7 نکته که توسعه فردی را آسان‌تر می کنند

7 نکته که توسعه فردی را آسان‌تر می کنند

وقتی می گویم کتاب “بیندیش و ثروتمند شو” را بخوان، چه چیزی به ذهن شما می رسد؟ تقریباً همه افراد موفق و علاقمندان به توسعه شخصی حداقل یک بار این کتاب ناپلئون هیل را خوانده‌اند. و تقریباً همه کسانی که آن را خوانده اند نظر مثبت دارند. بسیاری خواهند گفت که این کتاب یک نقطه عطف در زندگی من بود. هرکسی در تلاش برای یادگیری مادام العمر نقطه عطفی دارد. هرکسی در رشد شخصی خود، روش خود را دارد. و آن چیزی است که شما برای گوش دادن، تماشا کردن یا خواندن انتخاب می کنید که درک شما از زندگی شما را افزایش می دهد و به شما می آموزد که برای موفقیت چه کاری باید انجام دهید.

نقل قول هیل در سال ۱۹۳۷ استانداردی را برای ما تعیین می کند: “هر چیزی که ذهن انسان بتواند تصور و باور کند، می تواند به آن برسد.”
هنگامی که شما اطلاعات را در اختیار دارید، همه چیز مربوط به این است که شما مایلید برای استفاده از آن چه کاری انجام دهید. اکثر مردم می دانند که هیل نویسنده کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید. اما شخصی که هیل از او تقلید کرد کیست؟ او اوریسون سوئت ماردن، نابغه برجسته نگرش مثبت قرن بیستم بود. وی که در دوران قبل از سال ۱۹۳۰ شناخته شده بود، اما امروزه تقریباً ناشناخته ماده، یکی از بنیانگذاران توسعه شخصی و تفکر مثبت بود.

راه های رشد توسعه فردی

در اینجا ۷ راه برای کار در جهت توسعه شخصی آورده شده است:
۱. خود را در معرض دانش قرار دهید.
جفری گیتومر در این باره می نویسد: “بر اساس تجربه شخصی خود، می‌خواهم شما را با قوانین توسعه شخصی به چالش بکشم و نمونه‌هایی از آموخته‌هایم را به شما ارائه دهم تا بتوانید برنامه‌ای برای موفقیت یا ارتقای برنامه‌ای که دارید انجام دهید.”
وی ادامه می دهد: در پایان سمیناری که در مورد نگرش مثبت ارائه دادم، یک ارزیابی از زنی به نام مری دریافت کردم که در آن نظری نوشته شده بود: “کاش این را ۳۰ سال پیش می شنیدم.” در آن لحظه به جمله ای از جیم ران فکر کردم: «تمام اطلاعاتی که برای موفقیت نیاز دارید، از قبل وجود دارد. تنها مشکل این است که شما خود را در معرض آن قرار نمی دهید.» این اطلاعات ۳۰ سال پیش وجود داشت. مری فقط خودش را در معرض آن قرار نداده بود.
۲. سادگی عین قدرتمندی است.
اگر چیزی را می خوانید و به نظر خیلی آسان یا خیلی جالب است، دوباره بخوانید. احتمالاً بخشی از پایه توسعه شخصی شماست. یکی از اولین لحظات پیشرفت شخصی من، سادگی پیام بود. گاهی اوقات خیلی ساده است، بدون اینکه متوجه شوید چه تاثیری می تواند داشته باشد، درست از کنار آن می گذرید.
یک نمونه از این موضوع، کتاب “چگونه دوستان به دست آوریم و بر مردم تأثیر بگذاریم” اثر دیل کارنگی است. او در سال ۱۹۳۶ نوشت: «شما می‌توانید در عرض دو ماه با علاقه‌مند شدن به دیگران دوستان بیشتری پیدا کنید تا اینکه در عرض دو سال با تلاش برای علاقه‌مند کردن دیگران به خودتان، دوستان بیشتری پیدا کنید.» علاوه بر این، تقریباً ۹۰ سال بعد، درس های کارنگی هنوز در کلاس درس تدریس می شود.
۳. برای پیشرفت به افکار خود جامه عمل بپوشانید
جیمز آلن در کتاب «به عنوان یک مرد فکر کن» که در سال ۱۹۰۲ منتشر شد، می گوید: «آدم به معنای واقعی کلمه همان چیزی است که فکر می کند، شخصیت او مجموع کامل تمام افکارش است». فکر کردن در مورد آنچه که می توان انجام داد، هسته اصلی توسعه شخصی شما است. حدود ۵۴ سال بعد ارل نایتینگل در کتابش می نویسد: “ما همان چیزی می شویم که بیشتر اوقات به آن فکر می کنیم و این عجیب ترین راز است.”
۴. روزانه یک دوز مصرف کنید
به این جمله فکر کنید که: “یک سیب در روز دکتر را دور نگه می دارد.” آن را در توسعه شخصی به کار ببرید، و این بدان معناست که هر روز یک چیز جدید یاد بگیرید و به کار ببرید. در پایان یک سال شما ۳۶۵ مورد و ایده جدید خواهید داشت.
۵. هر چه بزرگتر بهتر.
اگر ایده جدیدی می خواهید، کتابی بخوانید که ۱۰۰ سال قدمت دارد. کتاب ماردن را در سال ۱۹۰۸ در نظر بگیرید، او می تواند هر کسی که فکر می کند می تواند، و مقالات دیگر در مورد موفقیت در زندگی، که در آن نوشته است: “بهترین افراد تحصیل کرده کسانی هستند که همیشه در حال یادگیری هستند، همیشه دانش را از هر منبع ممکن و در هر فرصتی جذب می کنند.”
۶. رشد شخصی و نگرش مثبت به هم پیوسته اند
تفاوت کمی بین افراد وجود دارد، اما همین تفاوت کوچک پایه تفاوت های بزرگ زندگی است. تفاوت کمی در نگرش ها موجود است. کلمنت استون در سال ۱۹۴۶ گفت: تفاوت بزرگ در مثبت یا منفی بودن نگرش و دیدگاه ها است.
۷. کارها را با وجود مشکلات انجام دهید
توسعه شخصی شما را به چالش می کشد تا به آینده فکر کنید، بهترین باشید و بر اساس فردی که می خواهید تبدیل شوید، تصمیم بگیرید. به این فکر کنید که کجا می توانید زمان بیشتری برای اختصاص دادن به موفقیت خود پیدا کنید؟ هنری فورد در سال ۱۹۰۱ گفت: “مشاهده من این بود که بیشتر افراد موفق در طول زمانی که دیگران تلف می کنند، پیشرفت می کنند.”
کلمه کلیدی در اینجا توسعه دادن نیست بلکه کلمه کلیدی شخصی است این کار را انجام می دهد، به روش خودتان باید کارها را انجام دهید.
Acres of Diamonds که یکی از بهترین سخنرانی‌هایی است که تا کنون نوشته شده است، درس‌های زیادی در مورد پاداش کار، تحصیل و یافتن ثروت زندگی در حیاط خلوت یا کتابخانه خود ارائه می‌دهد.

