مدیریت کاریزماتیک چیست؟

چگونه مدیری کاریزماتیک باشیم؟

شرکت‌های مختلف سال ها و به صورت گسترده تلاش کرده اند تا رمز و راز چیزی که می تواند یک فرهنگ کاری سودمند و سالم را به وجود آورد، کشف کنند. پس اجازه دهید که به صورت خلاصه و بدون صرف هزینه های بالا برای کشف این موضوع، راز آن را در اختیار شما قرار دهیم؛ آنچه شما به دنبال آن هستید، اعتماد است که در سایه مدیریت کاریزماتیک خلق می‌گردد.

مطالعات زیادی در این زمینه انجام شده و این مساله را به اثبات رسانده است. برای مثال، Great Place to Work، مشاوره تحقیقات جهانی با Fortune همکاری کرده و بررسی سالانه ی خود درباره ی “بهترین شرکت ها” را انجام داده اند؛ آنها به این نتیجه رسیده اند که اعتماد، یک رفتار انسانی است که نمی توانید آن را نادیده بگیرید و از پس هزینه های نداشتن آن بر نمی آیید.
تحقیقات انجام شده در این شرکت ها (جای تعجبی نیست که گوگل در ده سال گذشته، هفت مرتبه رتبه ی اول را از آن خود کرده است) نشان می دهد که ۹۲ درصد از کارمندانی که در این بررسی شرکت کرده اند معتقدند که بخش مدیریت در تاکتیک های کسب و کار، شفاف عمل می کنند. شفافیت و صادق بودن، اعتماد را به وجود می آورد.
استفن ام آر کاوی، نویسنده و رهبر افکار، زندگی خود را بر مبنای این موضوع استوار کرده است. او در کتاب خود با عنوان The Speed of Trust (سرعت اعتماد) عنوان می کند که تیم هایی با اعتماد متقابل بالا، نتایج خود را سریع تر و با هزینه های کمتر ایجاد می کنند.

کاریزما چیست و مدیریت کاریزماتیک چگونه است؟

کاریزما یعنی اینکه بتوانید اطرافیانتان را جذب کرده و تحت تأثیر قرار دهید. معمولاً تشخیص اینکه فردی کاریزماتیک است آسان است. با این حال، اغلب دشوارتر است که دقیقاً بگوییم آن افراد چه مهارت‌ها یا ویژگی‌هایی دارند که افراد دیگر، کمتر کاریزماتیک، فاقد آن هستند. برای پیچیده تر کردن همه چیز، انواع مختلفی از افراد کاریزماتیک وجود دارد. برخی ممکن است ساکت‌تر باشند، شاید برای تأثیرگذاری بر دیگران، بیشتر به جذابیت شخصی خود متکی باشند تا کلماتشان. دیگران دارای ارتباطات پرشوری هستند و همه را همراه با اشتیاق خود جذب می کنند. در نهایت کاریزما نتیجه مهارت های ارتباطی و بین فردی عالی است. بنابراین می‌توان کاریزمای خود را توسعه و بهبود بخشید.

۶ عادت رهبران کاریزماتیک که باعث اعتماد بیشتر کارمندان می شود

این ۵ عادت در رهبری، حاصل تجربیات بسیاری از افراد فعال در زمینه ی منابع انسانی و تیم های اجرایی بوده و قطعا در ایجاد اعتماد مفید خواهد بود.

۱. رهبران قابل اعتماد حاضرند که قدرت خود را تسلیم کنند.

شما رهبران موفقی را دیده اید که قدرت خود را تسلیم کرده و آن را به اعضای تیم خود می سپارند. آنها این کار را انجام می دهند، چون به توانایی های تیم خود ایمان دارند؛ اعتماد همانند یک هدیه، قبل از اینکه به دست بیاید، به صورت آزادانه داده می شود. اینگونه از رهبران با تسلیم کردن قدرت خود و فرو نشاندن اعتبار خود، در واقع به دیگران قدرت می بخشند تا تصمیمات خودشان را اتخاذ کنند؛ بدین ترتیب، یک فرهنگ موفق و فعالانه ی رهبری – رهبری ایجاد شده و از بروز فرهنگ انفعالی رهبری – پیرو جلوگیری می شود.

۲. رهبران قابل اعتماد مقاومت قابل توجهی را در مواجهه با سختی ها نشان می دهند.

