خانم مقیمی

مصاحبه با ثروتمندترین زن و هشتمین میلیاردر ایران

متن کامل مصاحبه خانم مقیمی با روزنامه عصر اقتصاد

کارآفرینی، نو آوری

سیده فاطمه مقیمی، اولین بانوی زن ایرانی است که توانست یک شرکت بین المللی حمل و نقل را به نام خود ثبت کند. در زمانی که انجام این کار بسیار دشوار می نمود و باورهای جامعه این هنجار را نا به هنجاری می پنداشت او توانست با روحیه خستگی ناپذیر و ایمان قوی آن را به انجام برساند.
او کسی است که نه فقط فعل خواستن بلکه فعل توانستن را برای خود صرف کند و این موفقیت را مرهون تلاش ها و پیگیری ها خود و حمایت های همه جانبه همسر خود می داند.

خانم مقیمی

زنی مهربان که دوست دارد تجربیات خود را در اختیار زنان و دختران جوان قرار دهد.
سمت هایی که او تاکنون داشته و دارد سه دوره عضویت در هیئت مدیره انجمن صنفی شرکت های حمل ونقل بین المللی، دوازده سال عضویت و ریاست بخش حل اختلاف و رسیدگی به شکایات تجار و شرکت ها و تجار با هم و رانندگان از تجار و … است که برای او جای بسی افتخار است که توانسته بیش از ۹۵% این پرونده ها را با صلح وسازش طرفین مختومه کند.
او همچنین عضو انجمن های دوستی ایران و کشورهای مختلف و مدیرعامل انجمن ملی زنان کارآفرین وعضو گروه مطالعاتی و تحقیقاتی کریدور شمال- جنوب است. او تنها بانوی عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران و ایران است.

 

رزومه ای از زندگی اقتصادی خودتان شرح دهید.
من درسال ۱۳۵۸ دریک شرکت حمل و نقل بین المللی ابتدا در بخش ترجمه و بعد در بخش کامیون داری کارم را شروع کردم که مدت سه سالی که درآن شرکت بودم دوره کارآموزی برای من محسوب می شد. تا اینکه در سال ۱۳۶۱ تصمیم گرفتم به صورت مستقل کارکنم که این تصمیم تا مرحله اجرایی شدن دو سال طول کشید.
دلیل تأخیر در اخذ مجوز ثبت شرکت، سلیقه های شخصی و فکری بود و اینکه تا آن زمان در زمینه حمل و نقل هیچ زنی وارد بازار کار نشده بود. با وجود اینکه درقانون ذکر نشده که ممنوعیتی برای ثبت یک شرکت حمل و نقل بین المللی برای بانوان وجود دارد. بعد از دو سال هر وقت به دربسته می خوردم از پنجره وارد می شدم. مراجعه به نهادهای مختلف درسال ۱۳۶۳ توانستم شرکت حمل و نقل خود را به ثبت برسانم.
دراین صورت شما اولین زن ایرانی هستید که مدیریت یک شرکت بین المللی حمل و نقل را به عهده گرفتید.
بله. درنظر بگیرید که هم ثبت و هم مدیریت شرکت حمل ونقل بین المللی.
تأثیر فعالیت های اقتصادی بر زندگی خانوادگی شما چگونه بود وچطور توانسته اید فعالیت های اقتصادی و امور زندگی را با هم بیامیزید؟
من منافاتی درعملکرد و یا کارکرد یک زن در بیرون از خانه و پذیرش مسئولیت درمنزل نمی بینم. درطول سنوات گذشته یک سری شغل های خاص برای خانم ها تعریف شده بود، مثل شغل معلمی چرا که اینطور تصور می شد یک معلم خانم هر روز تعداد ساعات مشخصی سر کار است و سه ماه تابستان را استراحت می کند و تعطیلات نوروز را هم درکنار خانواده است.
اما من تصور می کنم با برنامه ریزی دقیق و تنظیم برنامه می توان همه برنامه های خود را هماهنگ کرد. چه بسا خانم خانه داری که درخانه است و در بیرون از منزل کار نمی کند ولی همیشه احساس می کند از انجام کارهای خانه عقب افتاده است. من به عنوان زنی که تا دیرهنگام بیرون از خانه کارمی کند به صورت مرتب و منظم کار منزل را انجام می دهم. بطوریکه اگر کسی سرزده وارد خانه ام شود محال است که با خانه ای نامرتب روبرو شود.
به همین دلیل اعتقاد دارم که اگر مدیریت زمان و زمان بندی داشته باشیم راحتر می توانیم برنامه ها و کارهای خود را در ساعت تعیین شده انجام دهیم.
تاریخچه و دلیل ایجاد انجمن ملی زنان کارآفرین را توضیح دهید؟
این انجمن هیئت مدیره نه نفره دارد ودرتاریخ ۱۳/۸/۱۳۸۵ به صورت رسمی کارخود را آغاز کرد. در اولین دوره که انتخابات آن برگزار شد من به عنوان مدیرعامل انتخاب شدم.
با توجه به اینکه جمعیت جوان کشورمان زیاد است و اکثر آنها با وجود داشتن تحصیلات دانشگاهی مشکل اشتغال دارند، این انگیزه را در ما بوجود آورد که مجموعه ای را درست کرده و براساس آن تجربیات خود را به دیگر زنان منتقل کنیم.