چگونه بازی کردن با نقاط ضعف خود می تواند به شما کمک کند تا سطح خود را ارتقا دهید

بانجی ران یکی از آن بازی های بادی است که در کارناوال ها یا جشن تولد بچه ها می بینید. این یک بازی است که در آن دو بازیکن با طناب های بانجی که به پشتشان بسته شده است، با سرعت و تا آنجا که می توانند می دوند. هدف این است که قبل از اینکه طناب بانجی شما را به نقطه شروع بازگرداند، تا حد امکان به انتهای مسیر بادی نزدیک شوید.
وقتی به موفقیت در زندگی و نیز در مورد دستیابی به اهدافی که برای خود تعیین کرده ایم می اندیشیم، گاهی اوقات راه موفقیت مانند یک همین بازی بانجی خود را به ما می نماید. وقتی وارد مسابقه می‌شویم، تمام توانمان را جمع می‌کنیم تا به هدف برسیم، اما به ناچار چیزی ما را قبل از رسیدن به آنجا بازمی‌گرداند و این زیبا نیست.
طناب‌های بانجی – یا چیزهایی که ما را از موفقیت باز می‌دارند – همان چیزی است که من از آن به عنوان محدودیت‌های شخصی یاد می‌کنم. اینها رفتارهایی هستند که شما را عقب نگه می دارند و شما را از دستیابی به موفقیت، عملکرد و رضایت بیشتر باز می دارند. در اینجا یک مسابقه کوچک برای شما وجود دارد. ببینید آیا می‌توانید در ۱۰ ثانیه یا کمتر به این سؤال پاسخ دهید: محدودیت شخصی شماره ۱ که شما را از موفقیت بیشتر باز می‌دارد چیست؟
اگر چیزی به ذهنتان نمی رسد، تنها نیستید. من این سوال را از مخاطبان در سراسر جهان پرسیده ام، و تقریباً همیشه همان پاسخ را دریافت می کنم. متأسفانه، اگر محدودیتی را ندانید، نمی توانید از شر آن خلاص شوید. و اگر شما از آن دسته افراد نادری هستید که می توانید به این سوال پاسخ دهید، به خاطر داشته باشید که این پایان تمرین نیست. شما به تازگی آن را تشخیص داده اید. حالا شما نیاز به نسخه دارید.
شاید هرگز به محدودیت‌های خود فکر نکرده باشید، زیرا فکر می‌کنید به حداکثر رساندن پتانسیل به چیزی است که دارید – استعدادها، نقاط قوت و مهارت‌هایتان. و این تا حدی درست است. من به شدت توصیه می کنم که نقاط قوت خود را شناسایی کنید و راه هایی برای استفاده از آنها بیابید. اما اگر در حال حاضر با نقاط قوت خود بازی می کنید و هنوز علامت را از دست می دهید، چه؟ یا، اگر بر اساس نقاط قوت خود بازی کنید و به نتیجه برسید، اما باور داشته باشید که توانایی بسیار بیشتری دارید، چه؟
در اینجا باید برخی از رایج ترین محدودیت های شخصی را شناسایی کرده و آنها را با انواع شخصیت ها مرتبط کنیم تا به توصیف این رفتارها کمک کنیم. موارد زیر تنها تعدادی از این ۱۰ شخصیت هستند:
• کوه‌های یخ – با کم‌پروری، همدلی و احساسات محدود می‌شوند
• بولدوزرها – به دلیل نیاز خارج از نمودار به کنترل محدود شده اند
• آتشفشان ها – با نوسانات محدود می شوند
• لاک پشت ها – به دلیل ناتوانی در کنترل تغییرات محدود شده اند
• منتقدان – با منفی گرایی بیش از حد محدود شده اند
همه ما چیزهایی داریم که ما را عقب نگه می دارد و ما را از تحقق کامل پتانسیل خود باز می دارد. اگر فکر می‌کنید که اینها را ندارید، بلافاصله می‌توانیم بگوییم یکی از محدودیت‌های شخصی شما ممکن است انکار باشد.
سوال واقعی این نیست که آیا شما محدودیت های شخصی دارید یا خیر، بلکه سوال این است که این محدودیت ها چیست و چگونه بر شما تاثیر می گذارد. هنگامی که به این سؤالات پاسخ دادید، می توانید روی رویارویی با محدودیت های خود تمرکز کنید و آنها را از زندگی خود حذف کنید.

