چگونگی استفاده از نیم کره راست مغز برای تقویت خلاقیت

خلاقیت

ممکن است درباره افراد “راست مغز” ( نیمکره راست ) یا ” چپ مغز” شنیده باشید. افسانه ای وجود دارد که بیش از یک قرن است که در حال گسترش است: مردم دو نیمکره مغز خود را دارند و اگر نیم کره چپ غالب آنها باشد، تحلیلگرتر هستند. و اگر نیم کره راست غالب داشته باشند، خلاق ترند. قبل از اینکه این نظریه را رد کنیم و سپس نکاتی را برای نحوه دسترسی افراد به مراکز خلاق مغزشان ارائه دهیم، ابتدا به تعریف خلاقیت و نیم کره های مغز می پردازیم.

خلاقیت چیست؟

خلاقیت نوعی ابتکار در انجام کارهاست. اینها می توانند کارهای معمولی باشند که با خلاقیت راحت تر انجام می شوند، یا کارهای جدیدی که می توان از آنها برای پیشبرد موضوع استفاده کرد. حالا می خواهد کار، مطالعه، هنر یا هر چیز دیگری باشد یا می تواند راه حلی برای یک مشکل باشد. بنابراین با پرورش خلاقیت می توان کارها را آسانتر و سریعتر انجام داد. به طور کلی می توان خلاقیت را ابزاری کمکی و ویژگی پیشرفت انسان دانست. قطعاً تعریف دقیقی از خلاقیت وجود ندارد و این مفهوم نیز مانند واژه های شادی و عشق، معانی و تعابیر بسیاری دارد; با این حال، بسیاری از دانشمندان بزرگ سعی کرده اند آن را از دیدگاه خود تعریف کنند. خلاقیت محدود به سن نیست و بیشتر نوع نگرش و نوع تفکر انسان را شکل می دهد و آن را در موضوعات مختلف شکوفا می کند. روش های مختلفی برای بهبود و پرورش خلاقیت در افراد وجود دارد که به کمک آنها هرکسی می تواند خلاقیت خود را در زمینه های مختلف شناسایی کند.

 

خلاقیت چیست؟

نظریه نیمکره راست و چپ مغز

در دهه ۱۸۰۰، دانشمندان کشف کردند که وقتی یک طرف مغز بیمار مورد اصابت قرار می گیرد، مجموعه خاصی از مهارت ها را فراموش می کنند. دانشمندان دریافته اند که هر مهارت به بخش خاصی از مغز مربوط می شود. داستان نیمکره راست و چپ مغز از اینجا شروع شد و تا به امروز ادامه دارد.

سپس در دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ راجر دبلیو اسپری ۱۶ عمل بر روی جسم پینه ای (توده ای از بافت سفید که دو نیمکره مغز را به هم متصل می کند) انجام داد تا بیماران مبتلا به صرع را درمان کند. انجام داد. سرانجام راجر اسپری نتیجه آن عملیات را که در مورد تفاوت بین دو نیمکره بود، یادداشت کرد.

راجر اسپری در سال ۱۹۷۳ در نیویورک تایمز با عنوان “نظریه عملکرد دیرهنگام هر قسمت از مغز” منتشر شد. خلاصه مقاله این بود که افراد یا راست مغز هستند (منطقی) یا چپ مغز (خلاق). از اینجا راجر اسپری جایزه نوبل را برای کارش دریافت کرد و از اینجا بود که چندین نشریه دیگر درباره همین داستان نیمکره راست و چپ مغز منتشر شد.

واقعیت این است که نظریه نیمکره چپ و راست مغز یک اغراق فاحش و شرم آور است. البته اون قسمتی که میگه مغز مردم دو نیمکره داره درسته. همچنین درست است که در ترکیب دو نیمکره تفاوت هایی وجود دارد. با این حال، ارتباط بین دو نیمکره بسیار بیشتر از آن چیزی است که تحقیقات راجر اسپری ثبت کرده است.

