از کجا شروع کنیم وقتی حس می‌کنیم چیزی در زندگی مطابق میلمان پیش نمی‌رود؟

از کجا شروع کنیم

از کجا شروع کنیم وقتی حس می‌کنیم چیزی در زندگی مطابق میلمان پیش نمی‌رود؟

داشتن یک روز بد که در آن هیچ چیز به خوبی پیش نمی‌رود، گاها می‌تواند اتفاق بیافتد. اما سپس مواردی وجود دارند که در صورت ادامه یافتن می‌توانند به نقاط ضعف، احساس بی‌انگیزگی و ناامیدی بدل شوند. در ادامه نکاتی برای اینکه از کجا شروع کنیم تا از چاله ناامیدی خارج شویم و دوباره به میدان بازگردیم، ارائه می‌دهیم. 

از کجا شروع کنیم وقتی حس می‌کنیم چیزی در زندگی مطابق میلمان پیش نمی‌رود؟
از کجا شروع کنیم وقتی حس می‌کنیم چیزی در زندگی مطابق میلمان پیش نمی‌رود؟

کاری انجام دهید. هرکاری!

 

ممکن است احساس راکد بودن داشته باشید. خب، همین گونه هم هست! شما بیدار می‌شوید، سر کار می‌روید، به خانه برمی‌گردید، می‌خوابید و دوباره این چرخه را تکرار می‌کنید. از کجا شروع کنیم؟ گاهی لازم است تنوعی ایجاد کنید. مهم نیست که چه کاری باشد، اما اگر کاری را خارج از کارهای معمولتان انجام دهید، مخصوصا یادگیری چیزی، می‌تواند تاثیر جدی داشته باشد. می‌توانید چیزهای جدید پیدا کنید و با افراد جدیدی آشنا شوید که رنگ جدیدی به زندگی معمولتان ببخشند. 

اغلب افراد در زندگیشان احساس ناراحتی می‌کنند چون چیزی نیست که آنها را برانگیزد و جذب کند. اگر کاری ذره‌ای علاقه در شما ایجاد می‌کند، آنرا امتحان کنید. 

کاری که می‌کنید لازم نیست خیلی بزرگ باشد و می‌تواند یک چیز کوچک باشد. چیزی که اهمیت دارد این است که شما وارد عمل می‌شوید و کنترل را در دست می‌گیرید صرف نظر از اندازه‌ای که آن کار می‌تواند داشته باشد. شما به خودتان اثبات می‌کنید که توانایی تغییر احساساتتان را دارید. احساس دستاورد، شما را دوباره به حرکت در خواهد آورد. به تیم محله‌تان ملحق شوید، بافتنی ببافید، غذایی که قبلا نخورده‌اید را امتحان کنید و یا در آخر هفته به مسافرت بروید. 

هر جا که می‌توانید، حمایت‌گر و پشتیبان پیدا کنید. 

واقعیت این است که هیچ کس نمی‌تواند همه کارها را به تنهایی انجام دهد. کسی را پیدا کنید که به حرف‌هایتان گوش دهد و به شما توصیه دهد. 

از خانواده، دوستان یا محل کارتان، کسی را برای صحبت پیدا کنید. وقتی به کمک نیاز دارید، درخواست کمک هیچ اشکالی ندارد. اگر احساس افسردگی می‌کنید، بسیار ضروری است که درخواست کمک کنید. افسردگی احساسی است که شما را ضعیف نگه می‌دارد اما لازم نیست که اینگونه باقی بماند. 

به یاد داشته باشید، چک کردن سلامت روانی خود درست به اندازه سلامت جسمانی، اهمیت دارد. 

شما همیشه به حمایت و پشتیبانی نیاز دارید. درخواست کمک آسان نیست، اما اشخاصی که در زندگیتان هستند نمی‌خواهند شما را ناراحت ببینند. پس به چیزی برسید- افراد، مذهب، جملات انگیزشی- به محکم به آنها بچسبید و شروع به حرکت کنید.

ورزش کنید.

دلایل بسیاری برای ورزش وجود دارد، ولی بهترین زمان آن وقتی است که احساس افسردگی می‌کنید. از این طریق اعتماد به نفستان را افزایش می‌دهید، استرس خود را کاهش می‌دهید، خواب بهتری خواهید داشت و انرژی بیشتری برای کارهایی که اهمیت می‌دهید پیدا خواهید کرد. بعبارتی دیگر: شادمان‌تر خواهید شد. 