 

شاید این پرسش مطرح شود که چرا انجمن ملی زنان و چرا مردان نه؟

واقعیت این است که زنان کارآفرین درحال حاضر در موقعیتی هستند که با چندین سال تجربه ای که دارند نسبت به کسانی که تازه وارد بازار کار شده اند قوی تر هستند که البته این قوت و قدرت نسبی است.
بنابراین من اعتقاد دارم کسی که به این قوت و قدرت رسیده باید زکات علم و تجربه خود را به دیگران بدهد. ازطرفی قشری که در جامعه باید بیشتر به آن توجه داشت قشرجوان است و از میان جوانان جنسی که در کشور ما مظلوم واقع شده جنس زن است. بنابراین رسالت انتقال تجربه و علم عموماً برهمه انسانها و خصوصاً به زنان و جوانان بیشتر مد نظر ما است تا به این وسیله زنانی که می خواهند وارد عرصه کسب و کار شوند با اطلاعات و بنیه قوی وارد بازار کار شوند.
نقش خانواده ها را در امر کارآفرینی چگونه ارزیابی کنید؟
خانواده رکن اصلی یک جامعه است. اگر کسی بر اصول خانواده اعتقادی نداشته باشد نمی تواند به اصل جامعه هم اعتقاد پایدار داشته باشد.
بنابراین اگر کاری را شروع می کنیم در ابتدا باید به پایه و اساس زندگی که همان خانواده است توجه داشته باشیم. از طرفی اگر کسی به عنوان کارآفرین بخواهد وارد بازار کار شود تا حمایت خانواده را به همراه نداشته باشد موفق نمی شود. بنابراین این دومقوله تفکیک ناپذیرند.
در همه شغل ها و تجربیات کاری زنان درجامعه این مسأله مصداق دارد. حتی آن معلمی که مثال زدم اگر همکاری همسر و فرزندان خود را در انجام امور زندگی نداشته باشد، نمی تواند آن شرایط ایده آل و مطلوب را که در نظر همه خانواده ها است ایجاد کند.
پس خانمی که در بیرون از منزل کار می کند زمانی که وارد منزل می شود انتظار همکاری از سوی فرزندان و همسر خود را دارد.
آیا تاکنون بررسی هایی درخصوص پیشینه کارآفرینی درایران صورت گرفته است؟
تاکنون تحقیق و بررسی درمورد پیشینه کارآفرینی درایران به صورت جدی و عملی انجام نپذیرفته است. باید در نظرداشت که مقوله کارآفرینی با فرهنگ کارآفرینی در چند سال اخیر در جامعه رایج شده است. اگر چه در سالیان دور هم کارآفرینی زنان وجود داشته ولی به این نام نبوده است.
شاید نام آن جسارت بوده است! به عقیده من هرکس که به کاری مشغول است کارآفرین محسوب می شود. حتی آن خانمی که خانه دار است هم به عنوان یک نیروی انسانی کارآفرین نامیده می شود.باید دید که انسانها کارآفرینی را چگونه تعریف می کنند؟ من کارآفرینی را نو آفرینی تعریف می کنم، جسارت و شکستن قیود می دانم. اصولاً کارآفرینی زنان از دو مؤلفه تشکیل شده است. یکی سنت شکنی یک سری قیدها که در باور جامعه معمول نبوده و دیگری ایجاد اشتغال و کارآفرینی برای دیگران که این نگاه و طرز فکر به کارآفرینی در قدیم هم وجود داشته ولی بسیار محدود بوده است. مثلاً نسل های قبل، یک دار قالی می زدند و چند نفر با بافتن آن هم امرار معاش می کردند و هم هنر فرش باقی را زنده نگه می داشتند. تا اینکه کسی پیدا شد که تصمیم گرفت این هنر و کار خود را که مثلاً فرش بافی، دامداری و یا کشاورزی و هر کار رایج آن زمان را در بیرون از خانه عرضه کند تا دیگران هم از محصول کارش بهره مند شوند و به این صورت بود که کم کم کارآفرینی زنان به متن جامعه وارد شد.