در مطالعه ای در سال ۲۰۱۳، دانشمندان مغز بیش از هزار نفر را برای اندازه گیری عملکرد خاص هر قسمت از مغز مورد بررسی قرار دادند. مطالعه آنها نشان داد که در حالی که برخی از عملکردها مختص یک نیمکره مغز هستند، نیمکره های مغز در واقع بسیار مرتبط تر و پیچیده تر از نظریه نیمکره چپ و راست هستند.

استعاره ای جدید در توصیف نیمکره های مغز

حال چگونه از افسانه نیمکره راست و چپ مغز عبور کنیم؟ ابتدا، بیایید ببینیم علوم شناختی معاصر در مورد ناحیه مغز، و روش های خلاقانه یا منطقی تفکر چه می گوید.

روانشناس، کارمن می گوید: “من قبلا بداهه نواز و محقق بداهه نوازی بودم. من تئاترهای بداهه، خبری و ادراکی نوشتم و فکر می کنم فکر کردن به بداهه و مغز می تواند نیمکره ها را کمی واضح تر برای ما توضیح دهد و پتانسیل خلاقیت مغز را توجیه کند.”

در قشر جانبی خلفی یا ناحیه دیالیز (DLPFC)، همانطور که فعالیت قشر میانی پیش پیشانی افزایش می یابد، فعالیت مراکز زبان خلاق نیز افزایش می یابد. قشر خلفی پیشانی با افکار خودآگاه مرتبط است. همان وجدانی که به شما می گوید فلان کار را نکنید یا اگر کار اشتباهی کردید، شما را سرزنش می کند.

تصویربرداری رزونانس مغناطیسی کاربردی (fMRI)، یک تکنیک تصویربرداری در MRI، نشان داده است که در حالی که بداهه‌نویسان آموزش‌دیده (در موسیقی، کیبورد، رپ و بداهه‌نویسی کمیک) بداهه‌پردازی می‌کنند، تغییرات جالبی در فعالیت مغز آنها رخ می‌دهد.

قشر میانی پیشانی یکی از نواحی مرتبط با بخش خلاق مغز است. بنابراین به جای فکر کردن به نیمکره راست و چپ مغز، بهترین و صحیح ترین کار این است که به طور خاص در مورد سایر مناطق خاص مغز فکر کنید. شاید بهتر باشد به این فکر کنیم که چه فعالیت‌ها و استراتژی‌هایی به ما اجازه می‌دهند که قشر خلفی ساعد را کنترل کنیم تا توانایی‌های قشر میانی پیشانی‌مان توسعه یابد.

چگونه با استفاده از نیمکره راست خود، خلاقیت خود را بهبود بخشید

فرقی نمی کند که بخواهیم نیمکره راست مغز را با نیمکره چپ مقایسه کنیم، خلاقیت را با منطق منطقی کنیم، یا قشر خلفی پیشانی را با قشر میانی پیشانی مقایسه کنیم. ما هنوز اطلاعات کافی در اختیار داریم تا بدانیم از کدام استراتژی ها می توانیم حداکثر از مغز خلاق خود استفاده کنیم.

بنابراین، اکنون که این افسانه نیمکره چپ و راست مغز را از بین برده‌اید و به نواحی مغز و مراکز خلاقیت آن در پرتو نظریه‌ی علوم اعصاب معاصر نگاه کرده‌اید، اجازه دهید چند کار را به شما بگوییم که می‌توانید برای کمک به مغز خلاق خود انجام داده و حداکثر سود را دریافت کنید.

انجام کار های هنری

انجام کارهای هنری

یکی از راه های استفاده حداکثری از خلاقیت مغز، انجام کارهای هنری است. حال چه بداهه گویی، چه بازیگری و چه رقصیدن، اجرای هنرهای مختلف تجسم شما را تقویت می کند و به شما کمک می کند تا از افکار منطقی و روزمره خود دور شوید.

