12نکته که حتی بهترین رهبران هم می توانند فراموش کنند

12نکته که حتی بهترین رهبران هم می توانند فراموش کنند

رهبران هوشمند ممکن است در مواقعی مافوق بشر به نظر برسند اما واقعا این طور نیست. آنها هم اشتباه می کنند، درست مثل هر کس دیگری. آنها هم می توانند چیزهایی را فراموش کنند و با پیامدهای آن دست و پنجه نرم نمایند. شما برای موفقیت می بایست از چیزهایی بیاموزید که دیگر رهبران هوشمند و بزرگ گاهی اوقات آنها را فراموش می کنند، بنابراین می توانید با به خاطر سپردن همان چیزهای مهم، رهبری بهتر برای جامعه خود باشید. اگر اکنون یک رهبر هستید، از این به بعد از یک چک لیست برای کمک به پیگیری تمام نکات مهم در ذهن خود استفاده کنید. نکاتی که در این مقاله از خودساخته آمده نکاتی است که بزرگترین رهبران هشمند دنیا نیز آنها را فراموش می کنند.

 

رهبران هوشمند

رهبران هوشمند

 

پیش بینی مشکلات را فراموش می کنند

زمانی که همه چیز زمانی عالی پیش می رود، فکر کردن به مشکلاتی که ممکن است ایجاد شود یا موانعی که می تواند موفقیت فعلی شرکت را در مسیر آینده اش متوقف کند، می تواند به راحتی فراموش شود. رهبران هوشمند باید همیشه سناریوهای بالقوه زیادی را در ذهن خود مرور کنند و با آنچه در اطرافشان می گذرد هماهنگ باشند. این کار می تواند به شناسایی هر گونه مشکلی که ممکن است پیش بیاید کمک کرده و به افراد کمک کند تا بتوانند برای رسیدگی به مشکلات پیش روی آماده شوند.

فراموش می کنند از فرصت ها نهایت استفاده را ببرند

رهبران هوشمند با تمرکز بیشتر بر خطرات یا موانع بالقوه‌ای که باید در بازار مورد توجه قرار گیرند، می توانند فرصت ها را نادیده بگیرند و از دست بدهند. این فرصت ها می‌توانند بیرونی و در قالب یک بازار در حال رشد یا داخلی در قالب تشکیل یک تیم فوق‌العاده باشند. نادیده گرفتن ناخودآگاه این چیزها، به این معنی نیست که آنها مثبت یا خوشبین بودن را فراموش کنند، بلکه به این معنی است که رهبران باید به خاطر داشته باشند که چشمان خود را بر روی هر چیزی که ممکن است برای شرکت مفید باشد یا آنها را از دیگران متمایز کند باز نمایند.

فراموش می کنند که سازمان را تکامل دهند

یک رهبر ممکن است متوجه نباشد که موفقیت فعلی که سازمان به دست می آورد نباید مانع تکامل بیشتر سازمان شود. آنها گاهی فراموش خواهند کرد که برای مرتبط ماندن و ارضای نیازها و خواسته های مشتری که اغلب در حال تغییر هستند، باید سازمان را تکامل دهند. اگر رهبران هوشمند مزایای یک طرز فکر تکاملی را فراموش کنند، انتخاب طبیعی قدرت را از دست خواهد داد. لذا آن شرکت‌ها و رقبایشان که با محیط جدید سازگار می‌شوند، آنهایی هستند که زنده می‌مانند. رهبران باید منابع لازم را برای مطالعه بازار و شرایط بیرونی و همچنین وضعیت داخلی شرکت در نظر بگیرند تا نیاز به تکامل و برنامه ریزی برای چگونگی وقوع آن تعیین شود.