درمورد حرفه من هم همین اتفاق افتاد. درمقوله حمل و نقل، یک زن اصلاً جایگاهی نداشت از طرفی ممنوعیت قانونی هم نداشت.
درمورد گرفتن تصدیق پایه یک رانندگی هم همین شرایط حکمفرما بود. زمانی که من در سال ۱۳۶۶ تصمیم به گرفتن گواهینامه پایه یک رانندگی گرفتم با من به شدت برخورد شد و حدود دو سال پرونده من را مرجوع می کردند. زمانی که از مسئولین می پرسیدیم دلیل امتناع شما از دادن این گواهی نامه به من چیست؟ می گفتند: چون زن نمی تواند! می پرسیدم: چرا؟ دلیل قانونی این نتوانستن چیست؟
من می دیدم که سلیقه و طرز فکر آن مسئول است که این ممنوعیت را ایجاد می کند و در هیچ جای قانون دلیلی برای اخذ نکردن این اعتبار توسط یک خانم وجود ندارد. بالاخره با پافشاری و روحیه خستگی ناپذیری که داشتم توانستم آن ها را مجاب کرده و گواهی نامه پایه یک رانندگی را بگیرم.
شرایط جامعه ایران را بعد از پیروزی انقلاب اسلامی برای کارآفرینی زنان چگونه ارزیابی می کنید؟
به عقیده من جامعه ما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در زمینه کارآفرینی زنان بسیار متحول شده و خیلی از مسائل برای زنان پذیرفته شده است. از جمله اخیراً سرویس های تاکسی تلفنی بیسیم بانوان، استفاده از دختران جوان در طرح های آماری و غیره …
ضمن اینکه دنیا در حال پیشرفت و تعالی است. در این پیشرفت و تعالی، هم زنان و هم مردان سهیم هستند و دیگر نمی توان انسان ها را در خانه و محله و شهر خود محصور کرد. بلکه باید با تمام دنیا در ارتباط بود که این همان بحث جهانی شدن است که امروزه مطرح می شود.
اگر این پیشرفت را در صدر کارها بخواهیم قرار دهیم برای تحقق آن ابزار لازم داریم. این ابزار، انسانها هستند که برای ورود به کار باید به سلاح مهارت مجهز باشند. اینجاست که دیگر نباید فرق جنسیتی درنظر گرفته شود بلکه باید قابلیت ها، استعدادها و مطالعات انسانها مطرح می شود.
درمورد اخذ گواهی نامه پایه یک رانندگی چه لزومی احساس کردید؟ آیا چون با شغل شما مرتبط بود؟
لزومی نداشت، فقط خواستم. اراده من خواست که در مورد حرفه ام مسئله و کاری برایم ناشناخته نماند. از طرفی چون ارباب رجوع و شاغلان ما همه رانندگان ماشین های سنگین هستند برای اینکه مشکلات آنها را بیشتر درک کنم تصمیم به اخذ این گواهینامه گرفتم.
خدمات انجمن ملی زنان به زنان کارآفرین چیست؟
ما درانجمن ملی نشست های دائمی و متوالی داریم که درآن به بررسی چالش هایی که زنان در زمینه شغلشان با آن روبرو هستند می پردازیم و از روی تجربه ای که داریم به آنها راهکار ارائه می دهیم.
مهمترین مسأله ای که در این جلسات به آن پرداخته می شود بررسی مشکلات کاری زنان کارآفرین است و دوم راهنمایی ومشاوره کارآفرینان جوانی که به تازگی وارد بازار کار شده اند.
درانجمن بخش های مختلفی را مثل بخش های پژوهشی، آموزشی، حقوقی و ارتباطات ایجاد کرده ایم. همچنین انجمن، سایتی را راه اندازی کرده که اطلاعات روز و اطلاعاتی که در خصوص کارآفرینی مطرح است در دسترس همه علاقمندان و متقاضیان قرارداده ایم. همچنین در نشست های فصلی خود به بررسی عملکرد فصلی پرداخته و در هر فصل به صورت گروهی به یکی از استان های محروم سفرمی کنیم. انتخاب استانها هم به این صورت است که ابتدا زنان کارآفرین هر استان را شناسایی کرده و به میزان محرومیت هر استان آنها را انتخاب می کنیم. در سفرهای استانی، از کارگاه های آن ها دیدن کرده و مشکلات آنها را که غالباً حقوقی، ثبتی، دارایی و بیمه و… بوسیله قسمت حقوقی انجمن که قبلاً ذکر کردم برطرف می کنیم.
