تفاوت بین قیف فروش و قیف بازاریابی

وقتی صحبت از بازاریابی و فروش می‌شود، اصطلاحات “قیف بازاریابی” و “قیف فروش” اغلب به‌جای یکدیگر استفاده می‌شوند. بااین‌حال، آنها یک چیز نیستند و درک تفاوت‌های کلیدی بین این دو مفهوم برای توسعه یک استراتژی بازاریابی و فروش موثر بسیار مهم است. در این مقاله، تفاوت قیف بازاریابی و قیف فروش را از دیدگاه یک متخصص بررسی می‌کنیم و توضیح می‌دهیم که چرا درک این تفاوت‌ها مهم است.

قیف بازاریابی: رویکردی جامع برای جذب مشتری

قیف بازاریابی یک رویکرد جامع برای جذب مشتری است که کل سفر مشتری، از آگاهی اولیه تا پیگیری پس از خرید را در برمی‌گیرد. این شامل چندین مرحله است، از جمله آگاهی، علاقه، توجه، قصد، ارزیابی، خرید، حفظ و حمایت. هدف قیف بازاریابی جذب مشتریان بالقوه، تعامل با آنها در طول سفر مشتری و در نهایت تبدیل آنها به حامیان وفادار برند است.

مرحله آگاهی

مرحله آگاهی اولین مرحله از قیف بازاریابی است. اینجا جایی است که مشتریان بالقوه از برند شما و آنچه ارائه می‌دهید آگاه می‌شوند. در این مرحله، کسب‌وکارها از تاکتیک‌های بازاریابی مختلفی مانند تبلیغات، بازاریابی محتوا، رسانه‌های اجتماعی و بهینه‌سازی موتورهای جستجو برای جذب مشتریان بالقوه استفاده می‌کنند.

مرحله علاقه

مرحله علاقه جایی است که مشتریان بالقوه شروع به نشان‌دادن علاقه به برند شما و آنچه شما دارید می‌کنند. در این مرحله، کسب‌وکارها از پیام‌ها و محتوای هدفمند استفاده می‌کنند تا مشتریان بالقوه را درگیر کنند و اطلاعات بیشتری در مورد محصولات یا خدمات خود به آنها ارائه دهند.

مرحله بررسی

مرحله بررسی جایی است که مشتریان بالقوه شروع به بررسی اینکه آیا برند شما مناسب نیازهای آنها است یا خیر. در این مرحله، کسب‌وکارها از مطالعات موردی، توصیفات و بررسی‌ها برای ارائه اثبات اجتماعی و ایجاد اعتماد با مشتریان بالقوه استفاده می‌کنند.

مرحله قصد

مرحله قصد جایی است که مشتریان بالقوه شروع به نشان‌دادن قصد واضح برای خرید می‌کنند. در این مرحله، کسب‌وکارها از پیام‌های هدفمند و فراخوان برای اقدام برای تشویق مشتریان بالقوه برای برداشتن گام بعدی در سفر مشتری استفاده می‌کنند.

مرحله ارزیابی

مرحله ارزیابی جایی است که مشتریان بالقوه گزینه‌های خود را ارزیابی می‌کنند و برند شما را با رقبا مقایسه می‌کنند. در این مرحله، کسب‌وکارها از پیام‌ها و محتوای هدفمند استفاده می‌کنند تا ارزش منحصربه‌فرد خود را به نمایش بگذارند و خود را از رقبا متمایز کنند.

مرحله خرید

مرحله خرید جایی است که مشتریان بالقوه خرید می‌کنند و به مشتریان واقعی تبدیل می‌شوند. در این مرحله، کسب‌وکارها از پیام‌های هدفمند و تجربه خرید یکپارچه استفاده می‌کنند تا فرایند خریدی تاحدامکان آسان و بدون اصطکاک در اختیار مشتری قرار دهند

مرحله نگهداری

مرحله حفظ جایی است که کسب‌وکارها بر حفظ مشتریان و تبدیل آنها به حامیان وفادار برند تمرکز می‌کنند. در این مرحله، کسب‌وکارها از تاکتیک‌های مختلفی مانند بازاریابی ایمیلی، برنامه‌های وفاداری و خدمات استثنایی به مشتریان استفاده می‌کنند تا مشتریان را درگیر و راضی نگه دارند.

مرحله حمایت

مرحله حمایت جایی است که کسب‌وکارها از مشتریان وفادار خود برای تبلیغ برند خود و جذب مشتریان جدید استفاده می‌کنند. در این مرحله، کسب‌وکارها از تاکتیک‌هایی مانند برنامه‌های ارجاع، مطالعات موردی و محتوای تولید شده توسط کاربر استفاده می‌کنند تا مشتریان خود را به حامیان برند تبدیل کنند و مشتریان جدیدی جذب نمایند.

آشنایی با مراحل قیف بازاریابی

قیف فروش: تمرکز محدودتر بر تبدیل سرنخ‌ها به فروش

قیف فروش یک مفهوم محدودتر است که به طور خاص بر سفر مشتری از آگاهی اولیه تا خرید تمرکز دارد. قیف فروش نیز شامل چندین مرحله از جمله آگاهی، علاقه، توجه، قصد، ارزیابی و خرید است. هدف قیف فروش انتقال مشتریان بالقوه در هر مرحله از قیف و در نهایت تبدیل آنها به مشتریان واقعی است.

مرحله آگاهی

مرحله آگاهی جایی است که مشتریان بالقوه از برند شما و آنچه ارائه می‌دهید آگاه می‌شوند. در این مرحله، کسب‌وکارها از تاکتیک‌های بازاریابی مختلفی مانند تبلیغات، بازاریابی محتوا، رسانه‌های اجتماعی و بهینه‌سازی موتورهای جستجو برای جذب مشتریان بالقوه استفاده می‌کنند.

همچنین بخوانید:  بازاریابی کلامی چیست؟

مرحله علاقه

مرحله علاقه جایی است که مشتریان بالقوه شروع به نشان‌دادن علاقه به محصول یا خدمات شما می‌کنند. در این مرحله، کسب‌وکارها از پیام‌ها و محتوای هدفمند استفاده می‌کنند تا مشتریان بالقوه را درگیر کنند و اطلاعات بیشتری در مورد محصول یا خدمات خود به آنها ارائه دهند.

مرحله بررسی

مرحله بررسی جایی است که مشتریان بالقوه شروع به بررسی این می‌کنند که آیا محصول یا خدمات شما مناسب نیازهای آنها است یا خیر. در این مرحله، کسب‌وکارها از مطالعات موردی، توصیفات و بررسی‌ها برای ارائه اثبات اجتماعی و ایجاد اعتماد با مشتریان بالقوه استفاده می‌کنند.

مرحله قصد

مرحله قصد جایی است که مشتریان بالقوه شروع به نشان‌دادن قصد واضح برای خرید می‌کنند. در این مرحله، کسب‌وکارها از پیام‌های هدفمند و فراخوان برای اقدام برای تشویق مشتریان بالقوه برای برداشتن گام بعدی در سفر مشتری و نزدیک‌تر شدن به خرید استفاده می‌کنند.

مرحله ارزیابی

مرحله ارزیابی جایی است که مشتریان بالقوه گزینه‌های خود را ارزیابی می‌کنند و محصول یا خدمات شما را با رقبا مقایسه می‌کنند. در این مرحله، کسب‌وکارها از پیام‌ها و محتوای هدفمند استفاده می‌کنند تا ارزش منحصربه‌فرد خود را به نمایش بگذارند و خود را از رقبای خود متمایز کنند.

مرحله خرید

مرحله خرید جایی است که مشتریان بالقوه خرید می‌کنند و به مشتریان پرداخت‌کننده تبدیل می‌شوند. در این مرحله، کسب‌وکارها از پیام‌های هدفمند و تجربه خرید یکپارچه استفاده می‌کنند تا فرایند خرید تاحدامکان آسان و بدون اصطکاک انجام شود.

خوب تا اینجا مطمئناً شما بیشتر متوجه شباهت‌های قیف بازاریابی و فروش شده‌اید، اما اجازه دهید به طور دقیق‌تر به تفاوت‌های این دو بپردازیم تا بتوانید بهتر نقش و کاربرد هرکدام را درک کنید.