یکی دیگر از مزایای انجام کارهای هنری این است که توجه شما را به چیز جدیدی جلب می کند. توجه و خلاقیت دو نیمه جدایی ناپذیر هستند و به شدت به یکدیگر وابسته هستند. وقتی بداهه می‌گوییم، بازی می‌کنیم و می‌رقصیم، باید به هنرمندان دیگر هم توجه کنیم. این ما را مجبور می کند که کمتر بر افکار آگاهانه و منطقی خود تمرکز کنیم. همچنین با رهایی از قید و بندهای منطقه، تفکر و بیان خلاق ما به طرز چشمگیری بهبود خواهد یافت.

وی می گوید: یکی از نتایج تحقیقات ما در مورد بداهه این بود که با تمرکز روی همکاران و کارهای فعلی، می توانیم کارها را خیلی راحت تر انجام دهیم و به اصطلاح جلو بیفتیم. به گفته دکتر  Csikszentmihalyi، استاد روانشناسی و مدیریت، حالت جریان حالت روانی مطلوبی است که در آن دشواری کار ما در حد مهارت ما است. زمانی که احساس می کنیم در حال حاضر هستیم و از فعالیت های خود لذت می بریم، درک ما از زمان تغییر می کند.

انجام کار های هنری

هنرهای تجسمی را تجربه کنید

معلم هنر بتی ادواردز کتابی به نام نقاشی در سمت راست مغز نوشت. در این کتاب نیز به وضوح می بینیم که چگونه تغییر در توجه ما می تواند منجر به افزایش تفکر خلاق ما شود.

کتاب ادواردز به دانش آموزان ترفندهای هنری می آموزد تا دیدگاه آن ها را نسبت به جهان تغییر دهد. به عنوان مثال، یک تمرین دانش‌آموزان را تشویق می‌کند که موضوع نقاشی خود را اکنون یا اشیاء یا چیزهای دیگر را قبل از طراحی وارونه کنند. این امر هنرمندان را وادار می کند تا از منظر جدیدی به مسائل نگاه کنند. این تغییر باعث می شود که بیشتر روی فردیت اجزا و الگوی اشیا تمرکز کنند و در نتیجه بهتر ترسیم کنند.

با تغییر دیدگاه خود، می توانیم به مرکز خلاقیت مغز خود دسترسی پیدا کنیم. برای اینکه از افکار منطقی و انتقادی خود دور بمانید و همه چیز را از منظری جدیدتر و خلاقانه تر ببینید، حتما در کلاس هنر ثبت نام کنید.

رفتن به دنیای هپروت

فکر می کنم همه ما حداقل یک بار خود را مجبور به خلاقیت کرده ایم. وقتی این کار را انجام می‌دهیم، در واقع تلاش می‌کنیم تا نواحی فکری و منطقی مغزمان را خلاق کنیم. درست مثل این است که از باغبان خود بخواهید عمل آپاندیس را انجام دهد! همانطور که می دانید منظور من این نیست.

در عوض، فکر خود را به چیزهای خوب در زندگی منحرف کنید. پیاده روی طولانی داشته باشید و یک دوش آرام بگیرید. بگذار ذهنت برای خودش آزاد باشد.

هر کاری که می خواهید انجام دهید، خودتان را مجبور به خلاقیت نکنید. این استراحت کوتاه به مراکز خلاقیت مغز شما اجازه می دهد تا شروع به کار کنند و به ذهن شما برسند.

حضور ذهن را تمرین کنید

آخرین ترفند برای استفاده از به اصطلاح نیمکره راست، تمرین تمرکز حواس است. امروزه روش های مختلفی برای تمرین ذهن آگاهی وجود دارد. می توانید یک روش فیزیکی مانند کلاس یوگا را انتخاب کنید. یا می توانید مراقبه کنید، از افکار خود آگاه باشید و با احساسات خود یکی شوید.