یکی دیگر از برنامه هایی که به صورت جدی تصمیم داریم آن را اجرا کنیم بحث مستند سازی است. در برهه از زمان یکی از بانوان که عضو انجمن هم نیست ازچند سال قبل شروع به جمع آوری اطلاعات و شناسایی اولین زنان کارآفرین در شغل خودشان کرد و آن را در کتابی تدوین و به چاپ رسایند.
ما هم تصمیم گرفتیم که کتابی را تدوین و تا لیف کنیم و درآن تمام زنان کارآفرین عضو انجمن و حتی غیراز انجمن را معرفی کنیم.
ما از ابتدای تأسیس انجمن تا به حال سه دورهمایش در اسفند ماه هر سال برگزار کرده ایم و در این همایش ها زنان کارآفرین، استعدادها و نوآوری ها را شناسایی کرده و آنها را به دیگران معرفی کرده ایم که آخرین همایش در دانشگاه صنعتی شریف، مرکز همایش های کارآفرینی برگزار شد که به معرفی زنان دانش آموخته دانشگاهی می پرداخت.
انتظار انجمن ملی زنان از دولت چیست؟
حمایت. شناسایی وحمایت از کارآفرینان وارائه وام به بنگاه های کوچک جهت توسعه و کارآفرینی، بزرگترین انتظار ما از دولت است.
من به شخصه به عنوان کسی که بیست و هشت سال در امر حمل ونقل بین المللی سابقه کار دارم، در مورد توسعه ناوگان حمل و نقل کشور با ارسال مدارک به وزارت راه و ترابری درخواست وام کرده ام تا بتوانم ایده خود را به عمل برسانم که هر بار به نحوی از انحاء بانک این وام به من واگذار ننموده است.
واقعاً چرا؟ طبق ضابطه من می بایست این تسهیلات را بگیرم.
شرکت من هم یک شرکت موروثی نیست بلکه من کارم را از کم و اندک شروع کردم و ثابت کردم که بدون هیچ کدام از این اتصالات وحتی سرمایه کلان هم می شود تعالی و پیشرفت داشت. سرمایه اولیه من حتی به اندازه ای نبود که بتوانم شرکت خود را به ثبت برسانم.
بنابراین انتظار من و تمام زنان کارآفرین از دولت، اول شناسایی زنان کارآفرین و دوم با ارائه تسهیلات به آنها و پشتیبانی از بنگاه های جهت توسعه امکان ادامه فعالیت را برای آنها فراهم کند و با برداشتن موانعی چون ارائه سند ملکی یا سرقفلی و یا پول هنگفت و… برای گرفتن تسهیلات آنها را درمانده نکند.
موانع فرهنگی- اجتماعی پیش روی فعالیت زنان انجمن چیست؟
موانع و مشکلات پیش رو، یکی سنت ها و باورهای جامعه است که تغییر آن طولانی مدت و زمان بر است. از دیرباز با جنس زن به گونه دیگر برخورد شده است. قبل از اسلام که دختران را زنده به گور می کردند، با پیدایش اسلام با این طرز تفکر به شدت برخورد شد که اگر ارزش دختران بالاتر از پسران نباشد کمتر از آنها هم نیست. بعد از آن بازهم زنان به یک سری قیود محدود شدند. من عقیده دارم که دین اسلام به زن بیشتر از ادیان دیگر بها داده است. شما وقتی به تاریخ اسلام مراجعه می کنید می بینید که حضرت خدیجه (س) بزرگترین تاجر زمانه خود بود. پس در اسلام محدودیتی برای فعالیت اجتماعی زن وجود نداشته است. بلکه این طرز فکر حکومت ها بوده که به آنها را محدود کرده وکنار گذاشته اند.