آشنایی با مراحل قیف فروش

درک تفاوت‌های کلیدی بین قیف بازاریابی و قیف فروش

درک تفاوت‌های کلیدی بین قیف بازاریابی و قیف فروش برای توسعه یک استراتژی بازاریابی و فروش موثر بسیار مهم است. درحالی‌که هر دو قیف شباهت‌های مشترکی دارند و ممکن است در برخی زمینه‌ها همپوشانی داشته باشند، اما از نظر دامنه، اهداف و رویکرد جذب مشتری به طور قابل‌توجهی متفاوت هستند. همچنین این دو گاهی با نقشه سفر مشتری اشتباه گرفته می شوند که می توانید برای درک این موضوع نیز مقاله تفاوت سفر مشتری با قیف فروش چیست را هم مطالعه کنید.

محدوده یا دامنه

اولین تفاوت کلیدی بین قیف بازاریابی و قیف فروش دامنه آنهاست. قیف بازاریابی رویکرد گسترده‌تری برای جذب مشتری دارد و کل سفر مشتری از آگاهی اولیه تا پیگیری پس از خرید را در برمی‌گیرد. در مقابل، قیف فروش دامنه محدودتری دارد و به طور خاص بر سفر مشتری از آگاهی اولیه تا خرید تمرکز دارد.

اهداف

دومین تفاوت کلیدی بین قیف بازاریابی و قیف فروش، اهداف اصلی آنهاست. هدف اصلی قیف بازاریابی جذب مشتریان بالقوه، تعامل با آنها در طول سفر مشتری و در نهایت تبدیل آنها به حامیان وفادار برند است. از سوی دیگر، هدف اصلی قیف فروش، انتقال مشتریان بالقوه در هر مرحله از قیف و در نهایت تبدیل آنها به مشتریان واقعی است.

رویکرد

سومین تفاوت کلیدی بین قیف بازاریابی و قیف فروش، رویکرد آنها به جذب مشتری است. قیف بازاریابی رویکرد جامع‌تری دارد و از تاکتیک‌های بازاریابی مختلف مانند تبلیغات، بازاریابی محتوا، رسانه‌های اجتماعی و بهینه‌سازی موتورهای جستجو برای جذب و جذب مشتریان بالقوه استفاده می‌کند. از سوی دیگر، قیف فروش رویکردی هدفمندتر را در پیش می‌گیرد و از تاکتیک‌های خاصی مانند جذب سرنخ‌ها، تماس‌های فروش و پیام‌های شخصی برای انتقال مشتریان بالقوه در هر مرحله از قیف و در نهایت تبدیل آنها به مشتریان واقعی استفاده می‌کند.

پیگیری پس از خرید

چهارمین تفاوت کلیدی بین قیف بازاریابی و قیف فروش، رویکرد آنها به پیگیری پس از خرید است. قیف بازاریابی روی پیگیری پس از خرید و حفظ مشتری حساب می‌کند، درحالی‌که قیف فروش این کار را نمی‌کند. قیف بازاریابی از تاکتیک‌هایی مانند بازاریابی ایمیلی، برنامه‌های وفاداری و خدمات استثنایی به مشتریان استفاده می‌کند تا مشتریان را درگیر و راضی نگه دارد، درحالی‌که قیف فروش صرفاً بر جذب مشتریان جدید متمرکز است.

معیارها

پنجمین تفاوت کلیدی بین قیف بازاریابی و قیف فروش، معیارهای مورداستفاده برای سنجش موفقیت است. قیف بازاریابی بر معیارهایی مانند آگاهی از برند، تعامل، ارزش طول عمر مشتری و رضایت مشتری تمرکز دارد. در مقابل، قیف فروش بر معیارهایی مانند نرخ تبدیل، میانگین ارزش سفارش و هزینه جذب مشتری متمرکز است.

همچنین بخوانید:  بودجه بازاریابی چیست؟

درک تفاوت‌های کلیدی بین قیف بازاریابی و قیف فروش

اهمیت درک تفاوت بین قیف بازاریابی و قیف فروش

درک تفاوت بین قیف بازاریابی و قیف فروش به چند دلیل مهم است.

توسعه یک استراتژی بازاریابی و فروش موثر

اول و مهم‌تر از همه، درک تفاوت‌های بین قیف بازاریابی و قیف فروش برای توسعه یک استراتژی بازاریابی و فروش موثر بسیار مهم است. با درک سفر مشتری و مراحل مختلف هر قیف، کسب‌وکارها می‌توانند پیام‌های بازاریابی، پیشنهادات محصول و تجربه مشتری خود را برای برآورده‌کردن بهتر نیازها و ترجیحات مشتریان خود تنظیم کنند. این می‌تواند منجر به جذب و حفظ مشتری مؤثرتر، افزایش رضایت مشتری و در نهایت درآمد بیشتر شود.

شناسایی تاکتیک‌های بازاریابی موثر

درک تفاوت‌های بین قیف بازاریابی و قیف فروش به کسب‌وکارها کمک می‌کند تا تشخیص دهند کدام تاکتیک‌های بازاریابی در هر مرحله از سفر مشتری مؤثرتر هستند. به‌عنوان‌مثال، رسانه‌های اجتماعی می‌توانند در مرحله آگاهی از قیف بازاریابی مؤثرتر باشند، درحالی‌که بازاریابی ایمیلی می‌تواند در مرحله ارزیابی قیف فروش مؤثرتر باشد. با تطبیق تاکتیک‌های بازاریابی در مراحل مختلف هر قیف، کسب‌وکارها می‌توانند اثربخشی تلاش‌های بازاریابی خود را به حداکثر برسانند.

بهینه‌سازی تلاش‌های بازاریابی و فروش

درک تفاوت‌های بین قیف بازاریابی و قیف فروش به کسب‌وکارها کمک می‌کند تا تلاش‌های بازاریابی و فروش خود را بهینه کنند. با ردیابی و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها در هر مرحله از قیف، کسب‌وکارها می‌توانند نقاط درد را شناسایی کنند، تجربه مشتری را بهبود بخشند و نرخ تبدیل را افزایش دهند. به‌عنوان‌مثال، اگر یک کسب‌وکار در مرحله ارزیابی قیف فروش متوجه نرخ ریزش بالایی شود، می‌تواند بازخورد مشتری را تجزیه‌وتحلیل کند و پیام‌ها یا محصولات خود را برای برآورده‌کردن بهتر نیازهای مشتری تنظیم کند.

همسو کردن تلاش‌های بازاریابی و فروش

یکی دیگر از مزایای کلیدی درک تفاوت‌های بین قیف بازاریابی و قیف فروش این است که به کسب‌وکارها کمک می‌کند تا تلاش‌های بازاریابی و فروش را همسو کنند. وقتی تیم‌های بازاریابی و فروش با هم کار می‌کنند، می‌توانند استراتژی جذب و حفظ مشتری مؤثرتری ایجاد کنند. برای مثال، تیم‌های بازاریابی می‌توانند از داده‌ها برای شناسایی مشتریان بالقوه و ایجاد کمپین‌های بازاریابی هدفمند استفاده کنند، درحالی‌که تیم‌های فروش می‌توانند از این اطلاعات برای شخصی‌سازی رویکرد فروش خود و ارائه تجربه بهتر برای مشتری استفاده نمایند.

اهمیت درک تفاوت بین قیف بازاریابی و قیف فروش

نقش داده‌ها در درک و بهینه‌سازی قیف‌ها

داده‌ها نقش مهمی در درک و بهینه‌سازی قیف بازاریابی و قیف فروش دارند. با جمع‌آوری و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها در هر مرحله از قیف، کسب‌وکارها می‌توانند نقاط درد را شناسایی کرده، رفتار مشتری را ردیابی و اثربخشی تلاش‌های بازاریابی و فروش خود را اندازه‌گیری کنند. در اینجا چند روش کلیدی در استفاده از داده‌ها برای بهبود و بهینه‌سازی قیف آورده شده است:

پیگیری و ردیابی رفتار مشتری

یکی از مزایای کلیدی داده این است که به کسب‌وکارها اجازه می‌دهد رفتار مشتری را در هر مرحله از قیف ردیابی کنند. با استفاده از تجزیه‌وتحلیل وب‌سایت، کسب‌وکارها می‌توانند نحوه حرکت بازدیدکنندگان را در مراحل مختلف قیف، صفحاتی که بیشترین زمان را در آن صرف می‌کنند و کجا رها می‌کنند، پیگیری کنند. این داده‌ها می‌تواند به کسب‌وکارها کمک کند تا نقاط درد را در قیف شناسایی کرده و تنظیماتی برای بهبود تجربه مشتری اعمال نمایند

شناسایی شاخص‌های کلیدی عملکرد

همچنین می‌توان از داده‌ها برای شناسایی شاخص‌های کلیدی عملکرد فروش (KPI) که به کسب‌وکارها کمک می‌کند تا تلاش‌های بازاریابی و فروش خود را بهینه کنند، استفاده کرد. برای مثال، کسب‌وکارها می‌توانند نرخ تبدیل، نرخ حفظ مشتری و سایر KPIها را برای اندازه‌گیری اثربخشی تلاش‌های بهینه‌سازی قیف خود ردیابی کنند. با ردیابی این شاخص‌ها در طول زمان، کسب‌وکارها می‌توانند زمینه‌های بهبود را شناسایی کرده و استراتژی خود را بر اساس آنها تنظیم کنند.