همچنین می توانید سعی کنید تمرینات ورزشی سرگرم کننده را در برنامه روزانه خود بگنجانید، مانند راه رفتن در خیابان های فرعی یا تظاهر به کارآگاه بودن و زیر نظر گرفتن همه چیز.

ذهن آگاهی را به هر شکلی که می توانید تمرین کنید، زیرا می تواند به مغز شما کمک کند تا در یک روز عادی به افکار خود پی ببرید. اگر می‌خواهیم به خلاقیت دلخواه خود برسیم، باید در نحوه عملکرد مغز خود استاد شویم. حضور ذهن راهی است تا ما در درک مغز خود استاد شویم.

حضور ذهن فوایدی مانند آرامش، کند کردن تنفس و کمک به هوشیاری بیشتر دارد که همگی راه هایی برای استفاده حداکثری از پتانسیل خلاقانه ما هستند.

کارهایی که حضور ذهن را تقویت می کنند عبارتند از:

  • گوش دادن به موسیقی در سبک های مختلف (سنتی، پاپ و…)
  • مدیتیشن انجام دهید
  • به چیزی غیرقابل دسترس فکر کنید (مانند اختراع عجیب و غریب و غیره)
  • با دستان خود بنویسید (افکار خود را روی یک کاغذ با مداد بنویسید)
  • افکار پوچ را به حداقل برسانید
  • به چیزی آبی یا سبز نگاه کنید (این دو رنگ به مرور زمان خلاقیت را افزایش می دهند)
  • با حرکات دستان خود صحبت کنید
  • بیرون از خانه بنشینید (جایی مثل پارک)
  • دراز بکشید و به ابرها یا ستاره ها خیره شوید
  • کمی بخند (خنده باعث افزایش خلاقیت می شود)
  • برای سرکار به روش های مختلف به خانه بروید، نه فقط به روش معمولی
  • زمانی را بیرون از خانه با دوستان باهوش بگذرانید
  • با دستان خود چیزی درست کنید
  • اجتماعی باشید و در جمع زیاد صحبت کنید
  • ورزش (به خصوص یوگا و بیلیارد)
  • یک بازی ویدیویی انجام دهید
  • ۳۰ دقیقه در روز بخوابید (حتی چرت زدن هم خوب است)
  • در کافی شاپ بنشینید و رفتار دیگران را تماشا کنید
  • لیستی از مشکلات خود تهیه کنید و آنها را حل کنید تا دچار درگیری ذهنی نشوید
  • با افراد کنایه آمیز معاشرت نکنید
  • یک اتاق خلاقانه ایجاد کنید و ابزارهایی مانند مکعب روبیک را در آن قرار دهید
  • زمانی که خسته هستید کار کنید تا تنش روحی خود را افزایش دهید
  • زمانی را به تنهایی بگذرانید و ۱۰ دقیقه در روز فکر کنید (۱۰ دقیقه کافی است)
  • آزادانه فکر کنید و ایده های خود را بنویسید

سخن پایانی

بنابراین، این درست نیست که بگوییم نیمکره سمت راست ما قسمت خلاق مغز ما است، اما در هر صورت، خیلی خوب است که روی بهبود مراکز خلاقیت مغزمان کار کنیم. راهش این است که آرام باشید، هوشیار باشید، دیدگاهتان را تغییر دهید، حرکت کنید، چیز جدیدی را امتحان کنید و در نهایت خودتان را مجبور به انجام کاری نکنید. خلاقیت بسیار ناپایدار است. زمانی که ما بیشتر به آن نیاز داریم می تواند ناگهان ما را ترک کند، اما اگر آرام باشیم و از زاویه دیگری به مسائل نگاه کنیم، شانس بیشتری برای فعال کردن مرکز خلاقیت مغزمان خواهیم داشت، حتی اگر منظورمان نیمکره راست مغز نباشد.

اگه لذت بردی برای دوستات از طریق این دکمه ها بفرست.

همیشه پیگیر آموزش باش

دیدگاه

در بحث‌‌ پیرامون این مقاله شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دریافت لینک دانلود