فراموش می کنند که تغییرات را هدفمند انجام دهند

اگرچه ممکن است رهبران یک سازمان تغییراتی را که باید در آن ایجاد شود و علت ضروری بودن آنها را مشخص کرده باشند، اما این امکان وجود دارد که فراموش کنند که علت را بپذیرند و دیگران را برای ایجاد تغییرات ترغیب کنند. یک رهبر نمی‌تواند انتظار داشته باشد که رویدادی ترسناک به خوبی رفع شود، بدون اینکه در خط مقدم برای هدایت افراد از طریق تغییر قدم بگذارد. اینها رهبرانی هستند که در نهایت به این فکر می‌کنند که چرا تغییر واقعاً کاری را که قرار بود انجام دهد، انجام نداد. رهبران نمی توانند حضور و فعال بودن در فرآیند تغییر را فراموش کنند، بلکه باید به خاطر داشته باشند که روندها تغییر می کنند و اگر کسب و کارشان آنها را هدایت نکند، یک شبه از بین خواهند رفت.

فراموش می کنند که به فرد جایگزین خود فکر کنند

برای رهبران سخت است که فکر کنند روزی کسی جایگزین آنها خواهد شد، اما بسیار مهم است که آنها یک جایگزین را در کنار خود آماده داشته باشند. آنها باید مستقیماً با وی کار کنند تا اطمینان حاصل کنند که به فرهنگ سازمان و محیط عملیاتی مناسب آن پایبند خواهد بود. این کار اطمینان حاصل می کند که سازمان به آرامی و بدون اختلال آسیب زا ادامه فعالیت دهد. برنامه ریزی برای جانشینی یک امر ضروری است، حتی اگر تا بازنشستگی فرد خیلی زمان مانده باشد. برای همه رهبران مهم است که از هم اکنون برنامه ریزی برای این کار را شروع کنند.

 

 

دسترسی به اهداف با همکاری و رهبری مناسب

دسترسی به اهداف با همکاری و رهبری مناسب

 

ایجاد تعادل را فراموش می کنند

رهبران ممکن است چنان درگیر سازمان و کارمندان خود باشند که از خود غافل شوند. به منظور حفظ سطح معینی از انرژی و اشتیاق و همچنین وضوح ذهنی، رهبران نمی توانند ایجاد یک سبک زندگی سالم و متعادل بین زندگی شخصی و حرفه ای خود را فراموش کنند. آنها نمی توانند همیشه کار کنند و انتظار داشته باشند که سطح عملکرد بهینه را حفظ کنند، بنابراین باید به یاد داشته باشند که استراحت کنند، خوب غذا بخورند، ورزش کنند و از استراحت با عزیزانشان لذت ببرند. با مراقبت از خود، رهبران احتمالاً کار بهتری در مراقبت از سازمان و کارکنان انجام می دهند.

گوش دادن به حرف کارمندان را فراموش می کنند

رهبران ممکن است فراموش کنند که کارمندان ایده های خوبی دارند و می توانند دیدگاه متفاوتی ارائه دهند که شاید حتی بتواند یک مشکل طولانی مدت را حل کند. به راحتی می توان فکر کرد که چون یک رهبر تجربه و دانش بیشتری دارد، هیچ کس دیگری نمی تواند چیز جدید یا بهتری به او بگوید. با این حال، فراموش کردن اینکه راه حل ها از همه جا می آیند، برای سازمان ضرر دارد. همچنین، وقتی رهبران فراموش می کنند که به کارمندان گوش دهند، کارمندان نیز ممکن است به راحتی فراموش کنند که به آنها گوش دهند.

فراموش می کنند روی نقاط ضعف کار کنند

تعجب آور نیست که اکثر مردم نمی خواهند به چیزهایی فکر کنند که در آنها خیلی خوب نیستند، اما بسیار مهم است که رهبران در واقع این نقاط ضعف را به خود یادآوری کنند. یادآوری نقاط قوت آسان است، اما باید آنها را برای مدتی در پشت سر قرار داد تا به نقاط ضعف توجه کامل شود. هر یک از این ضعف‌ها می‌تواند بر کارمندان و سازمان تأثیر منفی بگذارد، بنابراین مهم است که این نکات را در ذهن خود نگه دارید و به کار روی آنها ادامه دهید. بنابراین نقاط ضعف شما به مرور زمان به نقاط قوت تبدیل می‌شوند.