شخصی‌سازی تجربه مشتری

همچنین می‌توان از داده‌ها برای شخصی‌سازی تجربه مشتری و بهبود بهینه‌سازی قیف استفاده کرد. با جمع‌آوری داده‌ها در مورد ترجیحات، رفتار و جمعیت‌شناسی مشتری، کسب‌وکارها می‌توانند پیام‌ها و پیشنهادات محصول خود را طوری تنظیم کنند که نیازهای مشتری را بهتر برآورده کنند. برای مثال، اگر یک کسب‌وکار متوجه شود که مشتریان در یک جمعیت مشخص، ویژگی خاصی از محصول را ترجیح می‌دهند، می‌توانند پیام‌ها و پیشنهادات محصول خود را طوری تنظیم کنند که نیازهای آن بخش مشتری را بهتر برآورده کنند.

همچنین بخوانید:  نهایی کردن فروش

تست A/B

همچنین می‌توان از داده‌ها برای انجام تست A/B برای بهینه‌سازی قیف استفاده کرد. با آزمایش انواع مختلف پیام‌رسانی، تاکتیک‌های بازاریابی و ارائه محصول، کسب‌وکارها می‌توانند تشخیص دهند که کدام رویکرد در هر مرحله از قیف مؤثرتر است. این رویکرد مبتنی بر داده به کسب‌وکارها کمک می‌کند تا بر اساس داده‌های به‌دست‌آمده تصمیم بگیرند که همین درنهایت می‌تواند منجر به بهبود نرخ تبدیل و حفظ مشتری شود.

اهمیت همسویی تلاش‌های بازاریابی و فروش

همسویی تلاش‌های بازاریابی و فروش برای موفقیت یک تجارت بسیار مهم است. هنگامی که تیم‌های بازاریابی و فروش با همکار می‌کنند، می‌توانند یک استراتژی جذب و حفظ مشتری موثر ایجاد کنند که منجر به افزایش درآمد و رضایت مشتری می‌شود. در اینجا چند دلیل کلیدی وجود دارد که چرا همسوسازی تلاش‌های بازاریابی و فروش مهم است:

پیام‌رسانی مداوم

همسویی تلاش‌های بازاریابی و فروش تضمین می‌کند که پیام‌ها در تمام نقاط تماس یکسان است. وقتی تیم‌های بازاریابی و فروش با همکار می‌کنند، می‌توانند پیامی واحد ایجاد کنند که با مشتریان بالقوه طنین‌انداز می‌شود و تجربه یکپارچه مشتری را از آگاهی اولیه تا پیگیری پس از خرید ارائه می‌کند. این ثبات به ایجاد اعتماد و اعتبار نزد مشتریان کمک می‌کند و می‌تواند منجر به افزایش فروش و وفاداری مشتری شود.

بهبود کیفیت سرنخ

وقتی تیم‌های بازاریابی و فروش با همکار می‌کنند، می‌توانند رویکرد هدفمندتری برای جذب مشتری ایجاد کنند. تیم‌های بازاریابی می‌توانند از داده‌ها برای شناسایی مشتریان بالقوه و ایجاد کمپین‌های بازاریابی هدفمند استفاده کنند که در هر مرحله از قیف به آنها برسد، درحالی‌که تیم‌های فروش می‌توانند از این اطلاعات برای شخصی‌سازی رویکرد فروش خود و ارائه تجربه بهتر برای مشتری استفاده کنند. این رویکرد هدفمند منجر به بهبود کیفیت سرنخ و نرخ تبدیل می‌شود.

