چگونه عباس برزگر دست فروش روستایی کارآفرین میلیاردر شد؟

چگونه عباس برزگر دست فروش روستایی کارآفرین میلیاردر شد؟

گاهی زندگی انسان هایی را می شنویم که آن قدر شگفت انگیز و غیرقابل باور است که بیشتر شبیه فیلم ها و افسانه ها به نظر می رسد تا واقعیت. قصه زندگی عباس برزگر دقیقاً یکی از همین داستان هاست. داستان مردی روستایی که یک اتفاق ساده اما سرنوشت ساز در یک شب بارانی، او را از یک سوپرمارکت دار ساده به یکی از برجسته ترین چهره های کارآفرینی گردشگری ایران تبدیل کرد. مردی که روزی به دلیل رؤیاپردازی های کودکانه اش مورد تمسخر قرار می گرفت، اما امروز الهام بخش هزاران نفر در سراسر دنیاست.

از رؤیای پادشاهی تا پادشاهی واقعی در روستای بزم

در دوران کودکی، عباس برزگر در انشای مدرسه اش نوشت: «می خواهم در آینده پادشاه شوم!» جمله ای که شاید در نگاه اول برای یک دانش آموز ساده روستایی بیشتر به رؤیای کودکانه شبیه بود تا هدفی قابل تحقق. همین رؤیا باعث شد که همکلاسی هایش او را به سخره بگیرند. اما چه کسی می دانست که سال ها بعد، او در همان روستای کوچک بزم در استان فارس، پادشاهی خودش را بنا خواهد کرد؛ پادشاهی نه با تاج و تخت، بلکه با کارآفرینی، گردشگری بومی و ساختن فرصت هایی که زندگی هزاران نفر را تغییر داد.

شروعی از صفر، رسیدن به اوج

عباس برزگر می گوید:
«تا حدود ۱۴ سال پیش، در شهر شیراز دست فروشی می کردم. درآمدم به زحمت روزی هزار تومان می شد و همیشه نگران سد معبر و شهرداری بودم. بالاخره تصمیم گرفتم از شهر فاصله بگیرم و به زادگاه خودم، روستای بزم، بازگردم. آنجا یک سوپرمارکت ساده راه اندازی کردم.»

او در حالی از این روزها صحبت می کند که هیچ امیدی به آینده نداشت و فقط برای تأمین حداقل های زندگی تلاش می کرد. اما گاهی سرنوشت در سکوت و بی خبر، دست ما را می گیرد و مسیر زندگی مان را تغییر می دهد.

یک اتفاق ساده اما سرنوشت ساز!

ماجرای زندگی عباس برزگر، یکی از خاص ترین نمونه های «تغییر مسیر زندگی با یک اتفاق ساده» است. قصه مردی که روزگاری زندگی اش با فروش خواروبار در یک سوپرمارکت کوچک می گذشت، اما به لطف میهمان نوازی صادقانه اش، به یکی از شناخته شده ترین چهره های حوزه گردشگری بومی ایران تبدیل شد.

همه چیز از شبی بارانی آغاز شد. شبی که او دو گردشگر آلمانی را، که به طور اتفاقی مسیرشان به روستای کوچک او افتاده بود، به خانه اش دعوت کرد. شاید آن شب برای عباس فقط پذیرایی ساده ای با دم پختک، گوجه فرنگی و کمی ترشی لیته بود، اما برای آن گردشگران، تجربه ای منحصر به فرد و به یادماندنی رقم خورد. غذایی ساده اما خوش طعم، فضایی صمیمی و فرهنگی که در هیچ رستوران لاکچری جهان تجربه اش نمی شد.

تأثیر یک تجربه بومی؛ دهان به دهان تا قلب اروپا

تأثیر یک تجربه بومی

عباس برزگر نمی دانست که آن میزبانی ساده، قرار است روزی زندگی اش را دگرگون کند. گردشگران آلمانی که عمیقاً تحت تأثیر این تجربه سنتی قرار گرفته بودند، پس از بازگشت به کشورشان شروع به تعریف و تمجید از سفر خود کردند. تعریف هایی که تنها یک خاطره نبود، بلکه به یک دعوت رسمی از دوستان و آشنایانشان برای سفر به روستای عباس آقا تبدیل شد.