فراموش می کنند که به پیشرفت حرفه ای خود ادامه دهند

در مشغول بودن و به عهده گرفتن مسئولیت رهبری، به راحتی می توان فراموش کرد که هنوز باید زمان برای یک فرآیند یادگیری مداوم و افزایش مهارت وجود داشته باشد. رسیدن به موقعیت برتر در یک شرکت بهانه ای برای توقف پیشرفت حرفه ای و شخصی نیست. یک فرد همچنان می تواند مهارت های رهبری و سایر قابلیت های خود را تقویت کند و همچنین در مورد صنعت و فناوری های جدید خود اطلاعات بیشتری کسب کند. رهبران هرگز نمی توانند فراموش کنند که همه افراد پتانسیل پیشرفت را دارند.

آنها رهبری بر قلب ها را فراموش می کنند

رهبران ممکن است فکر کنند که احساسات باید در یک جعبه محصور شوند تا جدی گرفته نشوند. اما اگر فردی قرار است کاری انجام دهد که افراد زیادی را درگیر کند، نقش احساسات بسیار حیاتی است. برای رهبران اشکالی ندارد که احساسات خود را نشان دهند و تصدیق کنند که انسان هستند و احساس کارکنان را درک می کنند. این امر رهبر یک شرکت را انسانی می کند و در واقع، زمانی که به درستی مورد استفاده قرار گیرد، پیوند بین یک رهبر و کارکنان آنها را افزایش داده و احترام عمیق تری ایجاد می کند.

شجاع بودن را فراموش می کنند

ریسک بخشی از فرآیند رهبری است، بنابراین رهبران باید شجاع بودن را به خاطر بسپارند؛ اما شک و تردید می تواند راه خود را به دل ها باز کند. رهبران می توانند نگران این باشند که چه اتفاقی می افتد و اگر نتیجه شکست باشد، تیم چه فکری می کند. در عوض، آنها باید همیشه روی شجاعت و انجام این جهش تمرکز کنند تا به تیم خود نشان دهند که خطر کردن و امتحان کردن چیزهای جدید خوب است. این شجاعانه است و چیزی است که یک سازمان را از رقبای خود متمایز می کند.

آنها رویاپردازی را فراموش می کنند

رهبران باید به رویاپردازی در مورد آینده شرکت ادامه دهند، اما اغلب فراموش می کنند زیرا در چشم انداز کوتاه مدت گرفتار شده اند و درگیر خاموش کردن آتش های روزانه هستند. رویاها و چشم اندازهای سازمان همان چیزی است که به نوآوری دامن می زند و ارزش عمیق تری ایجاد می کند. رهبرانی که می توانند تصور کنند شرکت چگونه می تواند باشد، الهام و هیجان تیم خود را برای رویاپردازی و ایجاد ایده هایی برای بهبود محل کار یا ارزش افزودن بیشتر به یک محصول جدید یا یک محصول موجود ایجاد می کنند.

رهبران چیزهای زیادی برای به خاطر سپردن دارند و به همان اندازه هم امکان فراموشی آنها وجود دارد. شما باید روی به خاطر سپردن و استفاده از بسیاری از این چیزها کار کنید. این بدان دلیل است که کسب توانایی، خلاقیت، مشارکت، ذهن باز و تعادل می توانند واقعاً توانایی رهبری شما را به سطحی بالاتر برسانند و همچنین سازمان شما را به سمت فرصت های جدید پیش ببرند.

سخن آخر

تجربه اشتباهات همان چیزی است که هر فردی در زندگی بارها و بارها با آن مواجه شده است. نکته مهم در اینجا این است که بسیاری از افراد همان اشتباه دیگران را دوباره تکرار نکنند. در کل اگر کسی به دنبال تبدیل شدن به فردی موفق چه در کار و چه در زندگی است می بایست از اشتباه دیگران درس بگیرد.

اگه لذت بردی برای دوستات از طریق این دکمه ها بفرست.

همیشه پیگیر آموزش باش

دیدگاه

در بحث‌‌ پیرامون این مقاله شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.