.

تمایل به ارزیابی خود و پذیرفتن خطر تغییر نه تنها زندگی ما را بهبود می بخشد، بلکه انرژی بیشتری را به ما القا کرده و آگاهی بیشتری نسبت به آنچه که زندگی در مورد چیست احساس خواهید کرد. اذعان به این که تعادل ضروری است و بازآفرینی زندگی شما برای احاطه کردن تصمیم شما ارزش این همه خطر را دارد.

  1. ۶. زمانی را برای ارزیابی مجدد خود به صورت روزانه اختصاص دهید.

هیچ یک از ما نمی‌توانیم واقعاً بدانیم که با تغییر در زندگی‌مان چقدر خوب عمل می‌کنیم، مگر اینکه بخواهیم موقعیت خود را دوباره ارزیابی کنیم. احساس نکنید که تصمیمات شما به طور مشخص گرفته می شود. اگر چیزی احساس می کند که کار نمی کند، مایل باشید به یک تصمیم جدید نگاه کنید. هر روز زمانی را برای خود در یک حالت مراقبه آرام اختصاص دهید تا استراحت کنید و «خودتان را بررسی کنید».

عوامل بر هم زننده تعادل در زندگی

عوامل بر هم زننده تعادل در زندگی

 عوامل زیر از جمله مهم ترین عوامل بر هم زننده تعادل ما در زندگی هستند:

نداشتن اهداف مشخص

افرادی که هدفمند نیستند و هنوز اهداف مشخصی برای خود تعیین نکرده اند، اغلب از این شاخه به آن شاخه می پرند. گاهی به یک شاخه می چسبند و بعد از مدتی ترجیح می دهند از آن شاخه جدا شده و به شاخه دیگری بچسبند. بنابراین آنچه در زندگی آنها آسیب جدی می بیند تعادل زندگی است و این امر دستیابی به هدف دقیق را دشوار می کند.

فقدان اطلاعات کافی

افرادی که اطلاعات کافی در زمینه های مختلف زندگی ندارند، اغلب از عدم تعادل در زندگی رنج می برند. به عنوان مثال، افرادی که اطلاعات کافی در مورد فرآیند یادگیری ندارند و به عنوان مثال نمی دانند کمبود خواب کافی در یادگیری اختلال ایجاد می کند، ممکن است ساعات خواب خود را کاهش دهند (کمتر از حد طبیعی و لازم برای بدن) و یادگیری را افزایش دهند. ساعت ها.

عدم برنامه ریزی صحیح

وقتی انسان برنامه ریزی دقیق و منظمی برای امور زندگی خود داشته باشد، حتماً با عدم تعادل مواجه خواهد شد. برنامه ریزی صحیح به فرد کمک می کند تا فعالیت های خود را سازماندهی کند و در انجام آنها تعادل ایجاد کند تا یکی را فدای دیگری نکند.

نبود مسئولیت

مردم مسئول تمام جنبه های زندگی خود هستند. مسئولیت پذیری فرد را به حفظ نظم در زندگی سوق می دهد و باعث ایجاد یک زندگی متعادل برای فرد می شود. به عنوان مثال عدم مسئولیت در تربیت کودک باعث می شود که مادر راحت تر وقت لازم برای تربیت فرزندش را صرف فعالیت های دیگر کند.

راه حل مشکلات بالا موارد زیر است:

وضعیت فعلی خود را بررسی کنید

برای انجام این کار، نگاهی به زندگی امروز، دیروز خود بیندازید. ببینید چه کارهایی انجام داده اید، چقدر برای هر یک از این فعالیت ها وقت گذاشته اید. آیا زمان صرف شده برای هر فعالیت متناسب با نوع فعالیت بود؟ به این ترتیب شما بیشتر متوجه نقاط نامتعادل زندگی خود خواهید شد. این بینش و آگاهی به شما کمک می کند تا نقاط ضعف تعادل زندگی خود را بهتر درک کنید و بدانید کدام جنبه های زندگی شما فدای جنبه های دیگر شده است.