البته این ورزش لازم نیست کار خارق‌العاده‌ای باشد. اگر می‌پرسید از کجا شروع کنیم، می‌توانید با کارهای ساده‌ای مثل روزی ۲۵ دقیقه پیاده‌روی شروع کنید. 

اگر دنبال تغییر بزرگتری هستید، یک هدف ورزشی برای خودتان تعیین کنید. مثلا هدف برای دوچرخه سواری کوهستانی. البته لازم نیست در سخت‌ترین مسابقه دوچرخه‌ سواری کوهستان شرکت کنید! فقط تا حدی که به حرکت بیافتید، کنترل بیشتری را در دست می‌گیرید و آماده رویارویی با مشکلات زندگیتان خواهید شد. 

یک ورزش، سرگرمی یا عادت روزانه پیدا کنید و بلافاصله احساس بهتری خواهید داشت. 

به بیرون بروید.

آیا سپری کردن دقایقی در خارج از خانه، کاملا زندگی شما را تغییر خواهد داد؟ احتمالا نه، اما به عنوان گام اول برای احساس بهتر، خوب است. در واقع پژوهش‌ها نشان داده‌ است، گذراندن روزانه حداقل پنج دقیقه در طبیعت، می‌تواند در بهبود حس و حالتان تاثیر داشته باشد. 

پس بیرون بروید، پیاده روی کنید، به پیک نیک بروید و یا حتی برای چند دقیقه در پارکی بنشینید. تغییر فضا می‌تواند کمک کند. 

در زندگیتان تغییر ایجاد کنید. کوچک یا بزرگ.

برای افرادی که احساس افسردگی دارند، مورد خاصی وجود دارد که در آنها سنگینی می‌کند. می‌تواند محل زندگی یا کارتان باشد یا شخصی که شادی را از شما می‌گیرد. به زوایای زندگیتان فکر کنید و آنچه که می‌تواند منبع احساس منفی باشد که نیاز به تغییر دارد را پیدا کنید. 

اگر شغلتان چیزی است که شما را ناراحت می‌کند، لزوما لازم نیست از آن خارج شوید! تغییرات کوچکی برای ایجاد مرزهای بیشتر بین زمان کار و زمان شخصی خودتان، کفایت می‌کند. 

با ایجاد مرزهای بجا، وقت آزاد بیشتری خواهید داشت. می‌توانید آن وقت آزاد را برای استراحت و شارژ دوباره استفاده کنید.

گاهی اوقات تغییرات کوچک می‌تواند تاثیر داشته باشد، اما گاهی تغییرات بزرگتری نیاز است. شاید شخصی در زندگیتان چیزی جز انرژی منفی برایتان نمی‌آورد. با وجود سخت بودن آن، شما باید او را از زندگی خود بیرون بیا‌ندازید. 

گاهی تغییری که باید صورت گیرد، فقط در طرز فکر خودتان است. آیا فکر کرده‌اید که شاید اتفاقات آنطور که فکر می‌کنید بد نیستند. احتمال دارد که شما زیاد به نیمه خالی لیوان می‌نگرید. 

به یاد داشته باشید، هیچ چیز تا زمانی که شما وارد عمل نشوید، تغییر نمی‌کند. شما کنترل این را دارید که زمانتان را با چه کسی سپری کنید، چه کاری انجام دهید، در کجا زندگی کنید، کجا کار کنید و چگونه در مورد اتفاقات فکر کنید. یک تغییر ساده در هر یک از این موارد، کنترلی که لازم دارید را به شما ارائه کند. 

اینها مواردی برای پاسخ به سوال از کجا شروع کنیم؟ بودند. این نکات را بعنوان اثباتی فرض کنید که می‌توان بر افسردگی و سراشیبی های زندگی غلبه کرد.

مقالات خواندنی: 

تعریف کارآفرینی: کارآفرین بودن یعنی چه؟

پولار شدن به روش دکتر کاویانی

‌نمونه‌هایی از مهارت‌های پر‌درآمد که می‌تواند شما را ثروتمند کند

چگونه مهارت فروش کسب کنم؟

آیا باید یک استراتژی فروش را طراحی کنید؟

۱۰ مورد از بهترین کتاب‌های آموزش فروش

افزایش سریع فروش با تکنیک های اعتمادسازی

مهم‌ترین مهارت فروش کدامند؟ (بروزرسانی ۲۰۱۹)

۱۰ نکته کسب‌وکار و تجارت از موسس آمازون، جف بزوس

 ۱۵ درس از ایلان ماسک برای کسب و کار استارتاپی شما

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دریافت لینک دانلود