همچنین بخوانید:  56 نقل قول ابراهام لینکلن در مورد زندگی و موفقیت

از آنجایی که در فرهنگ اروپایی، به ویژه در میان آلمانی ها، وقتی کسی چیزی را پیشنهاد می دهد، اطرافیان معمولاً آن را جدی می گیرند و بی تعارف می پذیرند، این توصیه ها خیلی زود فراگیر شد. روستایی که شاید کسی حتی نامش را هم نمی دانست، به یک باره تبدیل به مقصدی جذاب برای گردشگران خارجی شد.

(شاید شوخی گونه، اما جالب است که برخی معتقدند شباهت فرهنگی ما ایرانی ها و آلمانی ها به دلیل ریشه های آریایی مان است! همین روحیه مهمان نوازی و ارزش قائل شدن برای توصیه ها، شاید یکی از وجوه مشترک ما باشد.)

نقطه عطف زندگی؛ ورود خانواده دوم و آغاز مسیر موفقیت

بعد از مدتی، یک خانواده پنج نفره دیگر از آلمان که تحت تأثیر تعریف دوستان خود بودند، راهی همان روستا شدند. آن ها با هیجان فراوان از عباس برزگر خواستند تا شبی را در خانه اش اقامت داشته باشند و باز هم از همان غذای ساده — دم پختک خوشمزه همراه با ترشی لیته و یک فنجان چای زنجبیلی سنتی — لذت ببرند.

عباس که از این درخواست غیرمنتظره تعجب کرده بود، در ابتدا از پذیرش آن ها خودداری کرد. اما اصرار مهمانان و میل قلبی شان به تجربه زندگی روستایی باعث شد در نهایت رضایت دهد. پس از اقامت، آن خانواده مبلغی در حدود ۲۰۰ هزار تومان به عنوان انعام به عباس  آقا پرداختند؛ مبلغی که در آن زمان برای کسی که ماهانه تنها ۳۰ هزار تومان درآمد داشت، یک ثروت قابل توجه بود!

جرقه ای که جاده ای نو ساخت؛ تولد یک رویا

همان ۲۰۰ هزار تومان، جرقه ای شد در ذهن عباس برزگر. او دریافت که شاید بتواند از همین میزبانی ساده، یک مسیر جدید برای زندگی اش بسازد. به همین دلیل، با انگیزه ای وصف ناپذیر، به سراغ آژانس های مسافرتی مختلف رفت و از آن ها خواست تا گردشگران بیشتری به روستای او معرفی کنند.

اما این پایان ماجرا نبود؛ عباس آقا تصمیم گرفت خانه اش را برای استقبال از مسافران بهتر و زیباتر کند. شروع کرد به تمیزکاری، بازسازی ساده، اضافه کردن تزئینات بومی، و ایجاد فضایی گرم و دلنشین که هر گردشگری را مجذوب کند. این همان نقطه ای بود که رؤیای درونی اش شکل گرفت: خلق یک تجربه متفاوت از گردشگری بومی و اصیل ایرانی.

طعم شیرین موفقیت و خوشبختی؛ آغاز شهرت جهانی

طعم شیرین موفقیت و خوشبختی

با افزایش تعداد گردشگرانی که به روستای کوچک عباس برزگر سفر می کردند، کسب وکار او روز به روز رونق بیشتری گرفت. اما نقطه  عطف بزرگ تری نیز در راه بود؛ اتفاقی که باعث شد نام عباس برزگر از مرزهای ایران فراتر برود و در سطح بین المللی مطرح شود.