اهداف خود را تعیین کنید

داشتن اهداف روشن و دقیق بسیار مهم است. اهداف خود را مشخص کنید و ارزش و امتیاز هر کدام را مشخص کنید. به این ترتیب می توانید آنها را اولویت بندی کنید. می توانید اهداف خود را دسته بندی کنید و مشخص کنید که هر کدام از علایق شما به کدام اهداف مربوط می شود. به عنوان مثال، می توانید اهداف خود را به اهداف کوتاه مدت، اهداف بلند مدت، اهداف شخصی و اهداف اجتماعی تقسیم کنید.

اهداف کوتاه مدت شامل اهدافی در زندگی روزمره شما و همچنین اهدافی است که می توانید در زمان کمتری به آنها برسید. مانند اهدافی که برای خود تعیین کرده اید، مانند رفتن به دیدار دوست، قبولی در اولین امتحانات مدرسه و …. اهداف بلند مدت شامل اهدافی است که با کمی تاخیر قابل دستیابی هستند.

مانند هدف ورود به دانشگاه برای دانش آموز راهنمایی. منظور از اهداف شخصی، اهداف شخصی است، مانند برنامه های سرگرمی و بازی، سلامت شخصی و غیره. اهداف اجتماعی اهدافی هستند که در ارتباط با دیگران معنا پیدا می کنند، مانند کاری که ما برای دیگران انجام می دهیم، مانند کمک به یک دوست برای مطالعه دروس برای آماده شدن برای امتحانات پایان سال.

هدف داشته باشید

 

همزمان با تعیین اهداف، برنامه ریزی برای دستیابی به آنها نیز انجام می شود. سپس فهرستی از اهداف خود تهیه کنید و با توجه به اولویتی که برای هر کدام از آنها قائل شده اید و ارزش و اهمیتی که برای شما دارند و زمانی که باید برنامه ریزی را شروع کنید، آنها را اولویت بندی کنید. برای اهداف مهم و ضروری باید در برنامه ریزی اولویت بیشتری بدهید. ابتدا تمام مراحل لازم برای هر یک از اهداف خود را مشخص کنید. سپس شروع به ساختن آنها کنید.

علایق، مسئولیت ها و نیازهای خود را بشناسید

شناسایی زمینه های مورد علاقه، مسئولیت های فردی و نیازها به فرد کمک می کند تا تعادل مناسبی بین آنها ایجاد کند. واضح است که هر فرد بالغی علاوه بر علایق، یک سری مسئولیت دارد که باید آنها را انجام دهد. علاوه بر آنها یکسری نیازها نیز دارند که باید در انجام مسئولیت ها و رسیدن به علایق خود به آنها توجه کنند.

برای این منظور یک فرد متاهل و یک فرد بالغ را تصور کنید که به عنوان پدر خانواده مسئولیت تامین معاش خانواده را بر عهده دارد و علایق ورزشی دارد. فردی که به تعادل در زندگی فکر می کند تمام ساعات خود را با ورزش پر می کند تا بتواند خرج خانواده و نیازهای آنها را تامین کند. چنین فردی با تعیین زمانی برای فعالیت های ورزشی خود، علاوه بر مسئولیت تامین معاش خانواده، به نیازهای جسمی و روحی خود نیز توجه می کند.

افرادی که تمام وقت خود را صرف علایق یا مسئولیت یا هر دو می کنند، اما به رفع نیازهای جسمی و روحی خود مانند برنامه ریزی نکردن یا غذا خوردن برای رسیدن به آرامش فکری نمی کنند، چندان موفق نخواهند بود.