محدودیت های شخصی

فرآیند شکستن محدودیت

ابتدا باید محدودیت های خود را شناسایی کنید. برای مثال، اگر فکر می‌کنید ممکن است یک «بولدوزر» باشید – کسی که بیش از تسلط طلب است و همیشه باید کنترل را در دست داشته باشد – در آزمون محدودیت بولدوزر شرکت کنید و هر یک از “علائم” زیر را که رخ می دهد بررسی کنید:
• من اغلب جملات دیگران را تمام می کنم.
• وقتی با دیگران مخالفم، اشکالی ندارد که بین حرف آنها بپرم و صحبت آنها را اصلاح کنم.
• داشتن اراده قوی به من این امکان را می دهد که بیشتر از دیگران به موفقیت برسم.
• وقتی دیگران صحبت می‌کنند، من از قبل به این فکر می‌کنم که بعداً چه بگویم و به دنبال فرصتی هستم تا آنها را به طرز فکرم جذب کنم.
• من می توانم زورگو باشم و شاید حتی سرسخت، اما معمولاً حق با من است.
• اگر من مسئول باشم، دوست ندارم مردم روی قوانینم پا بگذارند، مردم باید به نقش خود پایبند باشند.
• مردم گفته اند که من سرسخت هستم، اما من فقط نظرات محکمی دارم.
• افراد ضعیف تر نباید مسئول امور باشند.
• اگر چندین مورد از علائم را بررسی کردید، به وضوح تمایل به بولدوزر را نشان می دهید. بنابراین، با این اطلاعات چه کار می کنید؟ یک برنامه شخص چیده و اجرا می کنید.
در اینجا مواردی وجود دارد که توصیه می کنیم در برنامه خود بگنجانید:
• به طور دوره ای در طول تعاملات گروهی یک قدم به عقب بردارید و به دیگران اجازه دهید صحبت کنند.
• پویایی گروه را از نزدیک تماشا کنید و روی مشارکت بیشتر دیگران کار کنید.
• از مخاطب خود بپرسید که: “آیا به سوال شما پاسخ می دهم؟” و “آیا این اطلاعات مفید است؟”
• در مورد اینکه دیگران چگونه شما را درک می کنند، بازخورد بی رحمانه صادقانه ای دریافت کنید. به عنوان مثال، از شخصی بخواهید که در مقیاس ۱ تا ۱۰ به شما در مورد لجبازی یا مهارت های شنیداری شما امتیاز دهد.
دیدن اینکه وقتی کسی محدودیتی را می شکند چه اتفاقی می افتد شگفت انگیز است. سال‌ها روی ویژگی‌های افراد موفق تحقیق شده و به افراد با عملکرد بالا کمک شده است تا پتانسیل خود را به حداکثر برسانند. چیزی که من آموخته ام این است که وقتی شما یک محدودیت را می شکنید، افزایش تدریجی عملکرد را مشاهده نمی کنید. شما به معنای واقعی کلمه یک جهش را می بینید، گویی بلافاصله به سطح بعدی رانده می شوید.
بنابراین بهتر است تا در چند روز آینده خود را به چالش بکشیم تا کمی فکر جدی در مورد مواردی که گفته شد داشته باشیم که ما را محدود می کنند. اگر به کمک نیاز دارید، از همسرتان یا کسی که به شما نزدیک است بپرسیدکسی که طرفدار شماست و می تواند هم صادق و هم حساس باشد.

اگه لذت بردی برای دوستات از طریق این دکمه ها بفرست.

همیشه پیگیر آموزش باش

دیدگاه

در بحث‌‌ پیرامون این مقاله شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دریافت لینک دانلود