همچنین بخوانید:  همه چیز درباره شرکت شیرین عسل

روزی دو گردشگر استرالیایی به خانه عباس آقا می آیند تا تجربه ای بومی و متفاوت را در دل روستا داشته باشند. یکی از این گردشگران اما دل نگران و ناراحت بود؛ دلیلش هم این بود که همزمان با سفرش، تولدش فرا رسیده بود و به خاطر فاصله از خانواده، نمی توانست جشن بگیرد. موضوعی ساده اما تلخ، که می توانست خاطره این سفر را برای او کم رنگ کند

هدیه ای کوچک، تأثیری بزرگ!

در همین میان، دختر کوچک عباس آقا متوجه ناراحتی گردشگر استرالیایی می شود. او با ذهنی کودکانه اما قلبی بزرگ تصمیم می گیرد برای این مهمان ناشناس، جشن تولدی هرچند ساده اما دل نشین ترتیب دهد. کیک کوچکی آماده می شود، خانه با تزئینات ابتدایی اما صمیمی تزئین می شود و لحظه ای خلق می گردد که برای آن گردشگر هرگز فراموش شدنی نیست.

همین حرکت خودجوش و انسانی، تأثیر عمیقی بر گردشگر استرالیایی گذاشت. نکته جالب تر آن که مادر همان گردشگر، روزنامه نگاری برجسته در یکی از رسانه های معروف بین المللی بود. پس از شنیدن ماجرای سفر فرزندش، تصمیم گرفت گزارش کاملی از تجربه این خانواده در ایران و خصوصاً مهمان نوازی خانواده عباس برزگر تهیه کرده و آن را در نشریه ای معتبر منتشر کند.

شهرت بین المللی؛ زمانی که جهان با روستای بزم آشنا شد

شهرت بین المللی

انتشار این گزارش در یکی از پرمخاطب ترین روزنامه های استرالیا، سرآغاز شهرت جهانی عباس برزگر بود. نام او و روستایش در بین علاقه مندان به گردشگری فرهنگی و بومی دهان به دهان چرخید. رسانه های جهانی، آژانس های گردشگری بین المللی و حتی دانشگاه ها و پژوهشگران حوزه گردشگری، توجه ویژه ای به این مدل از توسعه بومی در دل یک روستای کوچک ایرانی نشان دادند.

از آن زمان، خانه کوچک عباس آقا، دیگر فقط محل اقامت گردشگران نبود؛ بلکه به یک برند فرهنگی و تجربه اصیل ایرانی تبدیل شد که زبانزد خاص و عام گشت.

ورود عباس آقا به دنیای میلیاردرها؛ موفقیت با رنگ و بوی روستا

افزایش چشمگیر گردشگران خارجی، نه تنها شهرت، بلکه درآمدی فوق العاده برای عباس برزگر به همراه داشت. خانه اش گسترش پیدا کرد، تجهیزات اقامتی بیشتری فراهم شد، خدمات فرهنگی و گردشگری به صورت ساختارمند ارائه شدند و روستای بزم، به یکی از مقصدهای گردشگری مهم ایران بدل شد.

درآمد روزانه ای که حالا میلیونی شده بود، جایگزین همان درآمد هزار تومانی قدیم شد. خیلی زود، رسانه های بین المللی برای مصاحبه با عباس آقا صف کشیدند. حتی در ایران هم برنامه های تلویزیونی از جمله برنامه “ماه عسل” با اجرای احسان علیخانی، به سراغ او رفتند تا داستان زندگی اش را برای مردم روایت کند.

همچنین بخوانید:  زندگینامه ایلان ماسک (Elon Musk) از کودکی تا اسپیس ایکس و توییتر

نکته جالب تر اینکه، این قسمت از برنامه برخلاف دیگر قسمت های پر از اشک و آه، با طنز، لهجه شیرین شیرازی عباس آقا و روایت دلنشین زندگی اش، حال و هوایی متفاوت داشت و لبخند روی لب مخاطبان نشاند.

شانس یا فرصت؟ یا شاید نگاه متفاوت به زندگی!

وقتی داستان زندگی عباس برزگر را می خوانیم، ممکن است اولین فکری که به ذهنمان برسد این باشد که “او خوش شانس بوده”. شاید بگویید که فقط کافی بوده شانس یک شب بارانی و چند گردشگر گم شده به خانه اش بیاید و مسیر زندگی اش عوض شود. اما بیایید کمی دقیق تر نگاه کنیم! واقعیت این است که شانس، تنها یک جرقه است؛ مهم تر از آن، نحوه واکنش ما به آن جرقه هاست.

عباس برزگر صرفاً خوش شانس نبود؛ او آمادگی پذیرش شانس را داشت. او توانست با مهربانی، سادگی و مهمان نوازی، از یک فرصت معمولی، یک موقعیت استثنایی بسازد. خیلی ها ممکن است در شرایط مشابه، همان شانس را تجربه کنند اما بی توجه از کنارش عبور کنند. پس شانس، یک عامل است؛ اما نحوه دیدن، درک کردن و بهره برداری از آن، اصل ماجراست.

آیا ما هم شانس را نادیده گرفته ایم؟

اگر کمی در زندگی  خودمان دقیق تر شویم، متوجه می شویم که شاید بارها فرصت هایی مشابه در خانه مان را زده اند، اما ما در را نبسته ایم، بلکه با بدبینی، ترس یا بی تفاوتی آن ها را از خود دور کرده ایم. خیلی وقت ها منتظریم اتفاقی خاص بیفتد تا تغییری ایجاد کنیم، در حالی که همین تغییرات بزرگ، در دل اتفاقات کوچک و روزمره نهفته اند.

مثلاً شاید برای شما هم پیش آمده باشد که فرصت سرمایه گذاری خوبی داشته اید اما از ترس شکست آن را رد کرده اید. یا شاید کسب وکار خود را راه انداخته اید ولی به دلیل قیمت گذاری اشتباه یا کیفیت پایین محصولات، مشتریان تان را از دست داده اید. حتی ممکن است ایده های فوق العاده ای برای استارتاپ داشته باشید، اما از ترس قضاوت دیگران، هیچ گاه آن ها را مطرح نکرده اید.

زندگی همیشه فرصت دارد، اگر چشم بینا داشته باشیم

موفقیت مثل یک درخت تنومند است، اما ریشه های آن در دل بذرهای کوچکی کاشته می شوند که شاید حتی به چشم نیایند. پس اگر دوست دارید روزی نام شما هم در لیست افراد موفق قرار بگیرد، باید از همین امروز یاد بگیرید که هر اتفاق کوچک را جدی بگیرید، شانس را ببینید، فرصت را بشناسید و از آن عبور نکنید.

همان طور که زندگی عباس برزگر با یک دم پختک ساده متحول شد، زندگی شما هم می تواند با یک ایده ساده، یک برخورد انسانی یا یک تصمیم جسورانه، شکل تازه ای به خود بگیرد.

امتیاز دهید
تصویر تیم تحریریه خودساخته
تیم تحریریه خودساخته

ما در تیم خودساخته تمام تلاشمان را برای آماده سازی بهترین مطالب میکنیم تا شما عزیزان با محتواهای ما بتوانید سواد و دانش خود را بهبود دهید

به چالش ۵ روزه ۳ برابر کردن درآمد بیزینس بپیوندید!!

دکتر کاویانی در یک دوره آموزشی ۵جلسه ای به شما نکاتی رو آموزش میدن که بتونین درآمد هر بیزینسی رو حداقل ۳برابر کنین!

اینستاگرام خودساخته

روزمرگی های دکتر کاویانی

تلگرام خودساخته

مطالب انگیزشی روزانه

اگه لذت بردی برای دوستات از طریق این دکمه ها بفرست.

همیشه پیگیر آموزش باش

هدایا و رایگان

دیدگاه

در بحث‌‌ پیرامون این مقاله شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دریافت لینک دانلود

آیا می‌خواهید درآمد بیزینس خود را ۳ برابر کنید؟

برای دریافت آموزش رایگان بیزینس پولساز دکتر کاویانی روی دکمه دریافت دوره بزنید