توماس ادیسون در جایی گفته است: “بسیاری از شکست ها در زندگی به خاطر مردمی است که در زمان تسلیم شدن، نمی دانند تا چه اندازه به موفقیت نزدیک شده اند.” اینگونه از رهبران، افرادی هستند که بعد از هر شکست یا مانع، دوباره بلند شده و روی پاهای خود می ایستند؛ آنها خودشان را مورد بررسی قرار داده و دلیل تکرار یک مشکل یا مانع را جویا می شوند. آنها دوباره به حال اولیه بر می گردند و آماده ی اعمال تغییرات سریع تر هستند، آنها می خواهند هرچیزی که آنها را به عقب می کشد و تمامی مواردی که به نفس شرکت نیستند را تغییر دهند. این همان فردی است ک می توانید به او اعتماد کنید.

۳. رهبران قابل اعتماد حاضرند به افرادی که هدایت آنها را به عهده دارند، اعتماد کرده و به آنها باور داشته باشند.

باز هم اشاره ای خواهیم داشت به استفن ام آر کاوی و کتاب “سرعت اعتماد”؛ همانطور که در بالا ذکر شد، او معتقد است که اعضای تیمی که سطح اعتماد بالایی در میان آنها دیده می شود، نتایج مورد نظر خود را هر چه سریع تر و با کم ترین هزینه به وجود می آورند. اما آیا شما باید قبل از هر چیز اعتماد آنها را به دست آورید؟ یا اینکه اعتماد از باور داشتن به اعضای تیم، قدرت ها، توانایی ها و تعهد های آنها به وجود می آید؟ بیایید از زاویه ی دیگری به آن نگاه کنیم؛ شما با کدام یک از دو بیانیه ی زیر موافق هستید؟
الف) اعتماد چیزی است که مردم باید آن را به دست بیاورند.
ب) اعتماد چیزی است که باید همانند یک هدیه، به دیگران داده شود.
اگر گزینه ی اول را انتخاب کرده اید، پس در اکثریت هستید. تفکر مرسوم بر این باور است که افراد باید اعتماد را به دست آورند و اگر خدشه ای در این اعتماد به وجود آورند، به دست آوردن دوباره ی آن دشوار خواهد بود؛ اینطور نیست؟ اما اگر گزینه ی دوم را انتخاب کرده اید، به خودتان ببالید. یافته های جدید از این قرارند که در سازمان های سالم، رهبران تمایل دارند که قبل از هر چیز و در همان گام اول به پیروان خود اعتماد کنند، آنها این اعتماد را قبل از اینکه به دست آورده شود، همانند یک هدیه به دیگران می دهند.

۴. رهبران قابل اعتماد، نمایش فروتنی را به عنوان قدرت رهبری می دانند.

بارها از افراد در جایگاه های مختلف شنیده ایم که تواضع، نشانه ی ضعف است. با اینحال این فضیلت کلیدی در مقابل سنگرهای داخلی قرار دارد که یک رهبر بد را می سازد: غرور، خود محوری، تحریک پذیری، کنترل و قضاوت.
جیم کالینز، نویسنده و رهبر تفکر، در بررسی بزرگ خود به نام رهبری سطح پنجم، احتمالا بیشترین زمان و تلاش را برای تحقیق در زمینه ی رهبری فروتنانه انجام داده است. او اعلام کرده است:
رهبران سطح پنجم، نیازهای نفس خود را از خود دور کرده و آن را به سمت هدف بزرگتر ساخت یک شرکت بزرگ هدایت می کنند. این بدان معنا نیست که رهبران سطح پنجم، هیچ میل شخصی یا علاقه مندی ندارند. آنها در حقیقت به شدت جاه طلب هستند؛ اما این جاه طلبی و بلند پروازی برای سازمانی است که در آن فعالیت می کنند، نه خوشان.”

۵. رهبران قابل اعتماد به دنبال این هستند که از همرده های خود، بازخورد و ورودی بگیرند.

اگر می خواهید بدانید که در مسیر رهبری خود، چه عملکردی داشته اید، به سادگی می توانید از دیگران بپرسید. برای پرسیدن سوال “عملکرد من چگونه است؟” به فروتنی و تواضع نیاز دارید. شندین جواب این پرسش، به فروتنی بیشتری نیاز دارد.

۶. هنر اصلی افراد کاریزماتیک کنترل اجتماعی است

این مورد یک مهارت اجتماعی پیچیده است که برای افراد کاریزماتیک اهمیت ویژه ای دارد، این را می توان به شیوه ای دید که مدیریت کارازماتیک خود را با وقار و متانت نشان می دهد.

مزایای مدیریت کاریزماتیک

مزایای مدیریت کاریزماتیک

در زیر مزایای یک رهبر و مدیر کاریزماتیک آورده شده است:
• افزایش وفاداری کارکنان: رهبران کاریزماتیک، این توانایی را دارند که به افراد انگیزه دهند و الهام‌بخش آن‌ها باشند و به این دلیل می‌توانند افراد را ترغیب کنند تا بیشتر وفادار و متعهد باشند. هدف آن‌ها این است که کارکنانشان احساس کنند که کار و استعدادشان اهمیت دارد؛ در پی این کار، مشارکت کارکنان بیشتر می‌شود و کمتر پیش می‌آید که شغل خود را ترک کنند؛
• پرورش رهبر: رهبران و مدیران کاریزماتیک، شخصیتی مسری دارند و قادرند کارکنان خوش‌آتیه را به رهبران شایسته‌ای تبدیل کنند. ویژگی‌های این رهبران می‌تواند افراد را تحت‌تأثیر قرار دهد و بخشی از شیوه مدیریت نهایی آن‌ها شود؛
• بهره‌وری بیشتر: رهبران کاریزماتیک، در زمینه کسب اعتماد و احترام در بین کارکنان خود، مهارت فوق‌العاده‌ای دارند؛ در نتیجه افراد، نهایت تلاش خود را می‌کنند تا انتظارات رهبر خود را برآورده سازند. از اثرات این موضوع، می‌توان به بهره وری بیشتر و کیفیت بالاتر در انجام کارها اشاره کرد؛
• حرکت به سوی نوآوری: رهبران کاریزماتیک، به‌سمت تغییر و نوآوری حرکت می‌کنند. این افراد همیشه به‌دنبال فرصت‌هایی هستند تا سازمان را بهتر کنند و فرایندها را بهبود بخشند. این امر شرکت را در زمینه آخرین روندها و شیوه‌های سازمانی، به‌روز نگه می‌دارد؛
• ایجاد فرهنگ یادگیری: ویژگی‌های اصلی مدیریت کاریزماتیک، فروتنی، ارتباط موثر و بهبود هستند. این رهبران بیشتر بر رشد تمرکز می‌کنند تا اینکه به تنبیه توجه داشته باشند؛ به این خاطر به اشتباهات، به‌عنوان فرصتی برای یادگیری نگاه می‌کنند. زمانی که طرح اولیه جواب نمی‌دهد، کارمندان را تشویق می‌کنند تا راه‌حل‌های دیگری پیدا کنند. این موضوع باعث می‌شود که کارکنان در کار بیشتر احساس راحتی کنند و برای مسئله، راه‌حل‌های بهتری را پیدا کنند.

معایب مدیریت کاریزماتیک

در زیر معایب یک رهبر و مدیر کاریزماتیک آورده شده است:
• تمرکز اشتباه: تمرکز بر اخلاقیات، تفاوت اصلی بین مدیریت کاریزماتیک و تحول‌گرا است. مدیریت کاریزماتیک، می‌تواند بیشتر درباره شخصیت و نظام اعتقادی فرد باشد. قدرت تأثیرگذاری بر دیگران، می‌تواند رهبران را به انسان‌های متکبر و خودخواهی تبدیل کند که در برخورد با دیگران، هیچ‌گونه فروتنی و دلسوزی‌ای ندارند؛
• ایجاد سیستم بله‌قربان‌گو: شخصیت مدیران کاریزماتیک، به شکلی است که می‌تواند کارکنان را به افراد مطیع تبدیل کند؛ همچنین، اصلا کار سختی نیست که به‌واسطه شخصیت آن‌ها، سیستم بله‌قربان‌گویی را در سازمان به وجود آورند؛ در نتیجه رهبر کاریزماتیک می‌تواند ایده‌های خود را اجرایی کند، بدون اینکه آن‌ها را به چالش بکشد؛ درحالی که ممکن است برنامه‌های مطلوبی نباشند؛
• نبود رهبر، مشکلاتی را به وجود می‌آورد: امکان دارد رهبر کاریزماتیکی که خوب و مؤثر است، تبدیل به ستون اصلی شرکت شود. سرسختی، هدایت و رهبری آن‌ها می‌تواند باعث شود که افراد رشد و پیشرفت نکنند و در همه امور به رهبر خود وابسته باشند؛ در نتیجه، خروج رهبر می‌تواند خلأیی را در سازمان ایجاد کند که هیچ‌کس برای پرکردن آن آموزش کافی ندیده است؛
• عدم شفافیت: اگر موفقیت‌های رهبر از شکست‌هایش بیشتر باشند، می‌تواند موفقیت‌هایش را مدیون توانمندی‌های کاریزماتیک خود بداند و بیشتر بر آن‌ها تکیه کند. او فراموش می‌کند که تاکتیک‌هایی مانند مشاوره با تیم، نگاهی به اطلاعات عملکرد در گذشته و درنظرگرفتن رسالت و چشم‌انداز شرکت، باعث موفقیتش شده‌اند که در نهایت، باعث از بین‌ رفتن شفافیت سازمانی می‌شود.
• مدیریت کاریزماتیک دارای معایبی است، اما برای رهبرانی که می‌خواهند تأثیرگذار باشند و کارمندان را ترغیب کنند تا بهترین خودشان باشند، ویژگی‌های مفیدی نیز دارد.