درحال حاضر این طرز فکر تا حدودی بهبود یافته است ولی هنوز متأسفانه در جامعه باورهایی وجود دارد که زن را محصور در خانه را بیشتر می پسندد.
به طورمثال، من یک سؤال مطرح می کنم. فرض کنید که برای یکی از بستگان شما یک عمل جراحی پیش بیاید که دو جراح حاذق، یکی زن و دیگری مرد به شما معرفی می شود. چند درصد از شما حاضرید که جراح زن را انتخاب کنید؟ آیا واقعاً به قابلیت وتجربه توجه می کنید یا جنسیت را مد نظر قرار می دهید؟ درجامعه ما متأسفانه هنوز باورها نسبت به قابلیت ها در جنسیت محصور شده است.
آیا با مؤسسات خارجی هم همکاری دارید؟
بله. شرکت حمل و نقل بین المللی سدید بار با تمام کشورهایی که مجاز به ایجاد ارتباط تجاری و بازرگانی با آنها است قرارداد دارد. در سطح کشور هم ما در تمام شهرهای ایران نماینده داریم. رانندگان ما به عنوان سفیران جمهوری اسلامی درتمام کشورهای جهان که قابل تردد هستند فعالیت می کنند. بنده نیزبه خاطر شغل خود سفرهای متعددی به خارج و داخل کشور دارم.
چه برنامه ها و پروژه هایی در مورد کارآفرینی زنان و جوانان دنبال می کنید؟
یکی از اصلی ترین کارهای در دست اقدام ما، بحث فرهنگی مستند سازی است. چون درحال حاضر اشاعه فرهنگ کارآفرینی در بین زنان وشناسایی کارآفرینان دراین مقطع زمانی بسیار مثمر ثمر است.
دغدغه مهم دیگر ما، اشتغال جوانان است. ما تلاش می کنیم که به جوانان و زنانی که تحصیلات دانشگاهی دارند و حتی آنهایی که به دانشگاه نرفته اند عامل خود باوری را القا کنیم تا بتوانند توانایی های خودشان را شناسایی کنند. ما باید به جوانان و زنان خود یاد بدهیم که با یک مکان کوچک وبا سرمایه اندک و ابزار اولیه هم می توان پیشرفت کرد و قطعاً موفق شد. باید به زنان و جوانان آموخت که با خودباوری و قدرت ریسک پذیری می توان هر سدی را شکست.
ازهمکاری با چه نهادهایی مثل دانشگاه ها و یا وزارتخانه ها بهره مند هستید؟
ما با هیچ ارگان یا سازمان دولتی به صورت مستمر در ارتباط نیستم. چون متأسفانه در وزارتخانه ها مرکزی مهیا شده تبادل نظریات و تجربیات وجود ندارد. به طور مثال من چندین بار با دانشگاه ها و آموزش و پرورش مکاتبه داشتم تا فرصتی را در اختیار من قرار دهند تا به صورت رایگان در زنگ های تفریح و زمان های کوتاه تجربیات انجمن را در اختیار آنها قراردهم که متأسفانه استقبال نشد!
هدف من و همکارانم این است که با ایجاد انگیزه و تحرک و خودباوری در دختران وزنان، آنها بتوانند قابلیت های خود را شناخته و به کار گیرند.
شما چند فرزند دارید؟ و در چه مقطعی تحصیل می کنند؟
من یک فرزند پسر و یک فرزند دختر دارم. پسرم دانشجوی سال آخرمهندسی عمران و دخترم امسال در مقطع پیش دانشگاهی تحصیل می کند.
چقدر خانواده و مخصوصاً همسرتان در موفقیت شما نقش داشته اند؟
صد درصد. من در طول سالیانی که به کار مشغول بودم بارها و بارها دلسرد و ناامید می شدم که همسرم همیشه به من امید می داد و من را به ادامه راه تشویق می کرد.
من هر روز خود را قوی تر و قدرتمند تر از روز قبل می بینم چون به آینده امیدوارم واین قوت و قدرت را بعد از لطف خداوند مدیون همسرم هستم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *