4 نفر از کارآفرینان قهرمان که از فرش به عرش رسیدند

کارآفرینان قهرمان

۴ نفر از کارآفرینان قهرمان که از فرش به عرش رسیدند

چیزی که موجب پیشرفت یک تجارت با ثروت زیاد می‌شود، خود نشان از کسب‌وکار پررونق در گذشته است. اما هیچ‌چیز جالب‌تر از این نیست که گاهی کسی بدون سرمایه و پول و بدون داشتن تحصیلات و تجربه به موفقیت رسیده باشد.

4 نفر از کارآفرینان قهرمان که از فرش به عرش رسیدند
۴ نفر از کارآفرینان قهرمان که از فرش به عرش رسیدند

اینان افرادی هستند که با شجاعت رؤیا‌پردازی کرده‌اند و سخت کار کردند و در نهایت موفق شدند. انسان‌هایی که دچار کمبودهایی هستند ولی به‌صورت قهرمان ظاهر می‌شوند. افرادی که از هیچ شروع کردند و زندگی‌شان را به داستان‌های واقعی موفقیت مبدل می‌کنند. این‌ها همان کارآفرینان واقعی هستند.
بیایید ببینیم و از آن‌ها بیاموزیم که چگونه این افراد توانستند شاهکارهای غیرقابل‌باوری از خودشان نشان دهند و با رفتن به‌سوی اتفاقات جورواجوری که با آن روبرو می‌شدند، موفق عمل کردند.

۱- دیروبایی امبانی

در این سفر کارآفرینانه قصه پربار یکی از موفق‌ترین کارآفرین را مرور می‌کنیم. او متولد هند است. سفر او در ۱۶ سالگی آغاز شد. زمانی که او به آدن (یمن) رفت و در آنجا به‌عنوان یکی از کارکنان پمپ‌ بنزین و هم کارمند دفتری در شرکت نفت مشغول بکار شد. در سال ۱۹۵۸ به هند بازگشت و یک شرکت بازرگانی نساجی را تأسیس کرد. این نقطه عطفی در زندگی‌اش بود که همه‌چیز را تغییر داد. در سال‌های ۱۹۷۶ تا ۱۹۷۷ گردش سالیانه Reliance(یک شرکت هلدینگ است.) ثروت عظیمی بالغ‌ بر ۷۰ روپیه (معادل ۷۰۰ میلیون) را به همراه داشت. این ابتدای کار او بود به‌زودی پس‌ از آن شرکت صنایع Reliance اولین شرکت هندی بود که در فهرست Forbes حضور داشت. او همچنین در سال ۲۰۰۰ به‌عنوان بزرگ‌ترین خالق ثروت قرن و مدیر برتر کسب‌وکار توسط روزنامه تایمز هند شناخته شد.
برای موفق شدن داشتن چشم‌انداز آینده، اراده قوی و شور و شوق نیاز است.

کارآفرینان موفق کارها و زمان را به‌طور کامل مدیریت می‌کنند و کار را به‌صورت جدی دنبال کرده و آن را در صدر همه امور قرار می‌دهند.

۲- جان کوم

او بنیان‌گذار و مدیرعامل واتساپ است. مردی که انقلابی در پیام‌های سریع به وجود آورد. او در منطقه روستایی کیف در اوکراین متولد شد و در خانه‌ای زندگی می‌کرد که برق نداشت و درجه حرارت منطقه اغلب زیر صفر بود.
در سال ۱۹۹۲ جان و مادرش به کالیفرنیا منطقه مانتین ویو نقل‌مکان کردند. سفری که سرنوشت او را تغییر داد. جایی که او به‌عنوان نظافتچی در یک فروشگاه مشغول کار شد.
متأسفانه چند سال بعد مادرش به علت ابتلا به بیماری سرطان از دنیا رفت. در طول این مدت به ایجاد شبکه‌های کامپیوتری و برنامه‌نویسی علاقه‌مند شد و در دانشگاه ایالتی سن خوزه ثبت‌نام کرد که گام مهمی در زندگی او بود. جان برای مدتی در ارنست و یانگ مشغول بکار و در یاهو استخدام شد. در سال ۲۰۰۹ واتساپ را راه‌اندازی کرد.

توجه کنیم: هرگز برای شروع هر کاری دیر نیست.