بهترین روش‌های مدیریت کاریزماتیک

• شنونده فعال باشید: رهبران کاریزماتیک، کاری می‌کنند که افراد احساس کنند حرف‌هایشان بسیار مهم‌اند. آن‌ها از تکنیک‌های گوش‌دادن فعال استفاده می‌کنند؛ مانند سؤال‌کردن، مکث‌کردن قبل از بیان نظر و تمرکزکردن روی صحبت فرد مقابل، به جای تفکر درباره پاسخ خود؛
• قدرت را با ملایمت ترکیب کنید: هرکسی می‌تواند قدرتمند باشد، اما برای رهبری مقتدرانه ی افراد سازمان، رهبر باید بسیار تلاش کند تا بتواند توانایی خود را در نفوذ بر دیگران با دل‌سوزی و توجه به آن‌ها ترکیب کند. افرادی که می‌خواهند به رهبران کاریزماتیک تبدیل شوند، باید به نیازهای پیروان خود اهمیت دهند و تلاش ‌کنند تا هر کاری را برای تشویق آن‌ها انجام دهند تا به بهترین خودشان تبدیل شوند؛
• مهارت ارتباطی خود را تقویت کنید: رهبرانی که دوست دارند بسیار کاریزماتیک باشند، باید بیشتر روی مهارت فن بیان خود کار کنند و بکوشند تا نشانه‌های غیرکلامی، مانند زبان بدن را بهبود بخشند؛
• به خودتان اجازه ندهید که بیش از حد، تحت‌الشعاع شخصیتتان قرار بگیرید: همان‌طور که در بخش معایب ذکر کردیم، این امکان وجود دارد که رهبران کاریزماتیک بر ویژگی‌های خود، بیش از حد تکیه کنند. بسیار مهم است که اجازه ندهید تکبر در شما شکل بگیرد. همیشه در نظر داشته باشید که انتقاد، مهم است و از روش‌های تحلیل کسب‌وکار استفاده کنید؛
• برای بازخورد صادقانه، فرصت‌هایی را فراهم کنید: پیروان در برخورد با رهبر کاریزماتیک، به‌راحتی می‌توانند به افراد بله‌قربان‌گو تبدیل شوند. رهبران باید این مسئله را درک کنند و افراد پیرامون خود را تشویق کنند تا ایده‌ها و پیشنهادهایشان را ارائه دهند و در این موارد صادق و واقعیت‌گرا باشند.

سخن پایانی

هر شرکتی با تیم رهبری که متعهد شده تا فرهنگی از اعتماد را به وجود آورد، در نهایت به این نتیجه می رسند که همه چیز از خودشان آغاز می شود. این بدان معناست که آنها باید به دنبال تغییر باشند و آستین هایشان را بالا بزنند. بازگشت سرمایه ی واقعی، زمانی است که سازمان تصمیم می گیرد تا فرهنگ شرکتی با اعتماد بالا را ایجاد کند. محیط های کاری با کیفیت، میزان استعفا از کار کمتری را نشان می دهند؛ علاوه بر اینکه کارمندانی که به شرکت خود علاقه داشته و با استعداد هستند را جذب می کند. این فاکتورها در نهایت به یک لبه ی رقابتی می رسد که باعث می شود که شرکت به سرعت به شرایط امن و خارج از چالش برسد.

اگه لذت بردی برای دوستات از طریق این دکمه ها بفرست.

همیشه پیگیر آموزش باش

دیدگاه

در بحث‌‌ پیرامون این مقاله شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.