نمونه هایی از ایجاد تعادل در زندگی روزمره

نمونه هایی از ایجاد تعادل در زندگی روزمره

در زیر به چند مورد از موارد برقراری تعادل در زندگی روزمره افراد برای داشتن یک زندگی متعادل نگاهی خواهیم انداخت:

تسلیم شدن و تسلیم نشدن برای ایجاد تعادل در زندگی

مرز باریکی بین تسلیم شدن و تسلیم نشدن وجود دارد. “تسلیم شدن” یک تصمیم کلیدی در زندگی است، اما همیشه انتخاب درستی نیست. به عنوان مثال، عصبانیت یک ویژگی خوب نیست، اما گاهی اوقات کاملاً توجیه می شود، به خصوص زمانی که می خواهید از خود در برابر خطر یا تهدید دفاع کنید و تسلیم نشوید.

هرگز بی احترامی یا بدرفتاری دیگران نسبت به خود را تحمل نکنید. بدانید چه زمانی سکوت کنید و چه زمانی از حقوق خود دفاع کنید. مهربان باش، اما قوی.

امید به تغییر دیگران برای ایجاد تعادل در زندگی

آیا می توانیم نگرش، افکار یا رفتار انسان های دیگر را تغییر دهیم؟ این سوالی است که بسیاری از ما از خود پرسیده ایم. در اصل این ما هستیم که باید توقعات خود را از دیگران متعادل کنیم. بهترین کاری که می توانیم انجام دهیم این است که دیگران را همانطور که هستند بپذیریم و بگذاریم نقش خود را در زندگی ما ایفا کنند.

به همه فرصت بدهید، اما زمان زیادی را برای رابطه ای که می دانید پیشرفت نمی کند و دور از انتظار شماست تلف نکنید. سعی کنید به دوستی ها و روابط خود با دیگران همانطور که هستند فکر کنید. انتخاب ماندن در یک رابطه برای تغییر طرف مقابل شما.

 مغرور بودن برای ایجاد تعادل در زندگی

گاهی غرور می خواهد. با افزایش سن، تصمیم گیری بر اساس خواسته ها و نیازهای خود (و نه دیگران) ضروری می شود. منظور ما تصمیمات کوچکی مانند «چی بپوشیم»، «کجا ناهار بخوریم» یا «چه فیلمی ببینیم» نیست. منظور ما تصمیمات بزرگی است که در مورد شرایط زندگی، کار، اخلاق یا حتی نحوه گذراندن تعطیلات خود می گیریم. تصمیمات ما بر میزان خوشحالی ما تأثیر می گذارد. ناامید کردن دیگران در کوتاه مدت بهای کوچکی است که گاهی باید برای رفاه خود بپردازیم.

 اجتماعی بودن و تنها بودن برای ایجاد تعادل در زندگی

ایجاد تعادل بین “اجتماعی” و “تنها بودن” مهم است. کسانی که تعادلی بین این دو برقرار نمی کنند، یا نمی توانند تنهایی را تحمل کنند یا از اضطراب اجتماعی رنج می برند. البته شما قطعا نمی خواهید در هیچ یک از این دو گروه باشید. در دنیای شلوغ امروز، ما همیشه کاری برای انجام دادن داریم. ما برای قرارهای کاری، رویدادهای اجتماعی و گردهمایی های خانوادگی وقت می گذاریم، اما در مورد خودمان چطور؟ هر از گاهی بهتر است یک روز را به تنهایی بگذرانید و به هیچ چیز و هیچ کس جز خودتان فکر نکنید.

 تعادل در استفاده از تلفن همراه

شغل ما فراتر از اعتیاد به تلفن همراه است، باید بپذیریم که به آن معتاد شده ایم. قبل از خواب و بعد از بیدار شدن، در راه استراحت، در راه، در جمع دوستان به سراغ آن می رویم و هر جا که فکرش را بکنید، این وسیله همانطور که از نامش پیداست حتی در هنگام رانندگی هم ما را همراهی می کند. . اغراق نیست اگر بگوییم تحت هیچ شرایطی آن را از خود جدا نمی کنیم. این طبیعی نیست، بیشتر شبیه غوطه ور شدن در خلسه است و با زندگی در زمان حال بسیار متفاوت است.