۳- اپرا وینفری

پیش از اینکه او به یک انسان مقتدر رسانه‌ای تبدیل شود، او با سختی و بدبختی زندگی می‌کرد. نه‌تنها در فقر شدید رشد کرد بلکه در طی سال‌های نوجوانی با آزار جنسی و جسمی دست‌وپنجه نرم کرد. اگرچه از درون رنج می‌برد ولی هیچ‌وقت در مورد آن باکسی صحبت نمی‌کرد. همین دلیل باعث شد تا با خودش عهد ببندند که زندگی‌اش را تغییر دهد. او در دوران دبیرستان به رسانه علاقه پیدا کرد و قبل از اینکه به موقعیت‌های بهتری دست یابد در خبرگزاری‌های محلی فعالیت داشت. در سال ۱۹۷۶رسماً به یک مجری خبر تلویزیونی در بالتیمور تبدیل شد.
در سال ۱۹۸۶ با ایجاد مکانی برای انجام کارهایش و پخش برنامه شوی اپرا وینفری دارای ثروت زیادی شد. شو تلویزیونی اپرا توانست تغییرات بزرگ و بنیادین در گفتگوهای تلویزیونی به وجود آورد و به‌نوعی انجام اپرا باعث شد که یکی از تأثیر‌گذارترین زنان در آمریکا و ثروتمندترین سیاه‌پوست در سراسر جهان شناخته شود و این امر سبب تبدیل به یک حرکت حرفه‌ای شد. او همچنان به‌طور فعال به کسب‌وکار و کارهای بشردوستانه مشغول است.

بیاموزیم: شجاعت به جلو حرکت کردن داشته باشید.

۴- رومن آبراموویچ

مردی که زندگی خود را بایتیم بودن آغاز می‌کند و زندگی سخت و طاقت‌فرسایی را سپری می‌کند. در حال حاضر به‌عنوان چهارمین ثروتمند در روسیه و پنجاهمین ثروتمند در جهان شناخته‌شده است. رومن آبراموویچ در واپسین روزهای جوانیش به کارهای مختلفی مشغول بود. او به‌ عنوان مکانیک در کارخانه‌های محلی، فروشنده عطر، خمیردندان و کرم ریش‌تراشی و… نیز کار می‌کرد.
در سال ۱۹۸۷ او اولین سرمایه‌گذاری خود را با یک شرکت کوچک اسباب‌بازی‌های پلاستیکی شروع کرد. با حس قوی که در تجارت داشت شروع به خریدوفروش سهام شرکت‌های کوچک و متوسط کرد و بعدها این سهام‌ ارزش طلا را پیدا کرد و بدین‌سان تجارت خود را گسترش داد و زندگی او به‌یک‌باره تغییر کرد و توانست خیلی زود طوفانی در جهان ایجاد کند و آن‌هم مدیریت باشگاه فوتبال چلسی از U.K است. او مالک و سهام‌دار عمده چندین کمپانی بزرگ روسیه دنیا شد.

بیاموزیم: یک مذاکره‌کننده قوی و سرسخت باش تا نتایج آن را به جامعه برگردانی.

ما از این داستان‌های زندگی کارآفرینان چه درسی می‌آموزیم؟

بزرگ‌ترین استفاده‌ای که این داستان‌های الهام‌بخش برای ما دارند این است که تا زمانی که تمایل به انجام کار سخت دارید و خطرات را تحمل می‌کنید، هیچ‌چیز نمی‌تواند شما را از موفقیت باز‌دارد و مانع رسیدن شما به اهدافتان بشود. قبل از شروع سفر خود به‌عنوان یک کارآفرین به یاد داشته باشید که یک کارآفرین واقعی باید یک رؤیا‌پرداز و یک کارگردان آگاه باشد. اجازه ندهید هیچ‌کس شما را ناامید و مأیوس کند و ریسک و خطرات کار را بپذیرید و همیشه با انگیزه باشید.

همان‌طور که پیتر دروکر (بنیان‌گذار مدیریت مدرن و دارای عنوان پدر کسب‌وکار نوین است.) می‌گوید: «یک کارآفرین همیشه در جستجوی ایجاد تغییر است و از آن به‌عنوان فرصت استفاده می‌کند.»

آیا کارآفرینان دیگری را می‌شناسید که مورد تحسین و ستایش شما قرار گیرند؟ البته تعداد آن‌ها کم نیست می‌توانید لیستی از بهترین آن‌ها به همراه کارهایشان، طرز مدیریت آن‌ها، انگیزه و هر آنچه مربوط به کسب‌وکار است مطالعه نمایید و برای حرفه‌ای شدن و بهتر شدن شما کمک بسیار خوبی خواهد بود.

مقالات خواندنی:

پولار شدن به روش دکتر کاویانی

آیا همهٔ کارآفرین‌های موفق ویژگی‌های مشابهی دارند؟

خلاقیت در کارآفرینی ضروری است؟ اصلاً کارآفرین خلاق چه کار می‌کند؟

چطور کارآفرین شویم و ایده‌ی کسب و کار خود را اجرایی کنیم؟

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دریافت لینک دانلود