چرخه‌های فروش سریع‌تر

همسو کردن تلاش‌های بازاریابی و فروش می‌تواند به چرخه‌های فروش سریع‌تر منجر شود. وقتی تیم‌های بازاریابی و فروش با همکار می‌کنند، می‌توانند مشتریان بالقوه را زودتر در قیف شناسایی کنند و رویکرد فروش شخصی‌تری را ارائه دهند که نیازهای خاص و نقاط درد آنها را برطرف می‌کند. این رویکرد شخصی منجر به چرخه‌های فروش سریع‌تر و افزایش درآمد می‌شود.

بهبود نرخ حفظ مشتری

همسویی تلاش‌های بازاریابی و فروش نیز که جز راندمان فروش است، برای حفظ مشتری مهم است. وقتی تیم‌های بازاریابی و فروش با همکار می‌کنند، می‌توانند نقاط درد مشتری را شناسایی کنند و یک رویکرد پیگیری شخصی‌تر ایجاد کنند که نیازها و نگرانی‌های آنها را برطرف کند. این رویکرد منجر به افزایش رضایت و وفاداری مشتری و در نهایت افزایش درآمد و سودآوری می‌شود.

تصمیم‌گیری داده‌محور

وقتی تیم‌های بازاریابی و فروش با همکار می‌کنند، می‌توانند از داده‌ها برای تصمیم‌گیری آگاهانه در مورد جذب و حفظ مشتری استفاده کنند. با ردیابی رفتار مشتری و اندازه‌گیری اثربخشی تلاش‌های بازاریابی و فروش، کسب‌وکارها می‌توانند زمینه‌های بهبود را شناسایی کرده و استراتژی خود را بر اساس آن تنظیم کنند. این رویکرد داده‌محور منجر به بهبود جذب و حفظ مشتری و در نهایت افزایش درآمد و سودآوری می‌شود.

اهمیت همسویی تلاش‌های بازاریابی و فروش

نتیجه‌گیری

در نتیجه، درک تفاوت‌های کلیدی بین قیف بازاریابی و قیف فروش برای توسعه یک استراتژی بازاریابی و فروش موثر بسیار مهم است. قیف بازاریابی رویکرد جامع‌تری برای جذب مشتری دارد، درحالی‌که قیف فروش به طور خاص بر تبدیل سرنخ‌ها به فروش متمرکز است. با درک این تفاوت ها و استفاده از داده‌ها برای ردیابی و بهینه‌سازی هر دو قیف، کسب‌وکارها می‌توانند استراتژی جذب و حفظ مشتری مؤثرتری ایجاد کنند. علاوه بر این، همسویی تلاش‌های بازاریابی و فروش می‌تواند به کسب‌وکارها کمک کند تا یک تجربه مشتری یکپارچه ایجاد کنند که منجر به افزایش رضایت و وفاداری مشتری می‌شود.

سوالات متداول

قیف بازاریابی چیست؟

قیف بازاریابی یک رویکرد جامع برای جذب مشتری است که کل سفر مشتری، از آگاهی اولیه تا پیگیری پس از خرید را در برمی‌گیرد. این شامل چندین مرحله است، از جمله آگاهی، علاقه، توجه، قصد، ارزیابی، خرید، حفظ و حمایت.

قیف فروش چیست؟

قیف فروش یک مفهوم محدودتر است که به طور خاص بر سفر مشتری از آگاهی اولیه تا خرید تمرکز دارد. قیف فروش نیز شامل چندین مرحله از جمله آگاهی، علاقه، توجه، قصد، ارزیابی و خرید است.

حالا که تااینجای مقاله را مطالعه کردید پیشنهاد میکنیم صوت و ویدئوی زیر را که به نوعی تکمیل کننده پست هستند نیز مشاهده و گوش کنید تا اطلاعات خود را در این زمینه کامل کنید

به چالش ۵ روزه یادگیری مسیر ثروت بپیوندید.

دکتر کاویانی یک دوره آموزشی ۴جلسه ای به نام «مدار ثروت» دارن، در این دوره دکتر کاویانی مسیر ثروتمند شدنی که خودشون طی کردن رو بهتون آموزش میدن.

دوره های دکتر کاویانی

اینستاگرام خودساخته

روزمرگی های دکتر کاویانی

تلگرام خودساخته

مطالب انگیزشی روزانه

اگه لذت بردی برای دوستات از طریق این دکمه ها بفرست.

همیشه پیگیر آموزش باش

دوره های رایگان

دیدگاه

در بحث‌‌ پیرامون این مقاله شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دریافت لینک دانلود