رسانه‌های اجتماعی زندگی ما را به روش‌های مختلف بهبود بخشیده‌اند و ما را قادر می‌سازند با جهان ارتباط برقرار کنیم و اخبار و تجربیات خود را با یکدیگر به اشتراک بگذاریم. اما این تحولات بدون آسیب فرهنگی نبوده است. واقعاً چه اطلاعات ارزشمندی را با مردم سراسر جهان به اشتراک می گذاریم؟ آیا باید هر روز عکس غذای یکدیگر را پست کنیم یا ببینیم؟! چقدر باید ساعت ها به تماشای تصاویر یا خواندن اخبار «سلبریتی ها» یا ستاره های دنیای سینما، ورزش و موسیقی بپردازیم؟

گاهی باید از تکنولوژی فاصله بگیریم. تلفن همراه را چند ساعتی از ما بگیر و ارزش لحظه لحظه زندگیمان را که تکرار نشدنی نیست به یاد بیاور.

بین خواندن کتاب و تماشای تلویزیون تعادل برقرار کنید

در پایان یک روز سخت و طولانی، دراز کشیدن روی کاناپه و تماشای تلویزیون احتمالاً تنها کاری است که اکثر ما انجام می دهیم، اما تعداد زیادی کتاب خوب وجود دارد که می توانیم هر از گاهی آنها را جایگزین تماشای تلویزیون کنیم. بهتر است کمی در مقابل وسوسه تماشای تلویزیون مقاومت کنید و لذت خواندن یک کتاب خوب را تجربه کنید. فراموش نکنید که هدف ما باید تعادل بین دو سرگرمی باشد.

گروچو مارکس کمدین و بازیگر آمریکایی درباره نقش تلویزیون در زندگی خود گفت: تلویزیون برای من بسیار انگیزه دهنده است، زیرا هر بار که کسی آن را روشن می کند، می دانم که وقت آن است که به اتاق دیگری بروم و کتاب بخوانم.

تعادل در انجام کار برای پول و انجام کار برای عشق

اگر دنیا ایده آل بود، هیچ کس بیکار نمی ماند و همه ما کاری را انجام می دادیم که واقعاً دوست داشتیم، اما در دنیای واقعی، هیچ چیز کامل نیست. از یک طرف برخی از ما مجبوریم کارهایی را انجام دهیم که به آن علاقه ای نداریم و فقط به خاطر گذران زندگی می پذیریم، اما چند سال می توانیم کاری را که هیچ علاقه ای به آن نداریم به خاطر پول انجام دهیم؟

از سوی دیگر، برخی از ما به جای انجام کاری که آرزوی انجام آن را داریم، به دریافت حداقل دستمزد رضایت می دهیم، اما تا چند سال می توانیم به دلیل عشق به کار، امنیت مالی خود را به خطر بیندازیم؟

هرگز از رویاهای خود دست نکشید، اما بدانید که اگر دستانتان خالی است، برای رسیدن به رویاهایتان باید کارهایی را انجام دهید که به آنها علاقه ای ندارید. وقتی صحبت از زندگی حرفه ای می شود، چاره ای جز تعادل نداریم.

سخن پایانی

همگی ما اگر هم‌زمان برای توازن زندگی برنامه‌ای نداشته باشیم پس از مدتی دچار کمبود تعادل در زندگی خواهیم شد. همین نداشتن توازن باعث خواهد شد تا تجربیات و افکار اشتباهی رو در زندگی داشته باشیم و این خروجی قطعا به تصمیمات اشتباه و از دست دادن دارایی های ما ختم خواهد شد.

اگه لذت بردی برای دوستات از طریق این دکمه ها بفرست.

همیشه پیگیر آموزش باش

دیدگاه

در بحث‌‌ پیرامون این مقاله شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دریافت لینک دانلود